سه‌شنبه

جمله‌های سینمایی - ۳۳

                                                                                               سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
           
دیکتاتور بزرگ  
یک دیکتاتور همه‌رقم برای مردمش ترسناک است ولی خود دیکتاتور فقط از یک چیز مردم می‌ترسد: آگاهی.
   
ماه تلخ
هر کسی یه رگ سادیسمی داره، بهترین چیزی که می‌تونه اونو بجنبونه اینه که بدونی کسی رو در بند خودت داری.
  
جرم
همه جور نون دیدم، نون سنگک، ‌نون بربری،‌ نون لواش، نون تافتون ولی هیچ‌جا نون حلال ندیدم.
   
بروس قدرتمند
دو نیم کردن سوپ معجزه نیست بروس، شعبده‌بازیه، مادری که دوجا کار میکنه ولی بازم برای دیدن تمرین فوتبال پسرش وقت میگذاره معجزه‌س. نوجوونیکه به موادمخدر نه و به تحصیلات آره میگه معجزه‌س . مردم از من میخوان همه کاری براشون انجام بدم ولی چیزی که تشخیص نمیدن قدرت خودشونه. میخوای معجزه ببینی، ‌خودت معجزه باش.

ربه‌کا 
ماکسیم: تمام زنان زیبا که عادت دارند مردها رو زیر تأثیر خودشون ببینن وقتی مردی رو پیدا میکنن که نمی‌تونن روش نفوذ داشته باشن ازش متنفر میشن. ربه‌کا هیچوقت عاشق من نبود، ازم متنفر بود...متنفر.

شنبه

تجاوز و پرده‌پوشی

                                                                                                   شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۷
 

یکی از دوستان به مناسبتی از یکی از تلخ‌ترین خاطراتش در دوران مسئولیّت می‌گفت. ماجرا به اوایل دهه‌ی هفتاد در مشهد برمی‌گردد که پلیس متوجّه سلسله قتلهایی شد که به نظر می‌آمد با هم مرتبط باشند. تجاوز به زن یا زنان بخش ثابت آن بود که گاه مرد و کودکی هم جزو مقتولان بودند. مدّتها جستجوی پلیس ادامه یافت ولی مجرمان باهوش بودند و سرنخی نمی‌دادند. آن زمان هم گستره‌ی دوربینها و سایر تجهیزاتی که الآن هست وجود نداشت. مجرمان زمانی به تله افتادند که اوّلین و آخرین اشتباهشان را انجام دادند و دختری را که گویا خیلی نظرشان را جلب کرده بود زنده گذاشتند با این تهدید که فردا می‌آیی فلان جا تا تو را سوار کنیم و گرنه پدر و مادرت را می‌کشیم. دختر تا صبح بیدار ماند و مردّد بود تا آخرش ماجرا را به والدینش گفت و آنها هم بلافاصله به پلیس اطّلاع دادند. پلیس به او گفت که سر ساعت همانجا که گفتند می‌روی و بقیّه‌ی کار را به ما بسپار. ماشین آنها که نزدیک شد با اخطار پلیس مواجه شد و فرار کرد و پس از یک تعقیب و گریز در میدان ده دی مشهد، راننده با اصابت گلوله کشته شد و همراهش گیر افتاد. همین تیراندازی موضوع را رسانه‌ای کرد.

فرد دستگیرشده دست‌کم به انجام ۳۵ فقره جنایت اعتراف کرد. متجاوزان گروهی از جوانان مرفّه بودند که صرفاً به خاطر هیجان دست به جنایت می‌زدند. هر فقره شامل یک یا چند دختر و زن یا خانواده بود که ربوده می‌شدند و در ناحیه‌ای در جادّه‌ی مشهد به توس که اطراف جادّه دارای پستی و بلندی‌هایی بود که می‌شد ماشین‌ها را در آن مخفی کرد، به زنان تجاوز می‌کردند، سپس همه را می‌کشتند و در گوشه‌ای از شهر رها می‌کردند. این خبر بازتابی محدود در رسانه‌های محلّی داشت و مانند ماجرای خفّاش شب همه‌گیر نشد در حالیکه بسیار از آن وحشتناک‌تر بود.

متأسّفانه از این دست اخبار در نقاط مختلف کشور کم نیست که فقط بخشی از آن به رسانه‌ها کشیده می‌شود. در ماجرای دختران ایرانشهر نیز اوّلاً اگر سخنان امام‌جمعه‌ی این شهر نبود کسی باخبر نمی‌شد، ثانیاً پرده‌پوشی خود خانواده‌ها که فقط سه نفر از حدّاقل ۴۱ مورد شکایت کردند در تداوم آن مؤثّر بوده است. از این سه نفر هم فقط یکی حاضر به معاینه‌ی پزشکی شده است.

در موارد این چنینی اگر صداوسیمایی به واقع ملّی داشتیم، می‌شد به نفع آسیب‌دیدگان فرهنگ‌سازی کرد به این معنا که قبح تجاوز را فقط متوجّه به متجاوز دانست نه کسی که به او تجاوز شده. چنین فردی کاملاً پاک، بیگناه و دارای حق است که ستمی را که بر او رفته فریاد بزند و داد بطلبد و بستاند. اگر در ماجرای ایرانشهر اوّلین خانواده بلافاصله به پلیس مراجعه می‌کردند، کار زودتر فیصله می‌یافت. به بیان دیگر سکوت خانواده‌ی قربانی به معنای دادن مجوّز به متجاوز برای ادامه‌ی کار خودش است و متأسّفانه آنها نیز در تداوم آن شریکند. در حادثه‌ی مشهد از آنجا که قربانیان کشته می‌شدند بالاخره سرنخی از فاجعه در کار بود ولی از تجاوزی که پنهان بماند کسی باخبر نمی‌شود، در نتیجه تحقیق و تفحّصی در کار نخواهد بود.

مثال مشهد را برای این آوردم که بگویم موضوع منحصر به ایرانی و افغانستانی یا این شهر و آن شهر یا حتّی زن و مرد نیست؛ جرم در هر جایی رخ می‌دهد و اطّلاع‌رسانی سریع تنها راه جلوگیری از ادامه‌ یا تکرار آن است. موضع نماینده‌ی خمینی‌شهر در نفی یا کم‌رنگ‌کردن و مسکوت‌گذاشتن آن دقیقاً خلاف مصالح مردم آن شهر و کشور است. شاید رسانه‌های منتقد گاهی بزرگنمایی کنند ولی این در برابر بزرگی فاجعه هیچ است. مجرمان فقط در سکوت و بی‌خبری با خیال راحت می‌توانند جنایت کنند.

یک وجه دیگر ماجرا تضاد اینگونه اخبار با وجه مذهبی اغراق‌شده‌ای است که نظام حاکم تلاش می‌کند از ایران یا به اصطلاح امّ‌القرای جهان اسلام ارائه کند. اینگونه اخبار نشان می‌دهد که ایران نیز مانند هر جای دیگر است و رسانه‌های رسمی تنها چهره‌ی روتوش‌شده‌ی آن را نمایش می‌دهند. مشهد مذهبی‌ترین شهر ایران است ولی آمار بعضی ناهنجاری‌ها در آن از سطح متوسّط کشور بیشتر است. واقع‌بین باشیم و کمی و کاستی خود را در آینه‌ی رسانه‌های بیطرف ببینیم و آینه‌شکنی نکنیم که دودش در چشم خودمان خواهد رفت.

