دوشنبه

جمله‌های سینمایی -۳۵

                                                                                                   دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
          
دارودسته‌های نیویورکی
در هر شرایطی باید ظاهر قانون حفظ بشه،‌ خصوصاً وقتی نقض میشه.
 
تنها دوبار زندگی می‌کنیم
دختر به سیامک: من همه‌ش دارم به آفتاب فکر میکنم. اگر تو هم فکر کنی،‌ زورمون زیادتر میشه.

ماهی بزرگ
من هشت‌سالمه و تو ۱۸سالته، وقتی من ۱۸ساله بشم، تو ۲۸سالت میشه، وقتی من ۲۸ساله بشم،‌ تو ۳۸ساله میشی وقتی من ۳۸ساله بشم،‌ تو ۴۸ساله میشی. اونوقت دیگه با هم فاصله‌ی زیادی نداریم.

پیکسل‌ها
سرهنگ ون پتن: هیچ کشوری تو دنیا نیست که تکنولوژی نظامیش بتونه یه ساختمون رو به پیکسل تبدیل کنه.
- غیر از ایران!

کپی برابر اصل
خیلی احمقانه‌است که احساس بدبختی کنی فقط به‌خاطر اینکه تو شرایط ایده‌آل نیستی.

بت
روزگاری که دروغ یه واقعیّت فراگیره، به زبان آوردن حقیقت یه اقدام انقلابیه.
 
قلمرو بهشت
هر زنی دو چهره داره؛ یکی برای جهان و یکی برای خلوت خودش.

شنبه

فرد و ساختار

                                                                                                      شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷


این نوشته از محمّد مالجو در نقد نیکفر و دفاع ضمنی از فاطمه صادقی را اواخر سال گذشته دیدم امّا اصل بحثش کهنه نشده و نمی‌شود. آیا مسئولیّت اعمال اشخاص را به خود آنها برگردانیم یا به «جا»ی آنها در ساختاری که در آن حضور دارند. بحث نیکفر این بود که نباید مسئولیّت را به گردن سیستم انداخت و نقش افراد را کمرنگ کرد. خلخالی می‌توانست در آن نقش نباشد و یا اگر بود می‌شد رفتار دیگری از خود بروز دهد. مالجو گرچه با او ابتدا موافقت می‌کند ولی در آخر تأکیدش را روی ساختار می‌گذارد نه فرد. اگر اینطور نبود،‌ اصولاً نوشتن این یادداشت لزومی نداشت. این بحث حالا هم تازه است، به ویژه اینکه خلخالی‌های کوچک دیگری در فرایند قضایی‌ و بازرسی افکار عمومی حضور توأمان دارند مثل سعید مرتضوی و درگذشت عبّاس امیرانتظام نیز بار دیگر بحث بخشش و فراموشی را تازه کرده است.
  
ابتدا بگویم که بحث نیکفر صفرویکی نیست یعنی اگر او کسی بود که مدافع نظام اسلامی بود،‌ می‌شد گفت که اصل عادلانه‌بودن نظام قضایی ایران را بدیهی گرفته و فقط مشکلش با شخص خلخالی است. در آن صورت می‌گفتیم اصل را رها کرده و به فرع چسبیده است امّا می‌توان کسی که «الهیّات شکنجه» را درباره‌ی نظام قضایی نوشته به چنین عقیده‌ای منتسب کرد؟ پس او هم می‌داند که ساختار مهم است امّا از ساختار (که مالجو می گوید نام جهل ماست) نمی‌شود شکایت کرد و آن را به دادگاه کشاند. از طرف دیگر مالجو یک خلط کوچک انجام می‌دهد؛ خلخالی را به هنگام تصدّی و داشتن مسئولیّت، جزئی از ساختار می‌بیند ولی وقت حساب‌رسی از او، فقط وجه شخصی‌اش را ملاحظه می‌کند. اگر او در دادگاه صالح یا در پیشگاه تاریخ یا افکار عمومی محاکمه می‌شد/بشود علاوه بر شخصش، آن ساختار نیز به پرسش کشیده می‌شد/می‌شود. مفهومی انتزاعی را جز در مصادیقش نمی‌شود بازشناخت و به پرسش کشید. 

مالجو نوشته که خلخالی کاری می‌کرد که قدرت فائقه در کشور از او می‌طلبید. این هم اشتباه دیگر. قلع‌وقمع مخالفان شاید در کوتاه‌مدّت تفوّقی را برای نظام به ارمغان آورد ولی در بلندمدّت زیر پایش را خالی کرد. سعید مرتضوی در کوتاه‌مدّت با بستن روزنامه‌ها شاید نیاز به تغییر را مهار کرد ولی آبی پشت سدّ نظام جمع شد که دیر یا زود آنرا در هم خواهد شکست. هم خلخالی می‌توانست عادلانه رفتار کند (و به استقرار بلندمدّت نظام کمک کند) و هم مرتضوی می‌توانست با مدارای بیشتری فرمان بگیروببند رهبر را اجرا کند تا تغییر تدریجی باعث بقای بیشتر نظام شود. یعنی کار ایندو حتّی با معیار دفاع از نظام هم درخور پذیرش نبود و همان زمان برخی از درون نظام این‌دو را نقد کردند. مطهّری نیز با خلخالی اختلاف‌نظر داشت ولی از دیدگاه درون‌ساختاری؛ مالجو این ایراد را به مطهّری می‌توانست بگیرد ولی به نیکفر خیر.

با همین معیار برخی از طرفداران رهبرنظام احمدی‌نژاد را -پس از رویارویی با خامنه‌ای- محکوم کردند تا بگویند نظام که ایرادی نداشت، او بد بود ولی بلافاصله جواب شنیدند که او درون همین نظام رشد کرد و رهبرنظام بالاترین حمایتها را از او کرد، پس مسأله را به شخص تقلیل ندهید. محاکمه‌ی احمدی‌نژاد،‌ محاکمه‌ی نظام و رهبرش نیز خواهد بود. کسانی که از خلخالی حساب می‌کشند نیز هم او و هم حلقه‌های قدرتی را که او را ساختند زیر ذرّه‌بین می‌برند. آخرین نکته اینکه توضیح‌خواهی از امثال خلخالی، مرتضوی و احمدی‌نژاد باعث می‌شود کسانی که همین حالا دارای مسئولیّتند،‌ حساب کار دستشان بیاید و سرمست از قدرت هرکاری بخواهند نکنند. «ساختار» خودآگاهی ندارد تا چنین واکنشی به نقد منتقدان نشان دهد ولی اشخاص آگاه و حسّاسند و می‌فهمند که مکافات ظلم گریبان آنها را خواهد گرفت. اگر مالجو اصراری بر دفاع از مصاحبه‌ی خام فاطمه صادقی با اندیشه پویا نداشت، خودش این نکات را به سادگی درمی‌یافت. 

پنجشنبه

حاشیه بر اخبار -۳۱

                                                                                                  پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۷



محمود صادقی: برخی نمایندگان برای رأی‌نیاوردن طرح تحقیق و تفحّص از شهرداری رشوه گرفتند.
- که در لیست امید بودند؛ اوج شفّافیّت.
  
خاتمی برای درگذشت امیرانتظام پیام تسلیت داد.
- و برای سرمقاله‌اش در کیهان که او را امریکایی‌خوانده بود،‌ پوزش خواست؟
  
پس از انقلاب مذاکرات آ.بهشتی با امریکاییان در مجموعه اسناد اشغال سفارت منتشر نشد.
- و اینگونه بود که امیرانتظام و بهشتی دو سرنوشت متفاوت یافتند.
  
