ایماگویه‌های داستایفسکی

                                                                                                                 چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵

فراموش نکنیم که علل اعمال انسان معمولاً بی‌نهایت پیچیده‌تر و متنوع‌تر از توضیحات بعدی ما درباره آنهاست.

 

می‌خواهم همانطور که با خودم در مورد چیزها صحبت می‌کنم، حداقل با یک نفر در مورد همه چیز صحبت کنم.

 

برداشتن یک گام جدید، گفتن یک کلمه‌ی جدید، چیزی است که مردم بیش از همه از آن می‌ترسند.

 

برای هوشمندانه عمل‌کردن، به چیزی بیش از هوش نیاز است.

 

درست یا غلط، هرازگاهی شکستن چیزی خیلی لذت‌بخش است.

 

می‌توانی صادق باشی و در عین حال احمق باشی.

 

وقتی عقل شکست می‌خورد، شیطان به کمک می‌آید!

 

صد گمان، دلیلی بر اثبات چیزی نیست.

 

هیچ چیز آسان‌تر از محکوم کردن شرور نیست و هیچ چیز دشوارتر از فهمیدن او.

 

عشق در عمل در مقایسه با عشق در رویا، چیزی خشن و وحشتناک است.

 

اگر می‌خواهی بر تمام دنیا غلبه کنی، بر خودت غلبه کن.

 

بزرگترین خوشبختی، دانستن منشأ بدبختی است.

 

میزان تمدن یک جامعه را می‌توان با ورود به زندان‌های آن قضاوت کرد.

 

آنچه را که باید بشکند، یک بار برای همیشه بشکن و رنج آن را به دوش بکش.

 

بهترین راه برای جلوگیری از فرار یک زندانی این است که مطمئن شوید هرگز نمی‌فهمد که در زندان است.

 

دروغ‌گفتن به خودمان ریشه‌های عمیق‌تری نسبت به دروغ‌گفتن به دیگران دارد.

 

من باور نخواهم کرد و نمی‌توانم باور کنم که شر وضعیت عادی بشر است.

 

جهنم چیست؟ من معتقدم که رنج ناشی از ناتوانی در عشق‌ورزیدن است.

 

دوست‌داشتن کسی یعنی دیدن او همانطور که خدا خواسته است.

 

خدای من، یک لحظه خوشبختی! همین برای یک عمر کافی نیست؟

 

پیشین: ایماگویه‌های مارتین لوترکینگ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.