یکشنبه

حاشیه بر اخبار - ۲۹

                                                                                                یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۷

   
 قوّه‌ی قضا: کسی که غیرقانونی با موبایل برنامه‌ی ملک‌مطیعی را ضبط کرده بود، شناسایی و دستگیر شد.
- آفرین بر این سرعت عمل در امور مهم، قیاس شود با امور بی‌اهمیّت مثل فرار اختلاس‌گران و اسیدپاشان.

حمله‌ی معترضان به صالحی در پیاده‌روی روز قدس.
- تا او باشد فرمان ۱۹۰هزارسوی رهبر را زیر سؤال نبرد.

درخواست هاشمی شاهرودی از رهبر نظام برای تبدیل حکم مرتضوی به جزای نقدی.
- سودای رهبری آینده باعث شده بود در اینجور موارد سکوت کند؛‌ اشتباه محاسباتی.

قاسم سلیمانی: آن مقدار فرصتی که در بحران‌ها هست در خود فرصت‌ها نیست.
- نتیجه: تا می‌توانیم بحران‌آفرینی می‌کنیم.

سعید مرتضوی پس از ده روز حبس، یک ماه مرخّصی گرفت.
- تظاهر به اجرای عدالت هم این شکلی نیست چه رسد به خود عدالت.

سلامی: پس از حمله‌ی موشکی به جولان به صهیونیستها گفتیم که اگر جواب دهید،‌ تل‌آویو را با خاک یکسان می‌کنیم و آنها هم هیچ غلطی نکردند.
- وقتی هستند کسانی که فرق راکت را با موشک نفهمند، از چهار حمله‌ی منجر به کشته‌شدن دست‌کم پنجاه ایرانی بی‌خبر باشند،‌ ندانند که روسیه و اسرائیل برای راندن ایران از مرزهای اسرائیل به توافق رسیده‌اند و...چرا این حرفها را نگوید؟

پس از انتقال سفارت امریکا، روسیه برای نخستین‌بار مراسم روز ملّی خود را در قدس غربی برگزار می‌کند.
- لابد قدمی در راستای تحقّق پیش‌بینی رهبرنظام پیرامون نابودی قریب‌الوقوع اسرائیل.
  
پیشین: حاشیه بر اخبار - ۲۸

پنجشنبه

رهبر غیرمسئول

                                                                                               پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷
 
 
 رهبر نظام در دیدار با دانشجویان و در پاسخ به انتقادها گفت که رهبر فقط نیروهای مسلّح را مدیریّت می‌کند ولی گرچه رؤسای صداوسیما و قوّه‌ی قضائیّه را منصوب می‌کند امّا در مدیریّت آنها نقشی ندارد و خودش در گذشته به صداوسیما انتقاد هم داشته است.
  
ابتدا برویم سر وقت نیروهای مسلّح؛ چهار نقد کلّی به بخشی از نیروهای مسلّح یعنی سپاه پاسداران وارد است که هرچند تنها دانشجوی منتقد جرأت پرداختن به آنها را نداشت ولی مخالفان رهبرنظام بارها آن را بیان کرده‌اند:
  
یک. ورود سپاه به دسته‌بندی‌های سیاسی و جناحی داخلی.
دو. ورود سپاه به پروژه‌‌های اقتصادی مجاز و غیر مجاز (قاچاق و اسکله‌های غیررسمی)
سه. نقش‌آفرینی منفی سپاه قدس در کشورهای همسایه.
چهار. موازی‌کاری اطلاعات سپاه با وزارت اطّلاعات و برخورد با منتقدان داخلی.

شرح این چهار نکته مفصّل است؛ هم من و هم دیگر منتقدان بارها به آن پرداخته‌ایم امّا حکایت نهادهایی که رهبر مسئول آن را منصوب می‌کند جالبتر است. به یک معنا حرف خامنه‌ای درست است اگر رهبر را مسئول تک‌تک اعمال سازمانهای زیر نظرش بدانیم. اگر یک قاضی در شهری تخلّف کرده به رهبر چه ربطی دارد؟ ولی اگر یک تخلّف آشکار و خلاف قانون اساسی نه تنها بارها از دستگاه قضا سر بزند که به رویّه تبدیل شود و همه پیرامونش بگویند و بنویسند و لاجرم به گوش رهبر نیز برسد و اعتنایی نکند یا حتّی تأیید هم بکند چه؟ مگر می‌شود مسئول نباشد؟ برای مثال اصول سی‌ودو تا سی‌ونه قانون اساسی سالهاست که برای فعّالان سیاسی،‌ روزنامه‌نگاران و طیفهای گوناگون منتقد تبدیل به افسانه شده است. روند دستگیری،‌ بازداشت و برخورد با متّهمان سیاسی ابداً سنخیّتی با مفاد اصل سی‌ودو ندارد، اصول سی‌وسه و سی‌وشش درباره‌ی محصوران رعایت نمی‌شود، بعضی افراد مصون از دادخواهی‌اند و به بعضی شکایات (مثل شکایت تاجزاده و خاتمی از جنّتی) رسیدگی نمی‌شود و نخواهد شد (سی‌وچهار). امکان تعیین وکیل و دیدار با وکلا برای همه میسور نیست (سی‌وپنج). شکنجه‌های متعدّدی گزارش شده که بعضاً به فوت یا نقص عضو انجامیده ولی همچنان ادامه دارد (سی‌وهشت). هتک حرمت بازداشتیان بارها گزارش شده ولی متوقّف نشده است (سی‌ونه).

موارد فوق تخلّفهای جزئی نیستند تا رهبر بتواند بگوید به من ربطی ندارد. اگر مجلس خبرگان مستقّلی داشتیم، با عنایت به موارد فوق باید به‌خاطر تخلّف آگاهانه‌ی قوّه‌ی قضائیّه از قانون اساسی و سکوت طولانی رهبر در برابر این تخلّفها در طول حدود سه دهه وی را عزل می‌کرد ولی اینطور نیست. 

جمله‌های سینمایی- ۳۲

                                                                                                     پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷
               
مورد عجیب بنجامین باتن
وقتی بعد از مدتها برمی‌گردی خونه می‌بینی همه‌چی مثل سابقه، همون شکل،‌ همون حس،‌ همون بو. اونوقت می‌فهمی تنها چیزی که عوض شده ‌خودتی.

بیل را بکش
انتقام اصلاً مثل یه خط صاف و مستقیم نیست؛ ‌مثل یه جنگله که توش خیلی راحت راه رو گم می‌کنی یا فراموش می‌کنی که از کجا اومدی.

۴۰۰ضربه
پسر: بابا من پول لازم دارم.
پدر: چی؟
پسر: من ۱۰۰۰ فرانک پول لازم دارم.
پدر: یعنی امیدواری ۵۰۰ تا گیرت بیاد، پس واقعاً ۳۰۰ تا لازم داری. بیا این ۱۰۰ تا رو بگیر.

آپارتمان
باکستر به فرن، پس از اقدام به خودکشی:
- نمیتونی حالا بری؛ دکتر گفت ۴۸ساعت طول میکشه تا اون مواد از بدنت خارج بشه.
- چقدر طول میکشه تا خاطرات یک نفر از بدنت خارج بشه؟
 
هزاردستان
جهانگیر فروهر: فرق میان شاهد و قاتل اینه که قاتل شاهده امّا شاهد قاتل نیست. البتّه خواجه‌ی شیراز میگه که شاهده که کمر به قتل آدمی بسته. عرفا هم تعبیر دیگه‌ای از شاهد دارن پس فرق زیادیه میان شاهد و شاهد.