برادر و پدر عبدالله بزرگزاده به خاطر اعتراض به دستگیری او برای اعتراضش به تجاوز در ایرانشهر دستگیر شدند.
- و احتمالاً معترضان به دستگیری آنها را هم بازداشت کنند و... در واقعیّت تسلسل محال نیست.
  
«به وقت جام»: در سالهای گذشته چهارهزار نفر در بیمارستانهای انگلیس به‌خاطر خودداری پرستاران از دادن آب به آنها در بیمارستانها جان سپرده‌اند.
- گذشته از نادرستی این حرف، در خود ایران با بی‌درایتی در مدیریّت آب و دسته‌گلهایی مانند سدّ گتوند جان صدهاهزار نفر در معرض خطر قرار گرفته است.

کاپیتان امیرصادقی در برنامه‌ی حالا خورشید: مسئولان فنّی -به علّت نبود قطعات یدک- به دروغ به بی‌عیبی  هواپیماها گواهی می‌دهند و خلبانها بدون اطْلاع از این امر پرواز می‌کنند.
- این دقیقاً همان کاری است که بولتن‌نویسان با مقامهای نظام از جمله خامنه‌ای می‌کنند. 
   

دوشنبه

نظام، تلگرام و پشم گاومیش‌

                                                                                                      دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷


مفاهیم زیادی هستند که تا به کشور ما می‌رسند تبدیل به کاریکاتور می‌شوند. یکی از آنها که اتّفاقاً در ولایت ما خیلی کاربرد دارد،‌ سندرُم پشم گاومیش‌تراشی یا (Yak Shaving) است. ابتدا به این مثال توجّه کنید:
  
فرض کنید می‌خواهید ماشینتان را بشویید ولی متوجه می‌شوید که شلنگ آب پاره شده پس تصمیم می‌گیرید از سوپرمارکت آن طرف رودخانه شلنگ نو بخرید ولی برای آنکه به آن‌طرف رودخانه بروید لازم است که از ایستگاه عوارضی جاده عبور کنید و عوارض بپردازید. یادتان می‌آید که همسایه‌تان کارت تخفیف عوارضی دارد و می‌توانید کارت تخفیف او را قرض بگیرید. ولی او کارت تخفیف عوارضی را قرض نمی‌دهد مگر اینکه شما متکای پشمی را که پسرتان از آنها قرض گرفته بود به آنها برگردانید. ولی پسرتان متکا را پاره کرده و نیاز به مقداری پشم دارید تا آن را ترمیم کنید و برگردانید. در نهایت تصمیم می‌گیرید به دامداری بروید و مقداری پشم گاومیش تهیه کنید. عاقبت می‌بینید که روز به پایان رسیده و شما به جای اینکه ماشین را بشویید، پشم گاومیش تراشیده‌اید! در حالی که همان ابتدا که دیدید شلنگ آب پاره شده می‌توانستید ماشین را مثلا با سطل آب بشویید. اگرچه با کیفیت کمتر شسته می‌شد ولی حداقل همان موقع کار انجام و تمام می‌شد. (کاملتر)
  
حالا برگردیم به موضوع خودمان؛ در انتخابات گذشته نیروی تلگرام در بسیج کردن مردم علیه نامزدهای نزدیک به حاکمیّت،‌ نظام را روی تلگرام حسّاس کرد که با محدودیّت موقّت آن به خیر گذشت. پس از آن در دی‌ماه پارسال، تلگرام مهمترین وسیله‌ی ارتباط بین معترضان بود که در نهایت «عالی‌ترین سطح نظام» را به این نتیجه رساند که در خفا دستور به فیلتر آن بدهد. قوّه‌ی قضائیّه مراکز ارائه‌دهنده‌ی خدمات اینترنتی را موظّف به فیلترکردن تلگرام کرد. پس از مدّتی خبر آمد که برخی شهروندان (ارگانهای رسمی،‌ نمایندگان مجلس و...) نیز حقّ فعّالیّت در تلگرام ندارند. دادستان اصفهان اخیراً خود استفاده از فیلترشکن را جرم تلقّی کرد. برخی از ادمین‌های تلگرامی با محتوای «آشپزی» که پیشتر کانال خود را ثبت کرده بودند، احضار شدند و به آنها گفته شده که اگر به «سروش» نروند حکم جلب آنها صادر خواهد شد. (خبر)
  
حالا برگردید به ابتدای ماجرا تا دریابید چرا می‌گویم در ایران فعلی نظامی کاریکاتورگونه بر ما حاکم است. در «پشم گاومیش‌تراشی» اگر پشم گاومیش تهیّه می‌شد نهایتاً با یک روز تأخیر ماشین هم شسته می‌شد، یعنی نیمچه ربطی بین وقایع وجود دارد ولی اگر چند ماه پیش به شما می‌گفتند که واکنش نظام به تظاهرات مخالفان، احضار مدیران کانال آشپزی خواهد بود، چه فکر می‌کردید؟ در برابر طغیان علیه نظام، از ابتدا باید اصل مشکل ریشه‌یابی می‌شد نه اینکه استفاده از وسیله‌ی ارتباط جرم تلقّی شود که با این حساب موبایل هم وسیله‌ی جرم است. اگر چند نفر از یک ابزار استفاده‌ی مجرمانه می‌کنند، چاره در برخورد با آنهاست نه همه‌ی استفاده‌کنندگان و در نهایت برخورد با کسانی که قطعاً با این‌گونه امور کاری ندارند و با میل و رغبت کانال خود را با دادن مشخّصات ثبت کرده‌اند، هیچ توجیه عقلانی ندارد.
 
در مضحکه بودن ماجرا همین بس که اگر فعّالیّت تلگرامی جرم است (که نیست) فرضاً اگر خانم آشپز کانالش را ببندد مشکل حل می‌شود پس اجبار به عضویّت در «سروش» دم خروسی است که بدجور بیرون زده است. برای کامل‌شدن وجه ابزورد ماجرا همسر این خانم به مقام مسئول می‌گوید که اگر استفاده از فیلترشکن جرم است، همسرش از تلگرام طلایی و بدون فیلتر استفاده می‌کند، پس جرمی مرتکب نشده است و پاسخ می‌شنود که «من مأمورم و معذور» یعنی انتظار استدلال نداشته باش، به من چیزی را گفته‌اند که به شما ابلاغ کنم و جای چانه‌زنی هم ندارد.

یک‌بار دیگر اصل ماجرا را بخوانید تا ببینید بسیاری از کارها در نظام حاکم بر ایران بر «طفره‌رفتن» استوار است. رها کردن اصل ماجرا و پرداختن دومینووار به موارد کم‌اهمیّت‌تر تا رساندن کارد به استخوان. مثالهای زیادی در سیاست داخلی و خارجی می‌توان یافت که دقیقاً بر اساس همین الگو توضیح‌پذیر است.

یکشنبه

باید برود

                                                                                                    یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷


«..اگر کسانی به دنبال اصلاح امور با نگه‌داشتن ساختار فاسد و معیوبند باید گفت ایشان یا اصلا اصلاح‌طلب نیستند و یا تنها سودای محال در سر می‌پرورند. به ایشان باید یادآور شد که در قانون اساسی مشروطه که قدرت شاه در آن کاملا محدود و مقید بود او با بی‌اثر کردن ساختارهای قانونی به مدت ۲۵ سال در کشور پادشاهی مطلقه برپا کرد. حال سؤال این است که در ساختار قانون اساسی فعلی که قدرت مطلقا به دست ولی مطلق فقیه است چگونه می‌توان بدون اصلاح ساختار استبدادی به اصلاح امور پرداخت؟ این سؤالی است که باید مدعیان “اصلاح‌طلبی بدون اصلاح ساختار قانون اساسی” به آن پاسخ دهند. اخیرا مغالطه‌ای دیگر هم عرضه می‌شود که اگر ساختار نظام اصلاح‌ناپذیر است پس سخن از اصلاح‌طلبی هم بلاموضوع است. البته که چنین است؛ اصلاح‌طلبی رایج که محتوایی جز تسلیم‌طلبی ندارد بلاموضوع است.»

