سیاه‌نمایی و سفیدنمایی

                                                                                                  سه‌شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۱ 

    

مغالطه‌ی تعمیم (Generalization) یکی از پربسامدترین مغالطه‌هاست. تقریباً همه تعریف آن را می‌دانند و بسیاری آن را به کار می‌برند. همه می‌دانند که از یک گزاره‌ی جزئی نمی‌توان به گزاره‌ی کلّی رسید، یعنی این دو گزاره هر دو نادرست‌اند:

 

بعضی اهالی شهر الف جیب‌برند، پس همه‌ی آنها دزدند.

برخی اهالی شهر ب مهمان‌نوازند، پس همه‌ی آنها سخاوتمندند.

 

در مرحله‌ی نظر کسی در نادرستی دو گزاره‌ی فوق شکّی ندارد ولی چون غرض آید هنر پوشیده می‌ماند. یعنی ما تا زمانی منطقی حرف می‌زنیم که درست یا نادرست‌بودن دو طرف ماجرا یا دو قضیّه برای ما فرق نکند ولی اگر باطناً به یکی از دو طرف گرایش داشته باشیم، تعمیم و مغالطه و منطق را خیلی ساده فراموش می‌کنیم. به دو گزاره‌ی زیر دقّت کنید:

 

یک عکس/فیلم یک جنبه‌ی زشت از یک کشور/مردم را نشان می‌دهد پس آن عکس/فیلم همه‌ی آنها را چنان نشان می‌دهد یا سیاه‌نمایی می‌کند.

یک عکس/فیلم یک جنبه‌ی زیبا از یک کشور/مردم را نشان می‌دهد پس آن عکس/فیلم همه‌ی آنجا را زیبا نشان می‌دهد یا سفیدنمایی می‌کند.

 

عرض نکردم؟ حالا پذیرش آن کمی دشوار شد. نه یک فیلم مانند «عنکبوت مقدّس» که درباره‌ی یک قاتل زنجیره‌ای است الزاماً مردم مذهبی آن شهر را چنان نشان می‌دهد و نه عکس و فیلم «فم ‌تریپ» می‌تواند یا امکانش را دارد که وضع جاری در ایران را یکسره سفید نشان دهد. هر دو فقط آن مقدار را معرّفی می‌کنند که از دریچه‌ی دوربین آنها می‌توان دید و نمی‌توان آن مقدار محدود را به کلّ شهر یا کشور تعمیم داد.

 

اتّهام سیاه‌نمایی به فیلم «عنکبوت مقدّس» در حالی زده شد که دست‌اندرکاران آن این اتّهام را رد می‌کردند و آن را فقط درباره‌ی یک شخص دارای ناراحتی روانی دانستند که نظام مذهبی حاکم او را اعدام کرد. بحث پوستر آن فیلم که ربطی به فیلم ندارد و حرم را در مرکز یک شبکه نشان می‌دهد از خود فیلم جداست و قابل نقد است. دو نوع برخورد با خبرنگار فیلم (قاضی و پلیس) هم در تیزر فیلم هست که قاعدتاً باید بر اساس تجربه‌های رویا کریمی مجد باشد که خود او باید بگوید که آن‌ها تا چه حد درستند و البتّه برای قضاوت نهایی باید فیلم را کامل دید.

 

در همان زمان که مصاحبه‌ی عوامل «عنکبوت مقدّس» در نفی سیاه‌نمایی در رسانه‌های فارسی خارج چاپ می‌شد، نقد «فم‌ تریپ» بر اساس سفیدنمایی نیز منعکس می‌شد. در حالی که منطق پشت این دو «نمایی» یک‌اصل بیشتر نیست:‌ تعمیم. به اندازه‌ی کافی خبر و فیلم و گزارش درباره‌ی ایران در رسانه‌های جهان هست و امکان ندارد که چند عکس و فیلم آنها را سفید نشان بدهد؛ نه امکانش هست و نه کسی آن را باور می‌کند. همین حالا تبلیغ تورهای گردشگری متعدّدی در اینستاگرام و تلگرام با محتوایی به مراتب آزادتر درباره‌ی ایران وجود دارد،‌ سازندگانش عراقی‌الاصل نیستند و پدرشان عضو حشدشعبی هم نیست (ربطی به اصل موضوع ندارد البتّه). کانالهایی در یوتیوب هست که گردشگران خارجی سفرشان به ایران را فیلم می‌کنند. حتّی آنها هم چیزی بیش از تجربه‌ی خود را نمی‌توانند بازتاب دهند. گردشگران خارجی کلاً آزادی پوشش و رفتار بیشتری به نسبت ایرانیان دارند و این مختص «فم تریپ» نیست. حتّی در یک شهر مذهبی مانند مشهد گردشگران مسلمان برای ورود به حرم برخی محدودیّتهای ایرانیان را ندارند و در سطح شهر هم مثلاً زنان جوان عراقی با بلوز و شلوار و بدون مانتو می‌چرخند. برای نقد محدویّتها نیازی نیست آزادتربودن دیگران را نقد کنیم یا آن را دسیسه‌ی جمهوری اسلامی ببینیم.