سه‌شنبه

آغاز بحران ایران-ترامپ

                                                                                                 سه‌شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷
   
    
امریکای ترامپ با اظهارنظر اخیر پمپئو گویا می‌خواهد تمام حساب چهل‌سال گذشته‌اش با نظام ایران را یک‌جا تسویه کند. گذشته از قول ترامپ درباره‌ی پاره‌کردن برجام و اصرار به نابودکردن میراث اوباما،‌ حوادث یک‌سال گذشته نیز در این بین بی‌تأثیر نبوده است. سیاست امریکا ترکیب پیچیده‌ای از سلطه‌گری یا امپریالیسم، منافع ملّی و لابی‌های کشورهای دیگر است که هر یک به نحوی یکدیگر را تکمیل می‌کنند. ایران روی ترامپ تاجر حساب باز کرده بود که بی‌جهت کاری نمی‌کند که ضرر مادّی برایش داشته باشد و به تضمین قرارداد بوئینگ نیز نیم‌نگاهی داشت ولی لابی قدرتمند عربی بر ایران چربید و کفّه‌ی ترازو را به آن طرف سنگین‌ کرد. ترامپ پیش از این از فایده‌ی ایران در سوریه و عراق گفته بود که با دشمن مشترکشان می‌جنگد ولی با پایان استیلای داعش این امتیاز نیز از بین رفت. در این میان هر قدر از تحریک عربستان پیش و پس از اعدام شیخ نمر و اشغال سفارت بگوییم کم گفته‌ایم. سخن سرداران نظامی پیرامون احتمال پایگاه‌زدن در سوریه و یمن و شعارنویسی روی موشک نیز محکم‌کاری کسانی بود که سر به تن برجام نمی‌خواستند. به اینها درگیری ایران و اسرائیل در سوریه را نیز بیفزایید.
  
جز امریکا و نظام ایران که یکی با هر دوازده‌بندی که پمپئو گفت موافق و دیگری مخالف است، بازیگران دیگری نیز هستند که هر کدام با بخشی از آن موافق یا مخالفند و این مسئله را بسیار پیچیده می‌کند. مخالفت اروپا با ترامپ حدّاکثر ناظر به بخش هسته‌ای خواسته‌های امریکاست ولی درباره‌ی مسائل منطقه‌ای و ‌موشکی مذاکره را لازم می‌دانند. روسیه نیز آرام‌آرام با قدرت‌گرفتن اسد خواهان خروج ایران شده که ممکن است در درازمدّت شاهرگ حیاتی حزب‌الله را هم تضعیف کند. حکایت عراق و یمن نیز با تفاوتهایی از همین دست است. نکته اینجاست که جز ارتباط ایدئولوژیک با حزب‌الله، هیچ کشور یا گروهی در ازای کمک ایران،‌ تسلیم خواسته‌های این کشور نخواهد شد. فلسطینیان به ایران این تذکّر را دادند ولی نمی‌دانیم که آیا شنیده شد یا نه.
  
حکایت منتقدان نظام ایران داستان دیگری است. گذشته از چندپاره بودن آنان ولی سلیقه‌ای که من می‌پسندم طرفدار برجام و مخالف دخالت خارجی ایران در کشورهای دیگر است. حمایت از حزب‌الله تا آنجا که سدّی برابر زیاده‌خواهی و تجاوز اسرائیل باشد خوب است و بیش از آن نه. حمایت از فلسیطنیان نباید همراه با تعیین تکلیف برای آینده‌ی آنان باشد که مثلاً حتماً باید طرفدار نابودی اسرائیل هم باشند. رابطه‌ی ایران و طالبان در هر شکلی مذموم است؛‌ اگر بحث حقّابه‌ی ایران است باید از راه دیگری حل شود،‌ اگر بحث تضعیف داعش است، باید با کمک به دولت مرکزی باشد. حوثی‌ها فقط بخشی از مردم یمن‌اند و به اندازه‌ی تعدادشان در آینده‌ی یمن سهم دارند و نباید آنان را انقلابیان یمن و طرف دیگر را مزدور سعودی خواند. می‌بینید که برآیند این چهار دیدگاه، معضل را پیچیده‌تر می‌کند.
   
برخی اصلاح‌طلبان سابق و لاحق در بیانیّه‌های تویتری خود نوشته‌اند که اگر رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی و گسترش آزادی‌های مدنی و چه و چه را شاهد باشیم، امریکا و جهان در برابر ایران کاری از پیش نمی‌برند ولی این حرف شعاری بیش نیست. اگر نظام سر عقل بیاید و دست از بسط روزافزون دایره‌ی قدرت خود و محدودکردن هرچه‌بیشتر آزادیهای شهروندان بردارد،‌ حدّاکثر جلو شورشهای اجتماعی را می‌گیرد ولی این چه ربطی به تحریمهای ریزودرشت خواهد داشت؟ ایران اگر نتواند مشکلات خود با دیگر کشورها، به ویژه امریکا و کشورهای منطقه را حل یا کم کند،‌ یک کوبای بزرگ خواهد شد.

مهم این است که منتقدان بدانند به قول ابوالفضل قدیانی تهدید خارجی نباید باعث شود که استبداد داخلی در پرانتز قرار داده شود. آزادیخواهان باید هر دو را با هم نقد کنند؛‌ نه از ترس ترامپ، از کارهای غلط نظام دفاع کنند و نه از جور نظام به قدرت خارجی پناه ببرند. با کمال تأسّف تعداد کسانی که بتوانند این موازنه را به شکلی مفید و مطلوب در اندیشه و کنش خود برقرار کنند بسیار کم‌ است. 

وبگردی با اعمال شاقّه

                                                                                               سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
 
 
به عنوان نویسنده‌ای کاملاً ناشناس وارد وب شدم ولی یک‌ماه‌ونیم بیشتر طول نکشید که ایمایان فیلتر شد. احتمالاً در این زمینه جزو رکوردداران باشم. در تمام این مدّت اگر فیلترشکن نبود در وب قدم از قدم نمی‌توانستم بردارم. بزرگترین تأسّفی که همیشه درباره‌ی زندگی و گذشته‌ی خود خورده‌ام وقتی است که ضایع شد و بهتر می‌شد از آن استفاده کرد. اعصاب‌خردکن‌ترین بخش فعّالیّت من در وب سروکلّه‌زدن با فیلترشکن‌های ریزودرشت بود و وقتی که بابت آن صرف کردم. اگر در داخل کشورید لابد در این چند وقت به‌ویژه پس از فیلترینگ تلگرام متوجّه مسدودکردن بی‌سابقه‌ی فیلترشکن‌ها و وی‌پی‌ان‌ها شده‌اید.
  
وزیر ارتباطات درباره‌ی بستن فیلترشکن‌ها مطالبی گفته که جای تأمّل دارد. او گفته که استفاده از فیلترشکن‌ها مطلوب کسانی است که به دنبال براندازی کشورند و بسیاری از این فیلترشکن‌ها نیز باج‌افزارند. او نمی‌گوید که چرا بخش بزرگی از وب باید فیلتر باشد تا استفاده از فیلترشکن لازم شود. او نمی‌داند که «کشور» را برنمی‌اندازند بلکه یک نظام را برمی‌اندازند و مهمترین سایتهای فیلترشده منتقدند و نه برانداز. چرا باید آن قدر فیلترینگ گسترده باشد که حالا در خطر استفاده از باج‌افزار قرار بگیریم؟ چرا نمی‌توانید اعتراف کنید که در برابر منتقدان کم آورده‌اید و چاره‌ای جز بستن دهان‌ها ندارید؟ پارازیت‌انداختن روی امواج ماهواره هم روی دیگر محدودیّت وب است.