این بخشی از یادداشت اخیر ابوالفضل قدیانی است با صراحتی که از کمتر کسی از فعّالان سیاسی درون ایران می‌توان سراغ داشت. نکته‌ی مهم این است که وی ابتدا از خطر ترامپ،‌ مجاهدین و واپس‌گرایان سلطنت‌طلب می‌گوید، سپس به اینجا می‌رسد. یعنی اگر خطر خارجی وجود دارد و ما نگرانیم، به‌‌خاطر ضعف داخل است و گرنه ایران همیشه دشمن داشته و خواهد داشت. گروهی از اصلاح‌طلبان شرمنده و سبزهای توّاب این نکته را نمی‌دانند یا خود را به کوچه‌ی علی‌چپ می‌زنند. آنان با بزرگنمایی مجاهدین، براندازان خارج‌نشین، اف‌دی‌دی و مانند آن عملاً نقد حاکمیّت را در پرانتز گذاشته‌اند و عملاً در خدمت نظامند. این همان ترفند رهبرنظام در «دشمن‌پردازی» افراطی خودش است. کشوری نیست که دشمن نداشته باشد به ویژه ایران ولی منظور خامنه‌ای این است که گرچه من را قبول ندارید ولی به‌خاطر دشمن مشترک هم که شده، مرا تحمّل کنید یا لااقل به فکر کنارزدن من نیفتید. اینکه خادمان نظام و ولایت‌زدگان به پیروی از او چنین کنند، ‌جای تعجّب ندارد ولی وقتی این روش می‌شود الگوی عمل کسانی که تصویر راهپیمایی خرداد ۸۸ را بالای صفحات خود در وب زده‌اند آنگاه جای سؤال دارد.

هم علیرضا رجایی منتقد اصلاح‌طلبی بوروکراتیک بود و هم قدیانی به اصلاح‌طلبان درون‌حاکمیّتی می‌گوید «تسلیم‌طلب»؛ پس آن نامه درباره‌ی جوانترهای اصلاح‌طلب و التماس دعایشان از خاتمی از فکر و قلم چه کسی تراویده بود؟ سال ۷۶ سنّ امثال تاجزاده، امین‌زاده و بسیاری از فعّالان سیاسی اصلاحات حدود چهل‌سال بود و حالا افرادی در همان حدود سنّّی سقف عمل سیاسی‌شان درخواست از خاتمی منفعلی است که در کار خودش هم حیران مانده است چه رسد به اینکه بخواهد گره از کار کسی واکند.

شاید نظام بدنش نیاید که با بازی‌های رسانه‌ای فیلترکردن یا نکردن فلان سایت و بهمان اپ، زندانی و آزادکردن متناوب فعّالان سیاسی و اجتماعی، حاشیه‌های گشت ارشاد، اعترافات تلویزیونی و مانند آن سیل نقد اجتماعی را کانالایزه کند و زمان بخرد امّا رخداد واقعی زمانی است که -با الگوگیری از آیت‌الله خمینی که گفت: شاه باید برود- مانند قدیانی همه بگویند که خامنه‌ای و حکومت مطلقه هم باید بروند. تا آن زمان تلاش خبرنگاران و فعّالان اجتماعی، سیاسی و مجازی در پرداختن به این واقعه و آن رویداد فقط بندزدن ظرفی شکسته است که دیگر هیچگاه مثل روز اوّل نخواهد شد.

جمعه

کشتی‌بان شتابان

                                                                                                      جمعه ۱۵ تیر ۱۳۹۷

از میان عنوانهای تکرارشونده‌ی مقاله‌ها و نوشته‌های مطبوعاتی دوتا رکورددارند و هر دو هم به اشتباه به کار می‌روند. خیلی مختصر به آنها می پردازم.
  
یک. به کجا چنین شتابان؟
   
نویسندگان از این عنوان معمولاً «کجا با این عجله؟!» را مراد می‌کنند؛ یعنی در نقد یا نفی یک عمل و روند که با آن موافق نیستند امّا همانطور که همه شعر مشهور شفیعی کدکنی را خوانده‌اند، ‌این شعر و به ویژه این عبارت، در مدح رفتن و پویایی است. گوَن که بسته‌پای است، خود میل و آرزوی سفر دارد ولی نمی‌تواند و در عوض به نسیم که به جستجوی سرایی جز این سراست می‌گوید که به شکوفه‌ها و باران سلامش را برساند.
  
استشهاد به یک عبارت، ‌آیه یا شعر به اعتبار معنای واقعی آن است نه اینکه معنایی خلاف آن قصد شود. مثلاً آیه‌ی قرآنی «فأین تذهبون» (تکویر ۲۶،‌ نهیب خدا به کافران) به همین معناست ولی نه این شعر. اگر روزی قرار شود این سطر از شعر شفیعی به درستی نام مقاله‌ای باشد، ‌آن مقاله باید در ستایش رفتن از وضع موجود و هجرت به سرایی جز این سرا باشد؛ وضعیّتی که ما الآن در آن قرار داریم. درباره‌ی بلایی که سنّت سیاسی ما بر سر این شعر آورده و معنای مثبت رفتن، پویایی و تغییر را وارونه کرده می‌توان بسیار بیش از این نوشت.

دو. کشتی‌بان را سیاستی دیگر آمد
  
این مصرع در بیت دوّم شعری از منوچهری دامغانی است:
  
باز دگر باره مهرماه در آمد
جشن فریدون آبتین به بر آمد
عمر خوش دختران رز به سر آمد
کُشتنیان را سیاستی دگر آمد
  
کُشتنی به معنای «درخور کُشتن» اشاره به دختران رز یا انگورهای درخت تاک است که عمرشان با تغییر فصل به سر آمده است. اوّلین‌بار این اشتباه در اطلاعیّه‌ی مشهور احمد قوام در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۳۱ برای ترساندن مخالفان به کار رفت و واژه‌ی «کشتی‌بان» اشاره به خودش بود که رضا سجّادی گوینده‌ی رادیو آن را خواند.  بعدها درباره‌ی اینکه آیا این لغزش را خود قوام مرتکب شد یا سجّادی این شعر را اشتباه خواند، حرف و حدیث زیادی راه افتاد.
  
گاهی یک تغییر عامدانه و با آگاهی خواننده و نویسنده است و توجیه دارد مثل «از شافعی نپرسند امثال این مسائل» که حجاریان آن را این اواخر و با علم به شهرت شعر حافظ اینطور نوشت «از شاطبی نپرسند امثال این مسائل» امّا شعر منوچهری تا ‌آن زمان از اشعار معروف او مثل «خیزید و خز آرید که هنگام خزان است» نبود و تازه پس از آن اطلاعیّه بود که در نشریّات به آن پرداختند. قوام هیچگاه درباره‌ی آن اطلاعیّه حرفی نزند ولی رضا سجّادی بعدها بارها گفت که شعر و اطلاعیّه را همانگونه خواند که نوشته‌ و به او داده بودند، وگرنه می‌دانست که اصل آن چیست.
   
به هرحال این تغییر هم فاتحه‌ی معنای شعر را می‌خواند و هم وزنش را امّا ۶۶سال است که همه چه به عنوان نام و چه برای حسن ختام یک نوشته آن را به همین شکل به کار می‌برند که توجیهی ندارد.