 

آتنا دائمی با بی‌بی‌سی مصاحبه کرده و گفته که چرا فقط زیبایی‌ها را نشان می‌دهند؟ خوب انتظار دارید که گردشگران دنبال چه چیزی باشند؟ دنبال زشتی‌ها؟ اگر کسی به عنوان توریست به امریکا و فرانسه رفت،‌ سراغ مجسّمه‌ی آزادی و برج ایفل می‌رود یا حاشیه‌نشینان فقیر شهرها و تبعیض نژادی؟ ممکن است بگویید منظور دنیای آزاد نیست. اگر کسی به چین رفت و با دیوار چین و دیگر آثار باستانی آنجا عکس انداخت هم سفیدنمایی کرده است؟ زباله‌های گیلان چه ربطی به گردشگر دارد؟ اگر کسی در مسجد شاه اصفهان عکس انداخت باید از زاینده‌رود خشک هم عکس بیندازد؟ اگر کسی از مخاطبان خارجی عکس زاینده‌رود خشک کمی اطّلاعات درباره‌ی ایران داشته باشد و بگوید که زاینده‌رود یک رودخانه‌ی فصلی است، چه جوابی برای آن هست؟

 

اتّهام سیاه‌نمایی پیش از انقلاب هم وجود داشت و رژیم شاه که به خیال خودش چهارنعل به سوی دروازه‌های تمدّن می‌‌تاخت حتّی برای تهیّه‌ی یک فیلم درباره‌ی اعتیاد نیز مانع می‌تراشید. حالا هم وضع همان است با تغییر جای گوینده و مخاطب. نکته‌ی مهم و شایان تأمّل این است که ایران نه آن رژیم است و نه این نظام؛ ساختارهای سیاسی می‌آیند و می‌روند امّا ایران و فرهنگش می‌ماند. اگر کسی تبلیغ چیزی را کرد که محصول نظام است، منتقد حق دارد -با ملاکهای خودش- او را ملامت کند ولی نشان‌دادن آثار باستانی و معماری و زیبایی‌های طبیعت نمایش ایران است نه نظام تا از یک‌سو طرفداران نظام خوشحالی کنند و از سوی دیگر مخالفان نظام آن را ترفند جمهوری اسلامی بدانند. رسانه‌های «معتبر» خبری روزبه‌روز بیشتر تحت تأثیر فضای دوقطبی شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه تویت‌های چندجمله‌‌ای قرار می‌گیرند. این انعکاس افکار عمومی نیست،‌ تحت تأثیر آن قرارگرفتن است.

۱۴ نظر:

  1. جنگ مغلوبه شده دوست عزیز. اون قانون جنگلی که نوشتی فقط بین کشورا نیست. اینجام همین بساطه. حالا وسط این هیروویر بیا و منطقی و خیلی نایس حرف بزن. کار از این حرفا گذشته.

    پاسخحذف
  2. درمورد رسیدن به یک گزاره‌ی کلی از یک گزاره‌ی جزئی شما را ارجاع میدهم به تعریف استدلال استقرایی یا همان استدلال از جزء به کل
    درمورد فصلی بودن یا نبودن رودخانه‌ی زاینده‌رود شما را ارجاع میدهم به تعریف رودخانه‌ی فصلی در مدخل زاینده‌رود در ویکی‌پدیا
    "ایران نه آن رژیم است و نه این نظام" این گزاره هم نزدیک است به مغالطه‌ی اسکاتلندی واقعی که در آن اسکاتلندیِ واقعی معلوم نیست چجور چیزی است و در اینجا اگر ایران نه آن رژیم و نه این نظام است پس چیست؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. استقراء استدلال معتبر نیست مگر اینکه شامل تمام اجزا شود یعنی استقرای تام.
      آنچه من از ایران نام‌بردم یعنی آثار باستانی و معماری و طبیعت پیش از این دو سیستم سیاسی بوده و تبلیغ آن ربطی به هیچ‌کدام از دو رژیم ندارد.

      حذف
    2. در پاسخی به یکی از خوانندگان گفته‌اید که: "مباحث منطقی اموری انتزاعی نیستند؛ در خدمت زندگی ملموس و حیات روزمرّه‌اند." و حتما مستحضر هستید که استدلال استقرایی باوجود عدم اعتبار بخاطر تام نبودنش، بیشترین کاربرد را در تصمیم‌گیری‌های روزمره‌ی ما و حتی عالم استدلال‌های علمی دارند. جایی که استدلالِ بهترین تبیین، محتمل‌ترین پاسخ است. پس مجدداً به پاراگراف اول مقاله‌ی شما:
      "همه می‌دانند که از یک گزاره‌ی جزئی نمی‌توان به گزاره‌ی کلّی رسید"
      این ایراد وارد است که در"زندگی ملموس" گریزی از استدلال جزء به کل نیست

      حذف
    3. استقرای ناقص در علوم تجربی فقط کاربرد دارد آن هم تا جایی که مورد نقضی یافت نشود؛ اگر یافت شود استدلال ابطال می‌شود.
      در مثال سفیدنمایی زمانی می‌شد گفت چند عکس و فیلم می‌توانند اوضاع ایران را گل‌وبلبل نشان دهند که انبوه گزارش‌ها و شواهد بر خلاف آن نبود. با آن همه موارد خلاف نمی‌توان از این جزء ناچیز به کل رسید.
      لطفا Faulty generalization یا Hasty generalization را در وب جستجو و مطالعه کن.