نکته اینجاست که ترجیع مکرّر سخنان روحانی در دوران انتخابات تأکید بر اینترنت آزاد و پرهیز از فیلترینگ بود. او حالا باید در برابر سخنان وزیر پاسخگو باشد. لازم است بگویم که بسیاری از سایتهای مفید درست در همین یک‌سال اخیر فیلتر شدند و فیلترینگ همچنان قربانی می‌گیرد. همانطور که با یک اتّفاق ساده نباید هشتگ زد که «روحانی پشیمانیم»، نباید خلافکاریها و خلف‌وعده‌ها را به بهانه‌‌ی شرایط کنونی (که همیشه‌ی خدا حسّاس است) نادیده گرفت.

مدافعان نظام متخصّص جرجیس‌یابی‌هند و تلاش می‌کنند که در برابر هر ناراستی درون کشور یک مصداق هرچند کوچک در غرب بیایند و آن را بزرگ کنند. در برابر برخورد پلیس با متخلّفان یا سانسور کتاب یا هر مسأله‌ی دیگری بلافاصله می‌گویند که بله در آنجا هم...! امّا در برابر پارازیت‌انداختن روی امواج ماهواره و فیلترینگ گسترده همراهانی جز چین و چند کشور مشابه نمی‌یابند. کدام نظام تواناتر و استوارتر است، ‌آنکه ترسی از رسیدن نظر مخالفان و منتقدان به شهروندان خود ندارد یا آنکه تمام روزنه‌های انتقاد و مخالفت را می‌بندد؟

شنبه

حاشیه بر اخبار - ۲۸

                                                                                                 شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
   

رهبر نظام در سال ۹۲: اگر اسرائیل غلطی بکند، تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم.
احمد خاتمی پس از چهار حمله‌ی اسرائیل: اگر اسرائیل دیوانگی کند تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم.
- نتیجه اینکه حرف مرد یکی است.

حشمت‌الله فلاحت‌پیشه: واکنش بشّار اسد به حمله‌ی اسرائیل منفعلانه بود. ما شش‌سال جوانانمان را برای دفاع از سوریه دادیم و روسیه بعدها وارد شد.
- وقت بیداری اهل شعار از خواب آرام‌آرام فرامی‌رسد.

محمّدعلی نجفی در دفاع از حسینی مکارم نامه نوشته است.
- افکار عمومی یکی از مؤلّفه‌های تصمیم‌گیری در سیاست است. اگر اصلاح‌طلبان آن را نادیده بگیرند،‌ دودش دیریازود به چشمشان خواهد رفت.

مؤسّسه نشر آثار امام خواستار حذف ۱۳۰ صفحه از خاطرات ابراهیم یزدی شد.
- این است قدرت ِ«روایت رسمی خمینی».

روسیه پس از دیدار نتانیاهو از مسکو از دادن اس-سیصد به سوریه منصرف شد.
- هر قدر در وصف همراهی و ارزش دوست «محور مقاومت» بگوییم باز هم کم است.

 پیشین:‌ حاشیه بر اخبار - ۲۷

چهارشنبه

فرجام برجام

                                                                                        چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
 
 
 ترامپ از برجام خارج شد نه به خاطر اینکه برنامه‌ای دیگر یا اصولاً درکی از سازوکار دیپلماسی جهانی دارد؛ او در یک‌سال گذشته مشغول قلع‌وقمع تمام دستاوردهای اوباما بود و این هم یکی از آنهاست. عربستان و برخی کشورهای عربی که به هنگام امضای برجام خیلی محتاطانه از آن استقبال کردند، حالا از خروج امریکا نیز استقبال کردند؛‌ قاعدتاً یکی از این دو واکنش باید جعلی باشد که حتماً اوّلی  است. یکی بودن واکنش نتانیاهو، سعودی و کیهانیان در داخل حتماً معنادار است. کیهان که برجام را به نفع امریکا و ضرر ایران و‌ خروج امریکا از برجام را نامحتمل می‌دانست؛ حتّی جواد لاریجانی نیز چنین می‌پنداشت که خوب مانند دیگر رویدادهای عالم سیاست عیار سیاست‌دانی برخی افراد نیز مشخّص شد. دلواپسان پیش از آنکه امریکا از برجام خارج شود آن راآتش زدند و دلواپسان مجلس نیز پرچم امریکا را به آتش کشیدند تا همنوایی خود با دشمنان را جشن بگیرند. این از مقدّمه ولی قرار است به کجا برسیم؟
  
به اینجا که از تجویز برخی برای برجامهای دیگر در شگفتم. از دعوت به رفع حصر یا گشایش فضای سیاسی و آزادی زندانیان سیاسی و جز آن نیز. این پیشنهادها مبتنی بر یک پیش‌فرض است که «نظام» از وضع کنونی ناراضی باشد یا نیازی به کمک مردم احساس کند که حالا به او بگوییم برای اتّحاد با هم احتیاج به فلان اعمال است ولی اینطور نیست. حیات نظام به دشمن‌پردازی و بیگانه‌ستیزی است. برجام، ‌صلح و مذاکره باطل‌السّحر نظام است؛ حالا که مجالی پدید آمده که تمام اینها را زیر سؤال ببرد و دوباره به مرگ‌برامریکا،‌ آتش‌زدن پرچم و حتّی ابراز بی‌اعتمادی به دیگر کشورهای اروپایی برسد، ‌چرا باید ناراحت باشد؟ چرا باید احساس نیاز به منتقدان کند که برای جلب رضایت آنان کاری کند؟ اگر قرار است درخواستهایی مانند رفع حصر، ‌گشایش سیاسی و تغییر رفتار با منتقدان را به هر بهانه‌ای تکرار کنیم که هیچ،‌ اگر قرار است صرفاً با صدای بلند با خود سخن بگوییم که هیچ ولی اگر قرار است با حاکمیّت حرف بزنیم، باید بدانیم که اصلاً احساس بدی از عمل ترامپ ندارد و احساس خطر نمی‌کند که حالا نیازی به یاری کسی داشته باشد.
  
برادران قاچاقچی،‌ صاحبان اسکله‌های غیرمجاز و دولت باتفنگ که پرورش‌دهنده‌ی زنجانی‌ها، احمدی‌مقدّم‌ها و نامهای اختصاری بی‌نام‌ونشان بودند حالا  رؤیای بازگشت به دوران طلایی تحریم را در سر می‌پرورند و به دعوت اتّحاد ملّی منتقدان می‌خندند. ترامپ اوّل و آخرش از برجام خارج می‌شد مگر اینکه دیپلماسی روحانی رابطه‌ای شبیه به رابطه‌ای که با اوباما ایجاد کرد با او ایجاد می‌کرد در آن صورت شاید بختی برای ادامه‌ی برجام بود ولی هم از این طرف امکانش نبود و هم از آن طرف لابی اسرائیلی-سعودی به شدّت فعّال بود و کناررفتن تیلرسون نیز آخرین امکان مصالحه را از بین برد.