سه‌شنبه

حجّاریان و نومحافظه‌کاری

                                                                                                   سه‌شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷
    
    
سعید حجّاریان همیشه از پیشروان جریان اصلاحات بوده و تحلیلها و پیش‌بینی‌هایش یکی دو قدم از دیگر اصلاح‌طلبان جلوتر. آنچه وی را در این چندساله کهنه و بدون حرف نو کرده، نه تغییرات او بلکه تغییرات جامعه است. از سال ۸۸ به بعد جریان اصلاح‌طلبی - نه به مثابه‌ی شرح لفظ- بلکه به عنوان یک هویّت ویژه‌ی برآمده از دوّم خرداد، کارآمد و توانا نیست و با ظهور جنبش سبز نسخ شده است. هرگونه تلاش مُبدعانه در این گفتمان ِبه‌بن‌بست‌رسیده ناممکن است پس حجّاریان هر قدر هم تلاش کند، باز به جایی نمی‌رسد مگر اینکه جایگاه اندیشگی خود را عوض کند. از همین روست که وی با اینکه در این مصاحبه نقد جدّی به نامه‌ی صد نیروی جوانتر اصلاح‌طلب به خاتمی دارد، باز هم نمی‌تواند پیشنهادی برای برون‌رفت از فضای یأس‌آلود فعلی ارائه دهد.
  
او ابتدا دو نقد بر این نامه عنوان می‌کند، یکی اینکه نامه به شخص است ولی اصلاحات نباید شخص‌محور باشد و باید به یک گروه که هسته‌ی سخت اصلاحات را تشکیل می‌کنند نوشته شود. این اوّلین اشکال اوست که فرد را با گروه جایگزین می‌کند؛ مثل جایگزینی رهبری فردی با شورای رهبری که اصل مشکل باقی می‌ماند. اصلاحات باید یک چارچوب باشد نه شخص و نه نهاد مثلاً ده‌نفره. بعدتر در توصیف این هسته‌ی سخت می‌گوید که این گروه باید «متر و معیار» باشند که دقیقاً همان اشکالی است که گفتم. ناطق نوری نیز زمانی از یک گروه «حلّ و عقد» در عرصه‌ی سیاست ایران می‌گفت. فرد یا افراد معیار نیستند بلکه ساختار فکری باید معیار باشد که با رفتن این و آن تغییر نکند و بتوان افراد را با آن سنجید.
  
در همین راستا کمی بعد می‌گوید اگر جامعه حرف اصلاح‌طلبان و هسته‌ی سخت را دیگر نپذیرفت،‌ آنان باید حرفشان را از زبان گروههای مرجع جدید مانند هنرمندان و ورزشکاران بیان کنند. طرز تلقّی حجّاریان از وضع فعلی ما بسیار کهنه است. من مدّعی پیشرفت خیلی زیاد فکری در جامعه نیستم ولی گذشت آن زمان که استفاده‌ی ابزاری از این گروهها به کمک کسی می‌آمد. الآن اگر گروهها و افراد مشهور در رشته‌های متفاوت با برآیند پسند جامعه مخالفت کنند، بلافاصله طرد می‌شوند، خواه سیاستمدار باشند، خواه ورزشکار،‌ خواه هنرمند.
  
نقد دوّم او در ادامه‌ی نقد اوّل است که می‌گوید با «سیاستگذاری» مخالف و با «سیاست‌گزاری» موافق است. «سیاست‌گزاری» که وجه شاخص هر فعّالیّت سیاسی است،‌ اینجا منظور از «سیاست‌گذاری» اختراع دوباره‌ی سیاست نیست بلکه تعیین چارچوب نظری برای اصلاحات است که اتّفاقاً پیشنهاد خوب و بجایی است. آنگاه پس از گذاشتن سیاستها، آن را گزارد.
  
حجّاریان در پاسخ به اشکالاتی که در فضای مجازی به اصلاح‌طلبان وارد می‌شود، می‌گوید که نباید به افراد بی‌هویّت اعتنا کرد و فقط به نامهای مشخّص باید جواب داد. بدون ورود مفصّل در این بحث همینقدر بگویم که ارزش یک حرف به خود آن حرف است نه به گوینده‌ی آن؛ با بی‌اعتنایی به یک سخن از گوینده‌ای ناشناس، آن سخن از بین نمی‌رود بلکه اشاعه می‌یابد. این هویّتهای ناشناس در انتخابات هرکدام یک رأی دارند؛ درست به اندازه‌ی کسانی که با هویّت واقعی در فضای مجازی هستند پس برای بقای خودتان در سپهر سیاست به آنها احتیاج دارید.

حجّاریان می‌گوید که رقیب اصلاح‌طلبان از این پس دیگر جناح راست (یا همان اقتدارگرایان) نیستند بلکه براندازانند. عجیب است که وی چنین می‌گوید آن هم زمانی که اقتدارگرایان تمام مناصب حسّاس را اشغال کرده‌اند و به اصلاح‌طلبان اجازه نمی‌دهند قدم از قدم بردارند. لااقل هر دو را به عنوان رقیب ذکر می‌کرد. او در مصاحبه‌ای دیگر می‌افزاید که دیگر به اصلاح‌طلبان مجال نمی‌دهند که به قدرت برسند و دست بالا ما دولتهایی به شکل «اعتدال» خواهیم داشت. با یأس از رسیدن به قدرت،‌ نداشتن توان تغییر بیش از دولت منفعل فعلی و رقیب را نه حکومت مطلقه بلکه مخالفان و منتقدان خارج از سیستم دیدن من حق دارم که بگویم اصلاح‌طلبی در پیشروترین شکلش در حال حاضر تنها نوعی «نومحافظه‌کاری» است.

دوشنبه

نکات سبز -۴۶

                                                                                                   دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷
   

کسی یادش مانده که آخرین نکات سبز را کی نوشتم؟ نکات سبز مثل خیلی از سبزنویسی‌ها (تاریخچه‌ی سبز و..) در کوران جنبش سبز و برای جمع‌کردن ایده‌های پراکنده‌ای بود که لزوماً تحلیل مفصّلی نمی‌طلبید و باید جایی ثبت می‌شد. حالا و پس از ادغام بسیاری از سبزها در اصلاح، ‌اعتدال و اقتدار* بیش از پیش پافشاری بر آرمانهای سبز لازم است. به گمانم اگر سران سبز -که خود نیز مواضعشان از خرداد ۸۸ تا بهمن ۸۹ تکامل یافت-‌ اکنون حاضر بودند به زحمت به «اجرای بی‌تنازل قانون اساسی» بسنده می‌کردند چه اینکه متوجّه می‌شدند که بحث فقط بر سر اجرای کامل یا تفسیر بهتر این قانون نیست و بسیاری از ریشه‌های اقتدارگرایی در همین قانون است. به هرحال احتمالاً به عنوان سبز معتقد به همه‌پرسی موضوعات مختلف از جمله قانون اساسی، تک‌وتنها به راه خود ادامه می‌دهم. خدا را چه دیدید؛‌ شاید با یک گل هم بهار آمد.
  
یک. خودی و غیرخودی در نظام
سعید مرتضوی به شش‌ماه زندان مجدّد محکوم شد. این شش‌ماه به‌خاطر آمریّت در ورود غیرقانونی به منزل فاطمه آجرلو نماینده‌ی اصولگرای مجلس است. فکر کنید اگر قرار بود برای تمام دستورهای غیرقانونی او برای ورود به منزل خبرنگاران، فعّالان سیاسی و اجتماعی شش‌ماه،‌ شش‌ماه حکم صادر می‌شد چه مدّت باید برای او در نظر می‌گرفتند؟ صدسال؟ دویست‌سال؟ این حکم فقط به‌ علّت خودی‌بودن آجرلوست و لاغیر. پیش از شکایت پدر مصطفی روح‌الامینی که از نزدیکان حلقه‌ی قدرت است، پدر کامرانی‌فر نیز درست برای همان وقایعی که در کهریزک گذشت از مرتضوی شکایت کرد ولی به جایی نرسید امّا شکایت روح‌الامینی منجر به زندانی‌شدن او شد. این تبعیض‌های آشکار جایی برای اعتماد به روح عدالت در دستگاه قضا باقی نمی‌گذارد.

