ورشکستگی روشنفکران

                                                                                                              چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴

اهل نظر که که با کمی تسامح می‌توان آنها را روشنفکران جامعه دانست در چه صورتی ورشکسته می‌شوند؟ در صورتی که تلاشهای نظری آنان به نتیجه‌ی ملموسی نینجامد؟ خیر. البتّه که تمام تلاشها برای بهبود اوضاع جامعه است و هر پیشرفتی مغتنم است ولی در صورت شکست ظاهری چه باید کرد؟ بدترین کار زنجموره و یأس و کناره‌گیری است. البتّه که روشنفکران ما سابقه‌ی طولانی در این کار دارند، بسته به سلیقه‌ی سیاسی آنها از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا انقلاب ۵۷.

 

عباس عبدی گفته که دیگر در مطبوعات نمی‌نویسد و محمد فاضلی اعلام شکست کرده است. وسعت فاجعه‌ گرچه بی‌سابقه است ولی در گذشته نیز به شکلی محدود رخ داده بود و همان زمان نیز قابل پیش‌بینی بود که اگر پایش بیفتد نظام ابایی ندارد از اینکه «خدای دهه‌ی شصت» را احضار کند. برای رسیدن به مقصدی که به آن نرسیده‌ایم باید از راهی رفت که تا کنون نرفته‌ایم یعنی اهل قلم باید به روشهای سابق خود شک کنند و نگرشی متناسب با وضع جدید بیابند که انسداد سیاسی محض حکمفرماست و آحاد جامعه راهی برای رساندن صدای خود به عرصه‌ی عمومی ندارند. قبح عادی‌سازی دیو تجاوز را چه کسی افشا کند؟ سرریز کینه به بستگان مقام‌های نظام در خارج را (که معلوم نیست با خانواده‌ی خود هم‌عقیده باشند) چه کسی نقد کند؟ دست در دست نسل‌کشان فلسطین گذاشتن را چه کسی برملا کند؟ در پیش‌گرفتن روشهایی که نظام علیه مخالفان خود به کار می‌گرفت را چه کسی تحلیل کند؟ 


یک‌نوع ورشکستگی فعّالانه هم هست که از این انفعال بدتر است و انقلاب علیه روشنفکری است. مدیر مرکز مطالعات «عدم خشونت و صلح» مهاتما گاندی گفته که اگر ترامپ حمله نکند چنین و چنان می‌شود. اگر این حرف را کسی به عنوان یک فعّال عملگرای سیاسی می‌گفت تا حدّی قابل درک بود ولی ذیل نام گاندی از حمله‌ی خارجی دفاع‌کردن طنز خالص است. این دیگر ورشکستگی نیست، به خاک سیاه نشستن است.

   

پ.ن: باید ایستاد،‌ ساخت،‌ خواند و ادامه داد. از آهنگی غمگین مثل «سپهر بابا» و سرودهای حماسی مثل «خون ارغوان‌ها» تا آهنگهای شادی که به زودی خوانده خواهد شد.

 

تصویر: رنگی‌شده‌ی یکی از معروفترین عکسهای جنگ جهانی دوّم. «Illusionist» اثر مایکل نش، خرابه‌های ورشو، نوامبر ۱۹۴۶.

۶ نظر:

  1. عکاسی از پرده‌ی زیبا میان ویرانی پناه‌بردن به توهم نیست؟

    پاسخ دادنحذف
  2. جمعیت عظیم به ظاهر روشنفر را چی اسمشون بزاریم که تعصب و کینه هاشون باعث میشه عملا پشت نظام باشند ولی با تز روشنفکری!

    متاسفانه در ایران روشنفکر نداریم بیشتر تظاهر به روشنفکری داریم !

    پاسخ دادنحذف
  3. شاید این ورشکستگی یک نشانه باشد. یعنی دیگر از حرف کاری برنمی‌آید باید عمل کرد.

    پاسخ دادنحذف
  4. آیا روشنفکری و یک سری تز ها نباید خروجی داشته باشه ؟؟ آیا صرفا باید رویا پردازی باشه و تا 100 سال دیگه هم نتیجه نده و بگیم نه برای همین پس درسته ؟؟

    نمونش بیانیه جدید میرحسین موسوی ...اصلا میگیم تک تک جمله ها درست ..ولی این شرایط ایده آل هست که هیچوقت با نظامی مثل جمهوری اسلامی اتفاق نخواهد افتاد ..این صرفا رویا فروشی هست و صرفا باعث میشه جمهوری اسلامی بیشتر در قدرت بمونه ....هیچوقت این اقدامات که گفته شده توسط جمهوری اسلامی انجام نمیشه حتی شده به قیمت کشتن نصف جمعیت کشور !!!

    آیا نباید کمی هم واقعیت را دید و راه حل های قابل شدن ارائه داد به جای رویا فروشی؟

    پاسخ دادنحذف

لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.