حالا چه باید کرد؟ اجماع جهانی در خارج از امریکا و انتقاد شدید و بی‌رحمانه‌ی داخلی از ترامپ بی‌سابقه است. تا کنون سیاست خارجی ایران چنین همراهانی نداشته است. اگر امریکا فقط یک کشور معمولی بود این حتّی یک پیروزی برای ایران نیز بود ولی امریکا بیش از یک کشور است. وقتی بی‌اجازه‌اش اکثر شرکتهای مسافربری نتوانند محصولاتشان را به ایران بفروشند و صدور نفت و معامله‌ی دلاری با ایران ناممکن شود یعنی قضیّه جدی‌تر این حرفهاست. ایران در ماههای گذشته تلاش کرده که یورو را با دلار و قطر را به جای امارات به عنوان واسطه‌ی معاملات ارزی خود جایگزین کند ولی اینها درمان موقّت است. اروپا،‌ چین و روسیه باید بتوانند از سالها مذاکره و توافق بین‌المللی دفاع کنند و گرنه هیچ تضمینی برای هیچ توافقی در آینده نیست که کشوری چون امریکا آن را به هم نزند. کشورهایی مانند فرانسه و اخیراً روسیه مذاکرات درباره‌ی مسائل موشکی و منطقه‌ای را نیز لازم دیده‌اند و این کار را دشوارتر می‌کند. گذشته از لازم‌نبودن مذاکره درباره‌ی توان دفاعی،‌ مخالفان داخلی خود منتقد حضور منطقه‌ای ایران‌اند پس با معادله‌ای چندمجهولی سروکار داریم. خوش‌بختانه برعکس دوران احمدی‌نژاد حالا افرادی باتجربه سکّان سیاست خارجی ایران را دست دارند و حتّی رهبری که دم از آتش‌زدن برجام می‌زد با احتیاط با اقدام ترامپ برخورد کرده است. به گمانم بداند که درحالی‌که بحران آب و‌ اعتصابهای شغلی نارضایتی زیادی به وجود آورده، بالارفتن دوباره‌ی تورّم،‌ گرانی و نرخ ارز ممکن است به شورشهایی بینجامد که اصل نظام را هدف بگیرد. فعلاً باید منتظر ماند و دید که پنج کشور مذاکره‌کننده و ایران چه راهکارهایی در برابر ترامپ می‌اندیشند. مسأله فقط یک توافق نیست،‌ گزینش صلح و مفاهمه در برابر رجزخوانی و حالت قرمز است. طرفداران داخل و خارج این دسته‌بندی نیز کاملاً مشخّص‌اند و پیروزی یک‌طرف، طرف دیگر را تا مدّتها به محاق خواهد برد.

شنبه

تلگرام پشیمان‌سازی

                                                                                             شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
   

شاید فقط در ایران رفع فیلتر سایتی چون تویتر می‌تواند وعده‌ی انتخاباتی یک نامزد ریاست‌جمهوری باشد. درباره‌ی تلگرام نیز همین فکر را می‌کردم تا اینکه همه دیدند فیلترشدن تلگرام در روسیه به چه واکنش و تظاهراتی انجامید و فهمیدیم خداراشکر تنها نیستیم. تلگرام وسیله‌‌ی ارتباط میلیونها ایرانی بود و هست، نقش‌‌آفرینی آن در انتخابات و اعتراضات ۹۶ یا به قول معاون مرکز ملّی فضای مجازی «مدیریّت موضوعات اجتماعی»، باعث شد در دستور کار فیلترینگ قرار بگیرد، ‌آن هم از بالاترین سطح نظام که منظور خامنه‌ای است. حتّی پیش از اینکه روحانی در اینستاگرامش بنویسد که بالاترین سطح با حکمی فرمایشی آن را به قوّه‌ی غیرمستقل قضائیّه دیکته کرده است نیز زمزمه‌اش بود که او از این موضوع ناراضی است.
 
غلامحسین الهام در نقدی که بر فیلترینگ تلگرام داشت گفت که تلگرام ابزار است، ‌نه ماهیّت حقیقی دارد نه حقوقی، ‌شکایتی از آن نشده و نه قوّه‌ی قضائیّه و نه دولت نمی‌توانند چنین تصمیمی اتّخاذ کنند و اساساً این موضوع ماهیّت قضایی ندارد. طبیعی است که در صورتی که «بالاترین سطح» خودش این موضوع را می‌گفت این انتقادها حتّی از سوی اصولگرایان متوجّه او بود. اینها در صورتی است که خودش مدّعی است «محرمانه نداریم» و طبعاً این ادّعای مضحک را باید به دیگر دروغهای نظام افزود.
 
رهبر نظام که ردّپای تصمیمهایش در بسیاری از امور هست، ترجیح می‌دهد نامی از وی به میان نیاید تا پیامدهای سیاستهای ضدّمردمی دامنگیرش نشود. حصر نمونه‌ی دیگری است که وی و نزدیکانش پشت ‌آن بودند ولی هربار گناهش را گردن جای دیگری می‌اندازند. حالا هم خبر می‌رسد که تلاشها برای رفع حصر با شرط «بالاترین سطح» روبه‌رو شده که به نمایش خیابانی (یعنی شادمانی مردم) نینجامد و همین شرط موضوع را فعلاً به محاق برده است. همین «مردم» را داشته باشید.

محمود رجبی معاون مصباح یزدی در مصاحبه‌ نظر مردم و خوشحالی و ناراحتی آنها را در اتّخاذ تصمیمها بی‌اهمیّت دانست و گفت که باید بر اساس مصلحت عمل کرد و این «مصالح» برای من و شما چقدر آشناست (ر.ک به نقل قول سلیمانی از رهبر). مهمترین نکته در سخنان تأسّف‌بار رجبی این نکته بود که «برخی از رأی به روحانی پشیمانند.» به گمانم این تلاش برای ناامیدی رأی‌دهندگان به روحانی و پشیمان‌سازی شاید حتّی مهمتر از نقش‌آفرینی تلگرام در انتخابات باشد. گرچه نباید امید را از دست داد ولی امید واهی‌داشتن نیز نابخردی است. مردم منتظر نافرمانی دولت و شرکتهای خصوصی نماندند و خودشان فیلترشکن نصب کردند امّا روحانی نیز نباید فقط در زمان انتخابات رجز بخواند بلکه حالا نیز به جای بسنده‌کردن به یادداشتی اینستاگرامی اقدام عملی کند و نتیجه‌اش را به اطّلاع مردم برساند، آن وقت انتظار داشته باشد که مردم امید داشته باشند و گرنه «بالاترین سطح» به هدفش که پشیمانی مردم از رأی‌دادن به اوست خواهد رسید. 

جمعه

جمله‌های سینمایی - ۳۱

                                                                                               جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
           
آخرین پرچم برافراشته
سرهنگ به پدر سرباز مقتول:
چیزی رو که یک‌بار ببینی دیگه هرگز نمی‌تونی نادیده بگیری.

لورنس عربستان
لورنس کبریتی را بین دو انگشت می‌گیرد تا انتها بسوزد. سرباز می‌خواهد همان کار را کند.
سرباز: آخ سوختم.
لورنس: معلومه که می‌سوزی.
سرباز: پس حقّه‌اش چیه؟
لورنس: حقّه‌اش اینه که اهمیّت ندی.

عشق سگی
می‌دونی مادربزرگم همیشه چی می‌گفت؟ می‌گفت اگه می‌خوای خدا رو بخندونی، از برنامه‌هات برای آینده بهش بگو.

بهترین بابای دنیا
همیشه فکر می کردم که بدترین چیز توی زندگی اینه که تنها بمونی امّا اینطور نیست؛ حالا فهمیدم که بدترین چیز توی زندگی بودن با آدمهاییه که باعث میشن احساس تنهایی کنی .

اخّاذی امریکایی
سیدنی: تغییرات مرد همیشه از درونش شروع میشه و تغییرات زن از بیرونش. اوّلین کاری که یه زن موقع غصّه‌خوردن می‌کنه عوض کردن ظاهرشه.