دو. ابرهای نابارور ساخته‌ی ذهن‌های عقیم
دراین یک‌روز خبر لطیفه‌مانند دستکاری و عقیم‌کردن ابرها را حتماً خوانده‌اید. خادمان نظام تماس تلفنی یک شهروند عادی را با بی‌بی‌سی درباره‌ی ریختن فلان مادّه در آب مردم خرّمشهر با آب‌وتاب تعریف می‌کنند ولی به این خبر که می‌رسند ساکت می‌شوند. خود این حرف که از زبان یک مقام رسمی ایران اعلام می شود یک‌طرف،‌ ذهنیّتی که پشت آن است طرف دیگر. این همان ذهنیّتی است که فعّالان محیط زیست را جاسوس، عامل بیگانه، مسبّب خشک‌سالی و... دانست و به دستگیری و فراری‌دادن عدّه‌ای انجامید و همچنان با اتّکا به سیستم‌ امنیّتی مشغول تولید آگاهانه‌ی تحلیلهای دروغ و تزریق آنها به جامعه است. همین‌ها به بولتنها راه می‌یابند و بر تصمیم‌گیری سران نظام از جمله رهبر پیرامون موضوعات گوناگون اثر می‌گذارند و البتّه خوراک فکری بخشی از جوانان خام را که با دیدن متنی که چند واژه‌ی فرنگی و چند ارجاع دستچین‌شده به نشریّات خارجی در آن باشد، تأمین می‌کنند. غرض اینکه خواندن امثال این خبر بیش از آنکه خنده داشته باشد،‌ گریه دارد.

سه. دفاع نه‌چندان ظریف
ظریف در تویتی نوشت «چه جالب که در آستانه‌ی سفر رئیس‌جمهور به اروپا یک عملیّات ایرانی کشف و عوامل آن دستگیر می‌شوند» طبعاً ایشان سابقه‌ی خرابکاریهای سابق سیستم امنیّتی ایران مانند کشتن بختیار در آستانه‌ی سفر میتران به ایران را از یاد نبرده است و این «چه جالب» را باید به خائنان خودی درون نظام بگوید نه آنان. خائنانی که در راستای اهداف اسرائیل عمل می‌کنند و هر از چندگاهی یکی از آنان در داخل دستگیر می‌شوند. از ظریف می‌پرسم، اسرائیل خواهان بهبود روابط ایران با اروپاست یا خیر؟ اگر بخواهد روابط ایران و اروپا را تیره‌ کند چه کاری بهتر از این؟ البتّه عربستان نیز ناشیانه در امریکا چنین قصدی داشت ولی نه با اعضای سفارت ایران. ظریف به حکم اینکه وزیر امور خارجه است باید از منافع ملّی دفاع کند ولی فاصله‌ی «نظام» با منافع ملّی به حدّی است که وی را بارها مجبور به خلافگویی کرده است. شک دارم دفاع به هر قیمت از ارکان نظام، بتواند به پیش‌برد مردمسالاری در ایران بینجامد.

پیشین: اوّلین نکات سبز، آخرین نکات سبز

*استحاله‌ی برخی سبزها در این سه گروه داستان تلخی است که «شاید» در آینده چیزکی درباره‌اش نوشتم.

یکشنبه

حجّ ۹۷

                                                                                                    یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۷
    

قرار بود پس از حجّ موفّق پارسال،‌ حجّ‌عمره نیز راه بیفتد که با خطّ‌ونشان‌های مقامات ایران (به ویژه رهبرنظام) برای سران عربستان مسئله منتفی شد. پس از یک‌سال وقفه، امسال اعزام حاجیان به حجّ واجب آغاز شد که درست مانند پارسال با اعتراضهایی روبه‌رو شد که خیلی مختصر به برخی وجوه آن می‌پردازم.

یک. استفاده‌ی حجّاج از ارز یارانه‌ای
بسیاری از افراد (فارغ از پایبندی آنان به دین یا نه) گفتند که حاجیان از بیت‌المال بهره می‌برند و آنان راضی نیستند و مسافران کعبه را حلال نمی‌کنند. تصوّر این افراد از بیت‌المال جایی است که خودشان در آن سهم دارند ولی گویا حاجیان سهمی از آن ندارند، پس گویی مسافر بیت‌الله دست در جیب آنان کرده است. واضح است که هر زائری به اندازه‌ی یک‌ازهشتاد میلیون از بیت‌المال سهم دارد که می‌تواند آن را مستقیم یا غیرمستقیم دریافت کند. انواع و اقسام یارانه‌ها مانند آب و برق و دیگر یارانه‌ها مصداق یارانه‌ی غیرمستقیم‌اند. این پرداخت زمانی به صورت حقّی تبعیض‌آمیز (یا به اصطلاح رانت) در می‌آمد که سهم گروهی می‌شد و سهم گروهی دیگر خیر. حال آنکه هر ایرانی می‌تواند به حج برود؛ ‌حال اگر کسی نخواهد یا اعتقاد نداشته باشد، به دیگران ربطی ندارد. مهم این است که چیزی از او دریغ نشده است. در همین راستا شاهد اختصاص ارز مسافرتی یا دانشجویی و انبوهی از موارد مشابه‌ایم که تا کنون اعتراضی به آنها مشاهده نشده است،‌ امّا کار به حج که رسید عدّه‌ای به یادشان افتاد دیگران را حلال نکنند.
  
دو. مفهوم «استطاعت» و کمک به غیرمستطیعان
بند الف برای کسانی بود که مستطیع‌اند، حالا فرض را بر این می‌گذاریم مقدار کمک به بعضی حاجیان به اندازه‌ای است که بسیاری از غیرمستطیعان را قادر به سفر می‌کند. بعضی از روحانیان حاضر در فضای مجازی نوشته‌اند که «این جزو وظایف حکومت اسلامی نیست» و برخی تا دادن رأی به نادرستی آن پیش رفته‌اند. همانطور که بالاتر گفتم یارانه‌ی حاجی ملک اوست و اتّفاقاً وظیفه‌ی حکومت اسلامی دادن سهم من نوعی از بیت‌المال به من است و اگر چنین نکند، خلاف کرده است. حالا من با حقّ خود از بیت‌المال چه کنم به خودم مربوط است.
کسانی که حجّ غیرمستطیعان را با استفاده از یارانه نادرست دانستند نیز ندانستند که «استطاعت» شرط وجوب حجّ است نه شرط صحّت آن. یعنی هر بر هر مستطیعی حج واجب است ولی هر حاجی لزوماً با پول خود، مستطیع نیست. بنا بر فتوای مراجع اگر کسی به دیگری بگوید که من به تو کمک مالی می‌کنم و به حج برو، حج بر او واجب می‌شود. (مسائل ۲۰۳۹، ۲۰۴۰ و ۲۰۴۱ از رساله‌ی آیت‌الله خمینی و ذیل آن از دیگر مراجع) همانطور که می‌بینید صِرف دادن این پیشنهاد حج را بر شخص واجب می‌کند و او حتّی حقّ نپذیرفتن آن را هم ندارد. حج چنین شخصی مبری ذمّه است و بعدها در صورت استطاعت نیز حج بر او واجب نیست (همان،۲۰۴۳) بماند که در اینجا حکومت اسلامی در واقع سهم خود فرد از بیت‌المال را به او می‌دهد و این پول،‌ پول «غیر» به حساب نمی‌‌آید.
  
