سین چهارم - سیستانی

                                                                                            چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹


در کشاکش قیام شیعیان در زمان صدّام حسین بسیاری از علمای بزرگ عراق به قتل رسیدند. یکی از افسران عراقی یک روحانی ایرانی‌الاصل را در صندوق عقب ماشینش دست‌وپابسته برای کشتن می‌برد که خیلی تصادفی چشمش به تلویزیون پاسگاه افتاد. تصویر دیدار صدّام و آیت‌الله خویی را نشان می داد که برای پایان‌دادن به غائله با هم دیدار می‌کردند. آن افسر همین‌قدر می‌دانست که روحانی داخل ماشین شاگرد خویی است و اگر رابطه‌ی رهبرش با خویی رو به بهبود می‌رفت، پس ممکن بود که برای کشتن او بعداً مؤاخذه شود. برای کشتن همیشه وقت هست؛ اگر حالا نه چند روز دیگر ولی مرده را نمی‌توان دوباره زنده کرد. اینگونه شد که سیّدعلی سیستانی از پیوستن به جمع قربانیان آن واقعه باز ماند تا بعدها علاوه بر وظایف دینی خود تأثیری سرنوشت‌ساز در تاریخ کشور عراق نیز بگذارد.

اینکه سیستانی چگونه در سرپاایستادن عراق پس از صدّام حسین،‌ شکل‌گیری حکومتی انتخابی، جلوگیری از تجزیه‌ی عراق و از همه مهمتر ممانعت از تصدّی‌گری سیاسی برای روحانیان و تکرار تجربه‌ی ایران ایفای نقش کرد حکایت مفصّلی است. آنچه به این نوشته و سال گذشته مربوط می شود ایستادن علنی او برابر دخالتهای آشکار ایران در عراق است.

یک‌بار آن زمانی بود که در حالیکه مقامات ایرانی از تداوم نخست‌وزیری عادل عبدالمهدی دفاع می‌کردند، همراه با معترضان عراقی از لزوم تغییر او گفت. بار دیگر نیز محکومیّت حمله‌ی موشکی ایران به پایگاه عین‌الاسد بود. او پیشتر هم از حمله‌ی امریکا به سلیمانی و مهندس انتقاد کرده بود و به رهبر ایران نیز تسلیت گفته بود ولی این موضع نشان داد که وی با هرگونه دخالت خارجی در عراق مخالف است،‌ خواه ایران،‌ خواه امریکا.

امّا مهمترین موضع‌گیری او پس از سخنان خامنه‌ای درباره‌ی اعتراضات عراق و ربط‌دادن آن به امریکا و کشورهای مرتجع منطقه بود که ضمن محکوم‌کردن خشونت از هر دو طرف، از مطالبات مردمی حمایت کرد. این بار اوّلی بود که سیستانی آشکارا خلاف نظر خامنه‌ای سخن می‌گفت و البتّه خامنه‌ای هم پس از آن دیگر درباره‌ی اعتراضات عراق سخن نگفت.

خامنه‌ای مدلی مشهور و تکراری در ربط آنچه نمی‌پسندد به دشمن فرضی دارد که بی‌شباهت به مدل برره‌ای نیست. در مانورها دشمن فرضی فقط یک فرض است ولی او این فرض را مسلّم می‌گیرد و بر اساس آن استدلال می‌کند و چه بسا نیروهایش تلفات هم بدهند. بهار عربی خوب است ولی در سوریه انحرافی است. اعتراض در کشورهای عربی خوب است ولی در سوریه و لبنان کار دشمن است. هرگونه اعتراض در ایران کار دشمن است. گفته می‌شود کرونا کار دشمن باشد ولی چه بسا دکترهایشان خودشان بخواهند بیایند ببینند که حمله‌ی سمّی آنها چگونه اثر کرده است.

اینطور می‌شود که ایران مرزهایش را به روی چین نمی‌بندد و کرونا وارد می‌کند ولی عراق بلافاصله مرزهایش را بر ایران می بندد. قم قرنطینه نمی‌شود تا ایران قرنطینه شود ولی حرم نجف و کربلا زودتر از حرم قم و مشهد بسته می‌شود در حالیکه مقدار ابتلا در دو کشور قابل مقایسه نیست. مدل دین‌ورزی عراق سنّتی است و اشکال فراوان دارد ولی ابداً با مذهب سیاست‌زده‌ی ایران در خور قیاس نیست که هر امری را دستمایه‌ی سیاست‌بازی می‌کند و از هر کاهی کوهی می‌سازد. نقش سیستانی در این میان بسیار بارز و چشمگیر است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفاً نظر خود را با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق بگذارید.

Real Time Web Analytics