دوشنبه

اشتباه مرتضوی

                                                                                             دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
   

مرتضوی کجا اشتباه کرد؟ طبعاً این پرسش به درستی یا نادرستی اقدامهای او کاری ندارد بلکه از این می‌پرسد که چرا در حالیکه بسیاری مانند او ابزارهای اِعمال قدرت نظام بودند تا به حال نه تنها با مشکلی مواجه نشدند بلکه ارتقا نیز یافتند. همین محسنی اژه‌ای در دستگاه قضا بهترین نمونه است یا حتّی در مقیاسی وسیع‌تر سیّدابراهیم رئیسی یا ری‌شهری. برخی منسوبان به سران نظام مانند قاری منحرف یا مدّاح هفت‌‌تیرکش را نیز می‌توان به این فهرست افزود. به نظرم سعید مرتضوی سه اشتباه بزرگ داشت:
   
یک. بی‌نهایت بودن عطش قدرت‌ و محدودنکردن دامنه‌ی فعّالیّتهای خود. او هیچگاه خود را به پستهای قضایی محدود نکرد و گذشته از به عهده‌گرفتن مسئولیّتهایی که با «تخصّص» او منافات داشت حتّی در پرونده‌ی فروش سؤالات کنکور نیز نامش دیده شد که اتّفاقاً به این موضوع نمایندگان مجلس از جناح اصولگرا پرداختند و شیوه‌ی برخورد او با آنان مثل زاکانی و نادران نیز فرقی با اصلاح‌طلبان نداشت یعنی توهین و فرافکنی و ازبین‌بردن شواهد. تلاش برای اعدام امثال فرزاد کمانگر و معدوم‌کردن پرونده‌اش یا نقش او در قتل زهرا کاظمی یا بسیاری موارد دیگر. وی با خواست خود به آچار فرانسه‌ی قدرت در دستگاه قضایی بدل شده بود و برای مثال اگر فیلمی از رابطه‌ی خصوصی یک هنرپیشه لو می‌رفت نیز ‌سروکارش با مرتضوی بود. ترکیبی از بازجو،‌ مفتّش، کارآگاه، ‌کارچاق‌کن، نیروی امنیّتی، شکنجه‌گر و در نهایت...قاضی.
 
دو. انتخاب بدترین و نادرست‌ترین راه اِعمال قدرت. دروغگویی، تهدید، ارعاب، توصیه‌های غیراخلاقی به خانواده‌ی متّهمان و تک‌رویهایی که حتّی در نظام قضایی ایران کم‌سابقه یا بی‌سابقه بود،‌ سابقه‌ای برای او درست کرد که ابداً جای دفاع نداشت و هیچ‌کدام از حامیان سابق او بعدها حاضر نشدند که برای یاری او پا پیش بگذارند. انجام این کارها قبلاً به عهده‌ی نیروهای پشت‌پرده بود،‌ اطّلاعاتی‌ها و امنیّتی‌هایی که در پس ماجرا بودند و قضاتی مانند محسنی اژه‌ای روکش موجّهی برای آنان به شمار می‌رفت ولی مرتضوی این پرده‌ی حائل را پاره کرد و زشتی‌های پستوهای اندرونی را جلو دید همه آورد. نیروهای نادیدنی را نمی‌شد شناخت، متّهم کرد یا از آنان شکایت کرد ولی مرتضوی را می‌شد شناخت و رسوا کرد گرچه همچنان دور از دسترس افراد عادی جامعه بود. پس چه چیز او را گیر انداخت؟
  
سه. آویختن به طناب پوسیده‌ی احمدی‌نژاد آن هم پس از رویارویی با رهبر. دوستان سابق احمدی‌نژاد با زمان‌سنجی بی‌درنگ از وی فاصله گرفتند تا عاقبتی که در انتظار جریان او بود،‌ دامن آنها را نگیرد ولی مرتضوی درحالی به سیاست وارد شد که خودش سیاست نداشت. گرچه دسته‌گلهای پیاپی قاضی متخلّف، ‌پیگیری خانواده‌ی قربانیان کهریزک (مهمتر از همه روح‌الامینی) و البتّه نیاز نظام به یک قربانی برای فرونشاندن خشم افکار عمومی، آرام‌آرام مرتضوی را از پستها و مناصب قضایی دور کرد امّا صفاتی که پیشتر برشمردم به علاوه‌ی ابن‌الوقتی او باعث ارتکاب بزرگترین اشتباهش شد. احمدی‌نژاد که پس از خانه‌نشینی یازده‌روزه، ماه‌عسلش با نفر اوّل نظام پایان یافته بود،‌ او را به مناصبی گماشت که در آنها نیز همانطور رفتار کرد که در جاهای دیگر بود. خامنه‌ای که خیلی به ویترین و ظاهر نظام اهمیّت می‌دهد در روزی که بعدها موسوم به یکشنبه‌ی سیاه یا فاضل‌گیت شد دید که مرتضوی چگونه همکار و همراه احمدی‌نژاد برای حمله به دوتن از رؤسای قوای نظام آن هم جلو میلیونها ایرانی شده است. از همان زمان دیگر یقینی بود که گیرافتادن مرتضوی دیروزود دارد ولی سوخت‌وسوز ندارد.

با وجود این سه اشتباه، حکم او دوسال زندان به اتّهام معاونت در قتل است؛ یادمان باشد بهزاد نبوی با اتّهام شرکت در راهپیمایی، ‌تبلیغ علیه نظام و اخلال در ترافیک (!) به شش‌سال زندان محکوم شد.

یکشنبه

حاشیه بر اخبار - ۲۷

                                                                                              یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
   
   
سعید مرتضوی در ویلایی در شمال شناسایی و بازداشت شد.
- تا فشار اقدامهای مردمی و عملکرد هماهنگ رسانه‌ها نبود، ضابطان به فکر پیداکردنش نیفتادند. یک نمونه از اثرگذاری جامعه‌ی مدنی.

سردار فدوی: سپاه انقلاب اسلامی هیچ کلمه‌ای را در ادامه‌ی خود ندارد،‌ حتّی ایران.
- بر انتقاد غیرمستقیم روحانی از سپاه در دیدار امیران ارتش صحّه گذاشت. وقتی هدف خوشنودکردن نفر اوّل نظام باشد نه مردم، زدن اینگونه حرفهای پرهزینه‌ هم عجیب نیست.

علم‌الهدی از فروش لباس زیر زنانه در مشهد انتقاد کرد.
- اوج ابتذال در نمازجمعه‌ی مشهد. چهل‌درصد شهر حاشیه‌نشین است ولی سخنان امام جمعه چنین موضوع سخیفی است.

میرلوحی: املاک نجومی واگذارشده ۶۷۰تا بوده که فقط بخشی از آن رسانه‌ای شده و تنها ۶۰تایش برگشته است.
- تخلّفات قالیباف دست‌کمی از مرتضوی ندارد،‌ همانطور که فشارها آن را گیر انداخت،‌ این را هم می‌تواند. اوّلین شرط شهردار آینده این است که راه نجفی را در افشای فسادها ادامه بدهد.

نرگس محمّدی:‌ نه ناامیدم، نه بی‌انگیزه.
- وقتی مادری دور از فرزندان، بیمار و زندانی چنین بگوید حجّت بر من و شما تمام است.