سه. صرف پول حج در جنگ یمن
درآمد حج سهم بسیار ناچیزی از بودجه‌ی عظیم و عمدتاً نفتی عربستان است که اصلاً در برابر آن چیزی به حساب نمی‌‌آید. بیشتر پول مصرفی آنجا نیز به بخش خصوصی عربستان می رسد، نه حکومت آنجا. اگر سهم اندک زائران ایرانی بین چندمیلیون زائر از دیگر مکانها را محاسبه کنیم، بیشتر به نادرستی این استدلال پی می‌بریم. همین ملاک یعنی احتمال خرج پول در جای نادرست را حساب کنیم به بسیاری از کشورهای جهان از ترکیه گرفته تا امریکا نیز نباید سفر کرد.
همینجا در حاشیه بگویم که اندکی دقّت آشکار می‌کند که  ریشه‌ی بسیاری از این استدلالها کجاست. اگر جنگ یمن هم نبود، عدّه‌ای می‌گفتند و می‌گویند که پول حج را خرج جهاز فلان عروس فقیر کنی بیشتر ثواب دارد. یا با بسط بیشتر، خرج مجالس اهل بیت یا سفر به عتبات را به جوان جویای کار بده و جز آن. خمس و زکات نیز دکّان مراجع را پر می‌کنند و حتّی صدقه نیز سیستم گداپروری است. پیدا کنید پرتقال‌فروش را.
  
چهار. نقد حجّ حکومتی
یک‌دست‌شدن حج مزایای بسیار داشته و البتّه معایبی. حکومتی‌شدن حج موجب صرفه‌جویی در وقت زائر می‌شود که بدون دغدغه‌ی مسکن و غذا تمام وقتش را برای زیارت و بهره‌وری از این سفر معنوی بگذارد. بدون یکی‌شدن کیسه‌ها مخارج و کیفیّت‌ آن حتماً بسیار فرق می‌کرد. حالا نظارت بر بهداشت و دیگر حواشی این سفر باعث شده مگر با بعضی استثناها، ‌افراد به سلامتی بروند و برگردند. البتّه این حکومتی‌شدن ضررهایی نیز دارد که پارسال نوشتم. اصل حج واجب و عمره بدون مدینه و در حدود یک‌هفته انجام می‌شود. حتّی با احتساب مدینه می‌‌توان حج را در دو هفته و با مخارج کمتر انجام داد. نرفتن تونسیان به حج نیز از مضرّات حج حکومتی است. تأثیر این نرفتن در حدّ تبلیغات است و چیزی را در واقع عوض نمی‌کند ولی آیا یک حکومت یا حتّی فقیه می‌تواند جلو رفتن کسی را که نظرش را قبول ندارد، بگیرد؟
  
پنج. تأثیر مثبت حج بر نزدیکی مسلمانان
گذشته از عبادی‌بودن وظیفه‌ی حج -که آن را در پرانتز گذاشتم- ‌همه از مشکلات بین نظام ایران و نظام سعودی آگاهند. راه کم‌کردن این شکاف بین دو کشور مسلمان و اتّحاد برای ایستادن جلو رقبای بزرگتر منطقه نزدیک‌شدن ملّتهای دو کشور است. در نظرسنجی که اخیراً منتشر شد متأسّفانه نظر منفی مردم منطقه به سیاستهای ایران بسیار بالاست ولی اهالی عربستان کمتر از مردم عراق نظر منفی به ایران داشتند. رفت‌وآمد و دادوستد می‌تواند این شکاف را کمتر کند. در برابر نظرات مخالف دو راه هست،‌ یکی خروش و خشم امثال رهبرنظام و سفارت‌نوردی پیروان او یا مذاکره و تعامل مثل راهی که امثال قاضی‌عسکر در پی‌آنند و اگر مجال بیابند بیش از این هم پیش می‌روند. ایشان پارسال یک‌تنه در برابر برخی ائمّه‌ی جمعه که از نظرگاه اسلام سیاسی خواستار تحریم حج شدند ایستاد که جای دست‌مریزاد دارد.

شنبه

جمله‌های سینمایی -۳۴

                                                                                                         شنبه ۹ تیر ۱۳۹۷
            
ک مثل کین‌خواهی
قبل از اینکه انقلابی توی خیابون رخ بده، ‌اوّل باید توی ذهن شروع بشه.
 
گوست داگ
- این پلیسی که کشتی زن بود.
- مگه زنا نمی‌خوان برابر باشن... خوب بذار برابر باشن

گرگ وال استریت
تنها چیزی که بین تو و هدفت قرار داره، داستانای مزخرفیه که برای خودت تعریف میکنی که چرا نمیتونی بهشون برسی.

بوچ کسیدی و ساندنس کید
اگه پولی رو که برای دستگیری من خرج میکنن به خودم بدن،‌ دست از دزدی برمی دارم.

ذهن زیبا
جان نش: چیزی نیست که بشه بهش اطمینان کرد،‌ این تنها چیزیه که بهش مطمئنم. 
  

جمعه

حاشیه بر اخبار - ۳۰

                                                                                                        جمعه ۸ تیر ۱۳۹۷
    

رهبر نظام در دیدار با سیّدحسن خمینی گفت که محصوران هنوز بر سر موضع گذشته‌ی خود باقی‌اند.
- همه را نمی‌توان با وعده و وعید خرید. اثر گذشت زمان بر همه یکسان نیست.
   
انتخاب یک متّهم به تجاوز به ریاست کمیسیون اجتماعی مجلس.
- تیغ نهادن در کف زنگی مست.

 حملات ادامه‌دار اسرائیل به نیروهای ایرانی در سوریه.
- ما گفتیم تل‌آویو و حیفا را با خاک یکسان می‌کنیم امّا نگفتیم کی؛‌ ممکن است بیست‌وپنج‌سال آینده باشد.
   
شکوری‌راد: روحانی قدر رأی مردم را ندانست.
- خاتمی دانست؟
  
در کشورهای عربی باور منفی مردم به سیاستهای ایران مقام دوّم را پس از امریکا دارد. (+)
- «عمق استراتژیک» که طرفداران ولایت می‌گفتند دقیقاً یعنی همین.
  
همه‌ی اصولگرایان جمنا را پذیرفته‌اند جز پایداری.
- به سهم خود از آنان تشکّر می‌کنم (بدون شرح).
   
بیتی از آخرین شعر منتشرشده‌ی خامنه‌ای:
می‌کشد از هر طرف، چون پر کاهی مرا
وسوسه‌ی این و آن،‌ دمدمه‌ی خویشتن
- اقرار العقلاء علی انفسهم جائز.
  

دوشنبه

ظریف، نظام و ایران

                                                                                                     دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷
    

«ما در ایران از اصولگرا و اصلاح‌طلب، بی‌خط، مخالف جمهوری اسلامی و مخالف دولت، همه در یک کشتی نشسته‌ایم. خیال نکنیم اگر روحانی رفت یک اصولگرا موفق می‌شود و خیال نکنند بعضی‌ها اگر جمهوری اسلامی رفت آن‌ها می‌آیند. امروز ایران با این وضعیت جغرافیایی و موجودیت عظیم و پرافتخار تاریخی و با این مردم، توانمندی و ذخایر و آینده درخشان هدف است و ما همه با هم این هدف را ناکام می‌کنیم.»
   