      حذف
  3. توییتر نماینده افکار عمومی نیست، بخش خیلی کوچکی از آن است.

    پاسخحذف
  4. مسجد امام؟
    اون مسجدو امام ساخته؟
    اسم این مغالطه تحریفه جناب ایماگر؟
    اگه اشتباه گفتم تصحیح کنید

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. بسیار خوب مسجد شاه، من به اسم فعلی اشاره کردم ولی متوجه‌اید که موضوع یادداشت این خرده ایرادها نیست و چیز دیگری است.

      حذف
    2. متوجه نکته اصلی مقاله هستم
      تلاش شما برای نگرش همه جانبه و غیر صفر و یکی و منصفانه رو هم ستایش میکنم
      نکته ای که به نظرم شما نادیده میگیرید مشروع بودن خشم و رنج مردمه در این اوضاع غیر منطقی بودن به نظرم منطقی تره
      شما به کسی که دو تا بچه شو تو متروپل یا قطار یا ....از دست داده آموزش مغالطات میدی؟دانش شما قابل تحسین ولی انگار نمک روی زخم می پاشه
      جسارتا میپرسم خارج کشور زندگی میکنید یا فرزند ندارید؟البته این سوال جنبه شخصی نداره

      حذف
    3. مباحث منطقی اموری انتزاعی نیستند؛ در خدمت زندگی ملموس و حیات روزمرّه‌اند. اتفاقاً در زمان خشم و ناراحتی باید از اشتباه پرهیز کرد و گرنه در زمان آسایش منطقی‌بودن آسان‌ترین کار است. با جمله‌ی شما که "در این اوضاع غیرمنطقی‌بودن منطقی‌تره" موافق نیستم چون بیان دیگری است از "هدف وسیله را توجیه می‌کند": ما از حکومت ناراحتیم پس از هر روشی (حتّی نادرست) برای مقابله استفاده می‌کنیم.
      من ساکن ایرانم و دارم با تورّم پنجاه‌درصدی و دیگر فشارها زندگی می‌کنم و نفسم از جای گرم بلند نمی‌شود.

      حذف
  5. فکر نمیکنم جمله من بیان دیگه ای از "هدف وسیله را توجیه میکند" بود.من میگم باید تلاش کنیم منطق کسانی که مثل ما فکر نمیکنند رو درک کنیم.یکی از مواردی که با شما همدلم مخالفت شخصی من با حکومت اسراییله ،یا علاقه ام به روحانیونی مثل طباطبایی.اتفاقا مقاله شما درباره علامه و ایرج میرزا رو تو چندتا گروه به اشتراک گذاشتم ولی هم در اون مورد هم در انتقاد به اسراییل واکنش دوستان صمیمی که سالها منو میشناسن شدید بود نمیخوام بگم اگه اکثریت روشی رو توصیه کردند اون روش درسته ولی باید درباره اش فکر کرد اینکه من و شما به اصطلاحات یا فنون منطق مسلطیم الزاما دلیل بر درست تر بودن عقیده مون نیست بخش قابل توجهی از مردم به درستی فکر میکنند که ج.ا مثل آفریقای جنوبی یک رژیم آپارتایده و باید تحت شدید ترین تحریمها قرار بگیره مثلا از همه مسابقات ورزشی اخراج بشه. اینکه چرا با اسراییل این رفتار نمیشه حرفی منطقی در جای نا مناسبه. تا کی منتظر شیم که غرب دست از استاندارد دو گانه اش برداره
    فکر میکنم حتی توسل به قهر هم تحت هر شرایطی نا مشروع نباشه
    البته در کارامدی یا مفید بودن تحریم شدید یا توسل به قهر تردید جدی دارم ولی ...
    پ.ن:من اولش گرگ تنها بودم که دفعه دوم شدم ناشناس
    بهر حال شایدم به صلاح باشه که همون ناشناس بمونم
    ممنون از شما

    پاسخحذف
  6. حادثه قطار هم کار ج.ا یا سپاه بود؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. نه
      در پیشرفته ترین کشورها هم هر از گاهی اشتباه پیش میاد
      این تکرر خطاها ظرف یک ماهه که نگاه ها رو به سمت دیگه متوجه میکنه
      ما ظرف یکماه به اندازه بقیه دنیا حادثه داریم
      همون طور که ظرف یکسال بیشتر از کل دنیا اعدام داریم

      حذف
    2. هم مقایسه حوادث ایران و کل دنیا بر اساس آمار کاملا معتبره و هم قیاس حادثه با اعدام خیلی دقیقه :)
      باید به ایماگر تبریک گفت که از میان طیف وسیعی از افراد خواننده دارد.

      حذف

لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.