دوشنبه

اصلاح‌طلبی و سیاست خارجی

                                                                                             دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۷
   
  
اصلاح‌طلبی نه به عنوان نام یک تشکّل سیاسی بلکه به معنای تمایل برای اصلاح سیاسی در ایران اگر معنایی داشته باشد، بازگشت به رأی مردم و اساسی‌دانستن رأی و سلیقه‌ی آنان در انتخاب شکل اداره‌ی کشور و کسانی است که بر مسند امورند. حال این اصلاح‌طلبی روزی ممکن است به شکل شرکت فعّالانه در ساختار سیاسی باشد، خواه به اقتضای زمان شکل دیگری را برای اثرگذاری بر جامعه برگزیند. اگر کسی رأی مردم را در انتخاب قانون اساسی، نوشتن قوانین عادی و برگزیدن حکمرانان اساس نداند به اصلاح‌طلبی تعلّق ندارد. گروهی هستند که به صراحت می‌گویند فلان شکل حکومت درست است چون ‌نظر دین است و رأی مردم مدخلیّتی در راهبری امور ندارد. اصلاح‌طلبی باید با این طرز فکر تفاوت کند که می‌کند.
  
این اصلاح‌طلبی همانطور که یک وجه درونی دارد، یک وجه بیرونی هم دارد؛ یعنی آیا همانطور که ما مردمسالاری را در ایران اصل و اساس می‌دانیم،‌ در دیگر کشورها ‌مثلاً کشورهای منطقه نیز بر این باوریم یا نه؟ نمی‌شود در ایران مردمسالار بود و در کشورهای دیگر جور دیگری عقیده داشت. اقتدارگرایان نه در ایران و نه در کشورهای منطقه قائل به مردمسالاری نیستند یعنی اینجا نمایشی از انتخابات را برای مشروعیّت‌بخشی به ساختار سیاسی انتخاب کرده‌اند و در کشورهای دیگر نیز به دنبال به روی کارآوردن افراد یا سلیقه‌ی نزدیک به خودشان‌اند تا پس از آن با مدل امتحان‌پس‌داده در ایران یعنی حذف رقبا و برگزاری انتخابات فرمایشی جهان را قاتع کنند که نوعی دموکراسی در این کشورها برقرار است. اصلاح‌طلبی قاعدتاً نباید چنین بیندیشد.
  
حالا برسیم به نمونه‌های عینی؛ کدام تشکّل‌های سیاسی در ایران طرفدار پایان جنگ در سوریه و یمن و برگزاری انتخابات آزاد بین تمام گروههای اهل این دو کشورند؟ تکلیف اقتدارگرایان که روشن است، ‌آنان در سوریه طرفدار اسد و در پی آن‌اند که با پیروزی بشّار حکومت خاندان اسد را ادامه دهند. در یمن نیز شورش حوثی‌ها را قیام مردم یمن می‌نامند و به دنبال پیروزی آنان یا به‌دست‌آوردن صلح با شرکت فعّال در ساختار سیاسی آینده، بدون از دست دادن امتیاز یا سلاحهایشان‌اند،‌ حدّاقل مانند حزب‌الله در لبنان. هم در سوریه و هم در یمن انتخابات آزاد و سراسری، پایانی بر رؤیای حاکمان ایران خواهد بود. نه اسد پس از سالها دیکتاتوری حزب بعث خواهد توانست در سوریه حکومت کند و نه اقلیّت حوثی می‌تواند در یمن حاکم شود. پرسش اینجاست که اصلاح‌طلبان داخل و خارج قدرت موضعشان با اقتدارگرایان چقدر تفاوت می‌کند؟ عملاً هیچ.
  
اقتدارگرایان به جای محکومیّت دو طرف نزاع در سوریه و یمن،‌ یک‌طرف را انتخاب کرده‌اند و جنایات طرف مقابل را به رُخشان می‌کشند (کاری که منتقدان آنان در کشورهای عربی و بخشی از اپوزیسیون به شکل معکوس انجام می‌دهند) و اصلاح‌طلبان نیز از همین زبان استفاده می‌کنند. حمله‌ی امریکا به سوریه را محکوم می‌کنند ولی استفاده‌ی اسد از سلاح علیه غیرنظامیان را نه، کشتار غیرنظامیان را در حمله‌ی نیروهای ائتلاف می‌بینند و همین کشتار را در حمله‌ی روسها خیر. در یمن نیز حملات آل‌سعود را نکوهش می‌کنند ولی نامشروع بودن قیام حوثی‌ها را علیه دولت قانونی این کشور خیر. گاهی که کسی مثل کرباسچی نیمچه انتقادی می‌کند بلافاصله با نهیب رسانه‌های نظام حرفش را پس می گیرد.

گذشته از قشر عظیم «ساکت» اصلاح‌طلبان که اصلاً کاری به خارج از مرزها ندارند، اگر فعّالان سیاسی داخل و خارج قدرت (مانند محمود صادقی و مصطفی تاجزاده) همچنان لحنی کودکانه‌، امریکاستیز و شبه‌انقلابی همچون اقتدارگرایان در زمان سخن‌گفتن از اوضاع منطقه برگزینند، بهترین هدف شعار مردم خواهند بود که «اصلاح‌طلب، ‌اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا». اگر انتقاد از سیاست خارجی رهبرنظام هزینه دارد (که دارد) انتقاد از حسابهای رئیس قوّه‌ی قضائیّه نیز هزینه داشت؛ اگر هم واقعاً سیاست خارجی این گروه تفاوت آشکاری با رقبایشان ندارد، پس اختلاف داخلی نیز دعوای جناحی است و نباید برای آینده‌ی ایران روی این گروه و افشاگری درباره‌ی تخلّفات احمدی‌نژاد یا فلان نهاد خیلی حساب باز کرد چون مشکل نظام مستقر ریشه‌ای‌تر از این حرفهاست. گرچه ناامیدی از این افراد برای کسانی مانند من دشوار است ولی دست‌کم تکلیف ما را با آنها روشن می‌کند. طبعاً با ادامه‌ی تأیید سیاست خارجی نظام، انتقاد از آنان صریحتر خواهد شد. کسی نباید بتواند به سادگی شریک ظلم‌وستم به مردم بینوای سوریه و یمن شود، ‌آن هم به نام دین و زیر پوشش اصلاح‌طلبی.

چهارشنبه

زنهاری به خاتمی

                                                                                             چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷


به گمانم لازم است حاشیه‌ای بر سخنان اخیر خاتمی بزنم. ابتدا سه مقدّمه، سپس حرف اصلی:

یک. از وقایع دی‌ماه گذشته به این‌سو به نظر می‌رسد که همه‌ی عقلا به این نتیجه رسیدند که کسانی که از اصلاحات یا هر تغییر مسالمت‌آمیز در نظام ناامید شوند، به سوی براندازی میل می‌کنند نه به سوی یک نیروی داخل نظام. در تنش‌های دلاری اخیر نیز بسیاری از منتقدان داخلی دولت خوشحالی زیادی کردند و این موضوع باز هم به آنان یادآوری شد که ناامیدان از دولت روحانی به طرف طیف اصولگرا بازنخواهند گشت، بلکه تندروتر می‌شوند. امّا این فقط یک وجه ماجراست. وجه دیگر این است که این تذکّر نباید فقط به اصولگرایان داده شود بلکه اگر اصلاح‌طلبان نیز در همسوشدن با انتظارهای مردمی و شفّافیّت در فکر و عمل دچار تعلّل شوند،‌ نهایتاً امیدواران به خود را مأیوس خواهند کرد و به تعداد براندازان خواهند افزود.

دو. برعکس کسانی که گمان می‌کنند حمایت از سرمایه‌ای مانند خاتمی به معنای نقدناپذیردیدن اوست، این دو با هم منافاتی ندارد. این را در نوشته‌ای که به هنگام حمله‌های سنگین ِپس از شرکت در انتخابات مجلس در سال ۹۰ به او شد نیز نوشتم. این اواخر دو گفتگو با رضا خاتمی و عماد خاتمی منتشر شد که هر دو از رأی خاتمی در آن سال انتقاد کردند و معلوم شد که گاهی به قول معروف کاسه از آش داغتر است یعنی حتّی خویشان خاتمی منتقد برخی اعمال اویند ولی منتسبان به اصلاح‌طلبی انتقاد را برنمی‌تابند یا آن را با  بی‌اعتنایی مسکوت می‌گذارند.