این سخنان رهبرنظام نیست،‌ سخنان محمّدجواد ظریف است. عادت داشتیم مشابه این حرفها را از زبان خامنه‌ای در آستانه‌ی انتخابات بشنویم؛‌ وقتی انقلابی، غیرانقلابی و جناحهای مختلف را دعوت به مشارکت می‌کند تا طرفدارانش پس از انتخابات همه‌ی آنها را به معنای رأی به نظام بدانند. در همین چند هفته شاهد انواع برخورد با دانشجویان معترض، دراویش، زنان، حکم اعدام و جز آن بودیم ولی آن موقع امثال ظریف به یاد «تمثیل کشتی» نیفتادند. آن موقع کسی از ارباب قدرت نگفت که اینها سوراخ‌کردن کشتی است و دودش به چشم همه می‌رود. کسی نگفت چندمیلیون نفر را مجبور به مهاجرت کردید ولی همه‌ی مخالفان و منتقدانتان را نمی‌توانید از ایران بیرون کنید. کسی نگفت اقلیّت زیر پانزده‌درصد مدافع نظام و رهبرش نمی‌تواند برای همه تصمیم بگیرد. حالا که آثار خروج امریکا از برجام دارد آشکار می‌شود، همه سوار یک کشتی شدیم؟ وقتی سردار سپاه با افتخار می گوید که این سپاه، سپاه انقلاب اسلامی است نه ایران، کسی نگران ایران نبود،‌ حالا پای ایران و تاریخش وسط آمد؟
  
بدترین برداشت از وضع فعلی ما این است که این بن‌بست را به آمدن ترامپ ربط بدهیم و بگوییم «اگر نبود..». این چشم‌بستن بر انبوه ناراستی‌های چهل‌‌ساله است. قوّه‌ی قضای فاسد، سپاه کاسب،‌ نیروهای امنیّتی مداخله‌گر، رهبر ناپاسخگو باقدرت بی‌نهایت و قوانین تبعیض‌آمیز به خودی خود برای زیر سؤال‌بردن مشروعیّت نظام کافی است. برجام نه تنها به ضرر بخش اقتدارگرای نظام نبود که آن را تأیید هم کرد و دستش را برای دخالتهای منطقه‌ای بازتر کرد. آزمایشهای تحریک‌آمیز موشکی با شعار عبری، حمله‌ی تبلیغاتی به دیرالزّور و مداخله در یمن پس از برجام بود. غافل از اینکه هم امریکا و هم روسیه در سوریه از ایران کولی می‌گیرند و به وقتش در برابرش می‌ایستند کما اینکه همینطور هم شد. تلفات تحقیرآمیز حملات اسرائیل در سوریه فقط برای یک‌بار اعلام شد ولی با دانستن اینکه توان پاسخگویی ندارند بقیّه‌اش کتمان شد. برخلاف ادّعای رسانه‌های نظام تا همین چند روز پیش حملات اسرائیل به نیروهای ایرانی و هم‌پیمانانشان ادامه داشت که آماری از کشته‌ها به دست نیامد. در یمن هم سودآوری فروش سلاح به عربستان مانع از فیصله‌دادن ماجراست و گرنه خیلی زودتر غائله‌ی حوثی‌ها پایان می‌یافت.
 
اروپا به تنهایی نمی‌تواند در برابر امریکا بایستد و ایران هم با رهبر بی‌کفایتش که با منع پیوستن به FATF دولت را به سوی فلج بانکی رهنمون می‌سازد، دیر یا زود شرایطی مشابه دوران پایانی دولت احمد‌ی‌نژاد را تجربه خواهد کرد. روحانی یا باید بتواند با امریکا مذاکره کند یا باید استعفا دهد. این پیشنهاد را حسین موسویان هم ارائه کرد. شرایط ناخواسته‌ی اقتصادی که معلول زیاد‌ه‌خواهی بخش اقتدارگرای نظام است نباید به پای دولت فعلی نوشته شود. خامنه‌ای خود باید مسئولیّت بپذیرد و دولتی که می‌خواهد بر سر کار آورد. خاتمی اشتباه کرد که پس از ردّ لوایح دوقلو استعفا نکرد و روحانی اشتباه خواهد کرد که در صورت نداشتن امکان تعامل با غرب بخواهد در مسند قدرت باقی بماند. امریکا گریزگاههای ایران را در دوران اوباما شناسایی کرده و در حال بستن آنهاست. به زودی فروش نفت هم با مشکل مواجه می‌شود و دوران سختی در انتظار ماست. امریکا با «نظام» ایران مشکل دارد نه با خود ایران. ظریف و روحانی اگر مشابه سخنان فوق را بر زبان بیاورند دیکر همدلی چندانی بین ایرانیان برنخواهند انگیخت؛ فقط ناتوانی خود را از درک شرایط نشان می دهند. اگر اعتراضات اقتصادی مانند دی‌ماه۹۶ بُعد سیاسی نیز بیابد، ممکن است در آینده‌ای نزدیک شاهد تحوّلی غیرمترقّبه در ایران باشیم که معلوم نیست چه فرجامی خواهد یافت.

یکشنبه

من ماندم و من

                                                                                                     یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷


فراسوی نیک و بد
آسمان آبی است
آبی

از مبدأ تا مقصد
صدها کیلومتر
و صدها تن
که با هیچ‌کدام ‌کاری ندارم

باغم را فروختم
امروز
آیا درختان می‌دانند؟

آتشی برپاست در جنگل
درختان سپیدار
به تماشا ایستاده‌اند

برای بعضی
قلّه جای فتح است
برای قلّه
جای برف

بالاخره
من ماندم و من
هیچ‌کس نیست
برای پادرمیانی

زادروز ۷۸سالگی عبّاس کیارستمی

شنبه

«پریشان» و ایران امروز

                                                                                                        شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷
 
کمک میلیاردی حکومت به حوزه‌های علمیّه
پادشاه را لازم است که زبان خواص را به انعام بسته دارد تا زبان عوام به گفتار خواص بسته گردد چه رفتار عوام به گفتار خواص مربوط است و افعال آنان به اقوال اینان منوط.

علم‌الهدی:‌ توفیقها از ولیّ فقیه است و نقص‌ها از دیگران
پادشاه در هر عمل چنان سلوک فرماید که نیکی‌ها را از او دانند اگرچه در واقع از دیگری باشد و بدیها را از غیر او اگرچه از او باشد تا این عمل موجب تألیف قلوب شود.

بوق‌وکرنای حمله‌ی موشکی به دیرالزّور و سکوت در برابر حملات اسرائیل به سپاه
پادشاه باید که بر دشمن ضعیف آشکار تازد تا چون غالب شود صیت قدرتش را دشمنان قوی استماع کنند و حساب بردارند لیکن با دشمن قوی بی‌خبر جنگ کند تا از حزم دور نباشد.

رهبرنظام و تربیت شاعران، مداّحان و تاریخ‌نویسان ولایی
ادبا و شعرا و وقایع‌نگاران را پادشاه تربیت فرماید که میراث سلاطین نام نیک است هرچه بیشتر ماند، دودمان سلطنت را نفع بیشتر رسد.

فرستادن پرستوها جهت دام‌گستری برای سیاسیّون
سلطان عادل منزلت انسان کامل دارد که باید از حال هرکس آگاه باشد و الّا کامل نیست و یکی از سلاطین زمان را عادت آن بود که زنان را به خانه‌ی آنان که سوءظنّی به ایشان داشت نهفته فرستادی تا صورت امر معلوم کند.

تکیه‌ی رهبرنظام بر دولت پنهان با تفنگ
پادشاه باید که مملکت را به لشکر نگه دارد و لشکر را به سیم و زر که گفته‌اند لاملک الّا بالرّجال و لا رجال الّا بالمال.

حذف روحانیون چپ و بالاکشیدن روحانیون راست پس از ۶۸
آنان را که پادشاه پیش از سلطنت رعایت می‌فرموده پس از سلطنت رعایت بیشتر کند تا موجب استمالت دیگران شود.

