چالشهای خامنه‌ای دوم

                                                                                                                     یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵

 

در آغاز رهبری خامنه‌ای اوّل چندسالی طول کشید که فرمان خودرو نظام به طور کامل در اختیارش قرار بگیرد. با اینکه چندسال رئیس‌جمهور بود ولی تفاوت منصب جدید و اقتدار هاشمی رفسنجانی به رئیس‌جمهور جدید اجازه داد تا برنامه‌ی سازندگی خودش را پیش ببرد. آنچه خامنه‌ای را در مسیری انداخت که به دی ۱۴۰۴ انجامید، عدم قاطعیّت در برابر خودسری نهادهای امنیّتی بود. این نهادها با واکنش خیره‌سرانه در برابر آغاز اصلاحات، نمایش دادگاه شهردار تهران و قتلهای زنجیره‌ای را راه انداختند که قاضی آن دادگاه همین چندروز پیش برای بار دوم به ریاست قوّه قضا منصوب شد و عاملان آن قتلها بعدها به نهادهای امنیّتی بازگشتند.

 

خامنه‌ای دوم نه آن اقتدار پدرش را دارد و نه سابقه‌ی اجرایی، به علاوه‌ی اینکه حتّی نمی‌تواند خودی نشان دهد. همین می‌شود که همان نهادها از هیچ‌کدام از رئیس‌جمهوران گذشته دعوت نمی‌کنند که برای ادای احترام به پدرش حاضر شوند. بدیهی است که اگر قاطعیّت لازم را در برابر این نگاه حذفی نداشته باشد، به همان راهی خواهد رفت که پدرش رفت و سرانجامی جز او نخواهد داشت؛ البتّه خیلی خیلی زودتر.

 

زرق و برق تشییع در پنج شهر ایران و عراق به اضافه‌ی شرکت کشورهای جهان به رغم تهدید دیپلماتیک امریکا ممکن است جناح انقلابی را به این نتیجه برساند که حلقه‌ی خودی‌ها را باز هم تنگ‌تر کند؛‌ حال آنکه موسم احساسات گذشتنی است و موسم عقلانیّت به زودی فرا می‌رسد. شاید پس‌مانده‌ی شور و هیجان اضافه‌شدن بخشی از قشر خاکستری و بی‌طرف به مراسم رسمی تا انتخابات شوراها ادامه یابد ولی تا یکی دوسال دیگر و انتخابات مجلس،‌ دوباره بحث مشارکت سیاسی، ردصلاحیتها و دیگر دسته‌گلهای شورای نگهبان داغ خواهد شد. شرایط جنگی برای همیشه توجیه ناکارآمدی‌ها نخواهد بود.

 

تهدید خارجی به رغم آرزوهای خیالبافان خارج‌نشین هیچگاه به اضمحلال جمهوری اسلامی نخواهد انجامید، تهدید اصلی واپس‌گرایان متصلّبی‌اند که تن به تغییر نمی‌دهند و با اینکه در نهایت نماینده‌ی ده تا پانزده‌درصد مردمند، ایران را ملک طلق خود می‌پندارند. براندازان واقعی جمهوری اسلامی همین جماعت‌اند که در حالت ایده‌آل توانی در حد یک فراکسیون کوچک در مجلس دارند. گروهی که امروز دم از کودتا می‌زنند، خود در سال ۸۸ سابقه‌ی کودتای انتخاباتی دارند. همین دارودسته بزرگترین چالش رهبری خامنه‌ای دوم خواهند بود.

۵ نظر:

  1. ابقای اژه‌ای به معنای ادامه راه و روش چهل ساله نیست؟

    پاسخ دادنحذف
  2. بخشی از تحلیل وارونه نیست؟‌ خود خامنه‌ای نهادهای امنیتی موازی و تندروهای آتش باختیار را حمایت کرد و برکشید و پر و بال داد (یا برای کنترل رقیبان یا بعلل ایدئولوژیک یا روانی یا مخلوطی از هر سه). کجای این تاریخ ۳۷ ساله سراغ دارید که بکبار کوچکترین «قاطعیتی» در برابر اینها نشان داده باشد، چه برسد به قاطعیت لازم؟ هر جا بود، حتی وقتی در ظاهر سیاستهای دیگری برگزید (مثل مذاکرات برجام یا اجازه انتخاب سایرین در انتخابات ‌ریاست‌جمهوری)، در کلام در برابر زیاده‌رویها و بی‌قانونیها یا حمایت کرد یا سکوت. جهت‌گیری‌اش از همانوقتی که سال ۶۹ از تهاجم و شبیخون فرهنگی سخن گفت و در برابر آشوبگری انصار حزب الله سکوت کرد معلوم شد، و نه چند سال بعد در دوران خاتمی.

    بر عکس این ماییم که باید به خودمان بیاییم و تا رهبر مفقود تبدیل به بت بزرگ دیگری نشده دست از این دست آن دست کردن و امید «قاطعیت ریشه دربرابر شاخه» (یا بالعکس، قاطعیت شاخه در برابر ریشه) داشتن برداریم والا دوباره روز از نو روزی از نو.

    پاسخ دادنحذف
  3. تعبیرهای (خامنه‌ای اول و دوم) دارد خیلی زود فراگیر می‌شود مثل رهبر نظام که آنقدر تکرار کردید تا همه‌گیر شد.

    پاسخ دادنحذف
  4. سلام. اتفاقا به نظرم "رهبر شهید" تندرو ها را برای انجام "کارهای کثیف " خود که نمی خواست به نامش تمام شود نیاز داشت. جایی (شاید همینجا) خواندم که در پاسخ به درخواست محسن رضایی برای کنترل و محدود کردن انصار حزب الله گفته بود شمشیر من را کند نکن. خامنه ای دوم که از ایتدا با فشار تندروها روی کار آمده احتمالا خود را وامدار آنها بداند (بسته به میزان دلبستگی به قدرت که به هر حال ایجاد خواهد شد). کنترل انها که حتی در مراسم تشییع هم دست از سر امثال سید حسن بر نمیدارند ولی برای طالبان انا فتحنا سر می دهند آن هم با مژده بخشش گناهان قبل و بعد کار ساده ای نیست.

    پاسخ دادنحذف

لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.

Real Time Web Analytics