طالبان؛ نیروی نیابتی پاکستان

                                                                                    ‌                    جمعه ۲۹ امرداد ۱۴۰۰

 

امرالله صالح بدون نام‌آوردن از پا‌کستان، طالبان را نیروهای نیابتی و تروریستی خوانده است. این اصطلاح برای ما خیلی آشناست. در واقع واکنش ایران به دخالت پاکستان در افغانستان از زمان بی‌نظیر بوتو و به شکلی خفیف آغاز شد. بی‌نظیر بوتو با اصالتی شیعی همواره جایگاهی فراتر از نخست‌وزیر پاکستان در ایران داشت و هاشمی رفسنجانی که مقامی بالاتر از او بود همیشه به استقبالش می‌رفت و نه معاون اوّل رئیس‌جمهور. او هم کمی پوشیده‌تر به ایران می‌آمد که به این رفتار واکنشی متناسب نشان دهد. بوتو همواره به مشهد می‌رفت و در حرم امام رضا (ع) زیارت می‌کرد. این رفتار ادامه یافت تا کار به انتقادهای تندتر ایران از پشتیبانی نظامیان پاکستان از طالبان رسید. این بار بی‌نظیر بوتو با حجابی آزادتر به ایران آمد و رفتاری بی‌اعتنا در پیش گرفت تا نشان دهد که مثلاً دیگر ملاحظات سابق را برای روحانیان حاکم بر ایران رعایت نمی‌کند. پایان ماجرا را در افغانستان که همه می‌دانیم و در پاکستان هم بوتو به دست همان تندروانی که ریشه و اساس شکل‌گیری طالبان بودند ترور شد. جای تأسّف است که پاکستانی که یکی از مهمترین الهامبخشان نواندیشی دینی معاصر یعنی اقبال لاهوری را به عنوان یکی از پدران معنوی خود به شمار می‌آورد جای تاخت‌وتاز عدّه‌ای سلفی بشود و نظامیانش بر این ارّابه‌ی قرون وسطایی سوار شوند.

 

این روزها عملکرد غرب یعنی امریکا و اروپا به شدّت به نقد کشیده شده است. نه امریکا برای ملّت‌سازی به افغانستان رفته بود، نه توانش را داشت و نه هیچ حکومت خارجی می‌تواند در یک فرهنگ دیگر ملّت بسازد. هم اروپاییان در این افتضاح سهمی بودند، ‌هم دموکراتها و هم جمهوریخواهانی که البتّه حالا دارند از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند و رجز می‌خوانند ولی همانها بودند که قصد خروج از افغانستان را داشتند و رهبران فعلی طالبان را از زندان آزاد کردند. امّا جای یک سؤال باقی است: چرا ایران برای پشتیبانی از نیروهای نیابتی خود در منطقه تحت شدیدترین فشار قرار بگیرد ولی پاکستان برای حمایت همه‌جانبه از طالبان با هیچ فشاری مواجه نشود؟

 

پاکستان پس از یازده سپتامبر ترسان و لرزان از خشم جهانی ناشی از آن رخداد با امریکا همراه شد و بدون در نظر گرفتن سابقه‌ی حمایتش از طالبان به نیروی هوایی ایالات متّحده اجازه داد که از حریم هوایی‌اش استفاده کند و البتّه در برابرش بدهکاریش به امریکا بخشیده شد. بن‌لادن را هم که همه می‌دانند کجا و در خاک چه کشوری کشته شد. طالبان متّکی بر قومی‌گری پشتون‌هاست و ریشه در ساختار قبایلی افغانستان دارد و به این سادگی از بین‌ نمی‌رود ولی به حمایت تسلیحاتی محتاج است و با قطع شاهرگ مواصلاتی بین پاکستان و افغانستان، توان مقابله با نیروهای دولتی افغانستان را ندارد. در تمام این سالها پاکستان از یک طرف با امریکا بازی می‌کرد و خودش را همراه با آن کشور نشان می‌داد ولی از طالبان نیز پشتیابی می‌کرد. اگر امریکا آن سخت‌گیری که نسبت به ایران داشت با پاکستان هم داشت،‌ کار به اینجا نمی‌کشید. حالا پاکستان اهرمی قدرتمند برای تنگ‌کردن حلقه‌ی محاصره‌ی کشمیر پیدا کرده است و چین هم به عنوان قدرتی نوظهور جای پای خود را در افغانستان محکم می‌کند. پرسش همچنان باقی است: چرا پاکستان برای دخالت آشکار در کشور همسایه نباید تاوانی پرداخت کند؟ 

۳ نظر:

  1. با سلام.
    از قدیم گفتند دم کدخدا رو ببین دهات رو بچاپ. فقط تصور کنید پاکستان اندکی نمایش آمریکاستیزی داشت، از این مدل که توی ایران هست.

    پاسخحذف
  2. به نظر شما اینکه پاکستان بمب هسته‌ای دارد و عضو ان‌پی‌تی نیست می‌تواند یکی از دلایل فشارنیاوردن غرب باشد؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. نه. کره‌ شمالی هم این دو ویژگی را دارد ولی زیر شدیدترین تحریمهاست.

      حذف

لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.