پیام «کش‌ندهید» رهبر به خبر اختلاسهای بزرگ
پادشاه باید که چون از بزرگان و اعیان خیانت مالی بیند بدیشان سخت نگیرد بلکه رسم تجاهل نگه دارد زیرا که پادشاه از دو صفت خالی نباشد اگر ضعیف است موجب جسارت ایشان شود و اگر قوی باشد مایه‌ی وحشت و دهشت شود.

پریشان - میرزا حبیب قاآنی شیرازی

سه‌شنبه

جمله‌های سینمایی - ۳۳

                                                                                               سه‌شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
           
دیکتاتور بزرگ  
یک دیکتاتور همه‌رقم برای مردمش ترسناک است ولی خود دیکتاتور فقط از یک چیز مردم می‌ترسد: آگاهی.
   
ماه تلخ
هر کسی یه رگ سادیسمی داره، بهترین چیزی که می‌تونه اونو بجنبونه اینه که بدونی کسی رو در بند خودت داری.
  
جرم
همه جور نون دیدم، نون سنگک، ‌نون بربری،‌ نون لواش، نون تافتون ولی هیچ‌جا نون حلال ندیدم.
   
بروس قدرتمند
دو نیم کردن سوپ معجزه نیست بروس، شعبده‌بازیه، مادری که دوجا کار میکنه ولی بازم برای دیدن تمرین فوتبال پسرش وقت میگذاره معجزه‌س. نوجوونیکه به موادمخدر نه و به تحصیلات آره میگه معجزه‌س . مردم از من میخوان همه کاری براشون انجام بدم ولی چیزی که تشخیص نمیدن قدرت خودشونه. میخوای معجزه ببینی، ‌خودت معجزه باش.

ربه‌کا 
ماکسیم: تمام زنان زیبا که عادت دارند مردها رو زیر تأثیر خودشون ببینن وقتی مردی رو پیدا میکنن که نمی‌تونن روش نفوذ داشته باشن ازش متنفر میشن. ربه‌کا هیچوقت عاشق من نبود، ازم متنفر بود...متنفر.

شنبه

تجاوز و پرده‌پوشی

                                                                                                   شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۷
 

یکی از دوستان به مناسبتی از یکی از تلخ‌ترین خاطراتش در دوران مسئولیّت می‌گفت. ماجرا به اوایل دهه‌ی هفتاد در مشهد برمی‌گردد که پلیس متوجّه سلسله قتلهایی شد که به نظر می‌آمد با هم مرتبط باشند. تجاوز به زن یا زنان بخش ثابت آن بود که گاه مرد و کودکی هم جزو مقتولان بودند. مدّتها جستجوی پلیس ادامه یافت ولی مجرمان باهوش بودند و سرنخی نمی‌دادند. آن زمان هم گستره‌ی دوربینها و سایر تجهیزاتی که الآن هست وجود نداشت. مجرمان زمانی به تله افتادند که اوّلین و آخرین اشتباهشان را انجام دادند و دختری را که گویا خیلی نظرشان را جلب کرده بود زنده گذاشتند با این تهدید که فردا می‌آیی فلان جا تا تو را سوار کنیم و گرنه پدر و مادرت را می‌کشیم. دختر تا صبح بیدار ماند و مردّد بود تا آخرش ماجرا را به والدینش گفت و آنها هم بلافاصله به پلیس اطّلاع دادند. پلیس به او گفت که سر ساعت همانجا که گفتند می‌روی و بقیّه‌ی کار را به ما بسپار. ماشین آنها که نزدیک شد با اخطار پلیس مواجه شد و فرار کرد و پس از یک تعقیب و گریز در میدان ده دی مشهد، راننده با اصابت گلوله کشته شد و همراهش گیر افتاد. همین تیراندازی موضوع را رسانه‌ای کرد.

فرد دستگیرشده دست‌کم به انجام ۳۵ فقره جنایت اعتراف کرد. متجاوزان گروهی از جوانان مرفّه بودند که صرفاً به خاطر هیجان دست به جنایت می‌زدند. هر فقره شامل یک یا چند دختر و زن یا خانواده بود که ربوده می‌شدند و در ناحیه‌ای در جادّه‌ی مشهد به توس که اطراف جادّه دارای پستی و بلندی‌هایی بود که می‌شد ماشین‌ها را در آن مخفی کرد، به زنان تجاوز می‌کردند، سپس همه را می‌کشتند و در گوشه‌ای از شهر رها می‌کردند. این خبر بازتابی محدود در رسانه‌های محلّی داشت و مانند ماجرای خفّاش شب همه‌گیر نشد در حالیکه بسیار از آن وحشتناک‌تر بود.

متأسّفانه از این دست اخبار در نقاط مختلف کشور کم نیست که فقط بخشی از آن به رسانه‌ها کشیده می‌شود. در ماجرای دختران ایرانشهر نیز اوّلاً اگر سخنان امام‌جمعه‌ی این شهر نبود کسی باخبر نمی‌شد، ثانیاً پرده‌پوشی خود خانواده‌ها که فقط سه نفر از حدّاقل ۴۱ مورد شکایت کردند در تداوم آن مؤثّر بوده است. از این سه نفر هم فقط یکی حاضر به معاینه‌ی پزشکی شده است.

در موارد این چنینی اگر صداوسیمایی به واقع ملّی داشتیم، می‌شد به نفع آسیب‌دیدگان فرهنگ‌سازی کرد به این معنا که قبح تجاوز را فقط متوجّه به متجاوز دانست نه کسی که به او تجاوز شده. چنین فردی کاملاً پاک، بیگناه و دارای حق است که ستمی را که بر او رفته فریاد بزند و داد بطلبد و بستاند. اگر در ماجرای ایرانشهر اوّلین خانواده بلافاصله به پلیس مراجعه می‌کردند، کار زودتر فیصله می‌یافت. به بیان دیگر سکوت خانواده‌ی قربانی به معنای دادن مجوّز به متجاوز برای ادامه‌ی کار خودش است و متأسّفانه آنها نیز در تداوم آن شریکند. در حادثه‌ی مشهد از آنجا که قربانیان کشته می‌شدند بالاخره سرنخی از فاجعه در کار بود ولی از تجاوزی که پنهان بماند کسی باخبر نمی‌شود، در نتیجه تحقیق و تفحّصی در کار نخواهد بود.

مثال مشهد را برای این آوردم که بگویم موضوع منحصر به ایرانی و افغانستانی یا این شهر و آن شهر یا حتّی زن و مرد نیست؛ جرم در هر جایی رخ می‌دهد و اطّلاع‌رسانی سریع تنها راه جلوگیری از ادامه‌ یا تکرار آن است. موضع نماینده‌ی خمینی‌شهر در نفی یا کم‌رنگ‌کردن و مسکوت‌گذاشتن آن دقیقاً خلاف مصالح مردم آن شهر و کشور است. شاید رسانه‌های منتقد گاهی بزرگنمایی کنند ولی این در برابر بزرگی فاجعه هیچ است. مجرمان فقط در سکوت و بی‌خبری با خیال راحت می‌توانند جنایت کنند.

یک وجه دیگر ماجرا تضاد اینگونه اخبار با وجه مذهبی اغراق‌شده‌ای است که نظام حاکم تلاش می‌کند از ایران یا به اصطلاح امّ‌القرای جهان اسلام ارائه کند. اینگونه اخبار نشان می‌دهد که ایران نیز مانند هر جای دیگر است و رسانه‌های رسمی تنها چهره‌ی روتوش‌شده‌ی آن را نمایش می‌دهند. مشهد مذهبی‌ترین شهر ایران است ولی آمار بعضی ناهنجاری‌ها در آن از سطح متوسّط کشور بیشتر است. واقع‌بین باشیم و کمی و کاستی خود را در آینه‌ی رسانه‌های بیطرف ببینیم و آینه‌شکنی نکنیم که دودش در چشم خودمان خواهد رفت.
Real Time Web Analytics