سه. چندسال از حصر گذشته و گشایشی حاصل نشده است. نظام به وضوح به دنبال این است که محصوران اگر حرف خود را پس نمی‌گیرند لااقل سکوت پیشه کنند و پس از آزادی به دنبال ادامه‌ی نقد سیاسی نباشند. با اینکه گفته می‌شد قولهایی درباره‌ی رفع حصر داده شده ولی به گفته‌ی منتسبان به نظام، نامه‌ی اخیر مهدی کرّوبی این روند را به تعویق انداخت. معنای این «تعویق» کاملاً مشخّص است.

حال خاتمی با بیان نظر شخصی خود که «نظام می‌خواهد این مسأله حل شود» ادامه می‌دهد که «هیچ‌کس حق ندارد بگوید رهبری نمی‌خواهد». خوب گزاره‌ی اوّل اگر آرزواندیشی نباشد، دست‌بالا به این معناست که نظام می‌خواهد هم انتقادها به خاطر حصر مخالفان متوقّف شود،‌هم آنان پس از این دردسر درست نکنند. خُب ایشان بر اساس چه منطقی می‌گوید که کسی حق ندارد بگوید رهبرنظام موافق ادامه‌ی حصر نیست؟ مگر علی مطهّری گزارش گفتگوی کوتاه خود با خامنه‌ای را بیان نکرد؟ 

همه‌ی رفتار تحقیرآمیز رهبرنظام با خاتمی به کنار، مقابله‌به‌مثل نکردن خاتمی را حمل بر بزرگواری او می‌کنیم ولی تجاهل هم حدّی دارد. مسئول عدم اجرای عدالت در بررسی قضایی نزدیکان رهبر،‌ خطّ قرمز بودن امثال قالیباف، دخالت دادستان در انتخاب شهردار و دیگر اتّفاقات کشور در نهایت کیست؟ آیا خاتمی هم مثل علم‌الهدی معتقد است فقط کارهای مثبت را باید به رهبر منتسب کرد و کارهای منفی را به دیگران؟ اگر خامنه‌ای بخواهد حصر برداشته شود،‌ بین این خواست و انجام آن بیش از چندساعت فاصله خواهد بود؟

نقد سیاستمداران واجب است و نقد معتقدان به نقد از همه واجب‌تر. اگر بخش بزرگتری از جوانان به‌خاطر اینگونه سخنان از خاتمی سرخورده شوند و رو به رادیکالیسم بیاورند، خاتمی مقصّر است و این روند معکوس نخواهد شد؛ یعنی کسی که به اصلاح‌ناپذیری این نظام رسید دیگر به گذشته برنمی‌گردد. در همین شبکه‌های اجتماعی زیاد دیده‌ایم کسانی را که می‌گفتند در سالهای پس از دوّم خرداد طرفدار اصلاحات بودند و پس از ترور حجّاریان نذرونیازها کردند امّا حالا به یأس از هرگونه تغییر رسیده‌اند. اگر حاکمیّت در سرخوردگی آنان در آن زمان نقش بیشتری داشت،‌ حالا خود اصلاح‌طلبان نیز سهم زیادی دارند. این نوشته یکی از هشدارهایی است که به بقایای اصلاح‌طلبان داده می‌شود،‌ پیش از آنکه بخش بزرگتری از مردم بگویند: «دیگه تمومه ماجرا». 

دوشنبه

امنیّت‌باختگی روانی

                                                                                            دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷


هر بخشی از مشکلات کشور مانند تکّه‌ای از آینه‌ای شکسته به نحوی ناقص دیگر معضلات را نیز بازتاب می‌دهد. لااقل من فکر نمی‌کردم با نتیجه‌ی انتخابات گذشته، برگزیدن یک شهردار این همه ماجرا داشته باشد؛‌ آن هم کسی که به هرحال سالها کارگزار نظام بوده و به نسبت آدم معتدلی است. بحران از جایی آغاز شد که وی گزارشی از تخلّفات فراوان شهردار گذشته ارائه کرد؛ قالیبافی که بنا به برخی اقوال با توصیه‌ی خود رهبر نظام شهردار شده بود و بارها در انتخابات ریاست‌جمهوری از مردم جواب رد گرفته بود و در انتخابات اخیر با احمدی‌نژادبازی حتّی آبرویی که پیش نیروهای به اصطلاح حزب‌اللهی نیز داشت، ‌از دست داد. رسیدگی به چنین گزارشی در دیگر کشورها روند روشنی دارد: قوّه‌ی قضائیّه به آن رسیدگی می‌کند و هر کس متخلّف باشد،‌ چه مدیر قبل و چه مدیر فعلی مجازات می‌بیند. امّا اینجا تا کنون به آن گزارش پانصدصفحه‌ای رسیدگی نشده است.

دادستان تهران امروز از شورای شهر برای نپذیرفتن استعفای نجفی انتقاد کرد و او را دعوت به استعفای مجدّد کرد. این توصیه فقط در یک حالت معنا دارد که شخص متخلّف در آن گزارش نجفی باشد و گرنه بیماری (واقعی یا مصلحتی) نجفی چه ربطی به دادستان دارد؟ رئیس قوّه‌ی قضا نبود که از اظهارنظر دیگران درباره‌ی قوّه‌ی قضائیّه انتقاد می‌کرد؟ دادستان چه کار به کار انتخاب شهردار دارد؟ با چنین سخنانی نباید کسانی را که ادّعای دخالت رهبر نظام در این کار را پیش می‌کشند ملامت کرد.

جامعه -درست یا غلط- برداشت تیره‌ای از حاکمیّت دارد و هیاهوی شبکه‌های اجتماعی به آن بیشتر دامن می‌زند. ماجرایی که بر سر دلار برپا شد، یکی از این هیاهوها بود که با اظهارنظر عجیب برخی اقتصاددانان مانند راغفر -که گفت ایران دارد ونزوئلا می‌شود- همراه شد و گویا با درایت دولت دارد پایان می‌پذیرد. اگر واقعاً ارز تک‌نرخی شود، ‌شاید دستاوردی هم برای اقتصاد داشته باشد. این برداشت تیره مولّد احساس ناامنی است و این احساس در این چندروزه با صف‌های طویل خرید ارز خود را نشان داد. پس نبود اعتماد به حاکمیّت بر همه‌چیز اثرگذار است، ‌از اقتصاد گرفته تا دیگر عرصه‌ها.

حالا با برگشت به گذشته می‌توان دید که رجزخوانی‌های خطبای جمعه، گزارشها و تفسیرهای یک‌سویه‌ی سیما، تبعیض در رسیدگی به پرونده‌های قضایی، روزنامه‌های سیاه‌نمای کیهانی و اظهارنظرهای سیاسی نظامیان چه بلایی بر سر این اعتماد عمومی آورده و می‌‌آورند. در اینکه اوضاع جامعه نابسامان است شکّی نیست ولی تصویری که خود ما از خودمان می‌سازیم به مراتب تیره‌تر است یعنی کاری که درست برعکس دیگر جاهای جهان است. کافی است اکثریّت به این نتیجه برسند که «دیگر فایده ندارد» آن وقت دیگر نیازی به رفراندُم‌خواهی فلان کس و بیانیّه نوشتن نیست، خود ساختار سیاسی به پایان خود نزدیک خواهد شد.
Real Time Web Analytics