جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴
از ابتدای پرداختن اجباری به سیاست در این وبلاگ، چه زمانی که اصلاح از راه مشارکت سیاسی دستیافتنی بود و چه پس از جنبش سبز و بعد از مواجهشدن با بنبست حاکمیّت، تغییر از راه اعتراض مدنی و در نهایت انجام اصلاحات ساختاری و رجوع به رأی مردم برای تعیین ساختار حاکمیّت خردپذیرترین و عملگرایانهترین راه به نظر میرسید، همیشه بر دو ویژگی برای هر گونه تغییر در ایران پای میفشردم: یکی مسالمتآمیز بودن این تغییر و دیگر رد هرگونه دخالت خارجی. از دید نگارنده حوادث دو رویداد جنگ ۱۲ روزه و ناآرامیهای اخیر گرچه بسیار تلخ بود ولی میتواند برای جنبش آزادیخواهی ایران فواید بسیاری داشته باشد که مهمترین آنها غربالکردن ناخالصیها بین منتقدان و معترضان حاکمیّت فعلی و ترسیم نقشهی راه آینده است.
جنگ ۱۲ روزه دست بسیاری را رو کرد؛ بحث از امکان دریافت کمک خارجی فراتر رفت و به دریوزگی بلکه تشویق حمله به ایران برای رسیدن به آمال و آرزوهای عدّهای تبدیل شد. فرزند آخرین حکومت تکصدای فردمحور در ایران پیش از ۵۷ که تلاش میکرد چهرهای دموکرات و جمعگرا از خود نشان دهد، از پای دیوار ندبه استحاله یافت و از شرکت در شورا به ادّعای وکالت، سپس رهبری و در نهایت پدری ملّت رسید که حتّی مرغ پخته را نیز به خنده انداخت. رسانههایی که نیّات خود را ناشیانه پشت ژست دموکراسیخواهی و جریان آزاد اطلاعات پنهان میکردند به نشر اخبار جعلی و تحلیلهای یکسویهی مغایر با واقعیّات روی آوردند و هرچه اندوخته بودند یکجا باختند. بسیاری از فعالان باسابقهی سیاسی از انقلابی سابق تا اصلاحطلب و دیگر سلایق -احتمالاً با استدلال «مرگ یکبار، شیون یکبار»- یا علیه وطندوستان منتقد تجاوز موضع گرفتند یا عافیتطلبانه سکوت کردند.
اصل اخلاقی و شرعی «هدف وسیله را توجیه نمیکند» راهنمای هر کسی است که به ایرانی آزاد و آباد میاندیشد. این اصل هم شامل التماس دخالت خارجی است و هم شامل محکومنکردن خشونت داخلی. اعتراضات بهحق اقتصادی که در ابتدای ناآرامیهای اخیر به راه افتاد خیلی زود دولت را مجبور به انجام اصلاحاتی کرد که البتّه دیر بود ولی نشان داد که اعتراض مدنی اگر از راه اعتراض صنفی و خشونتپرهیز باشد تا حدّی راهگشاست و میتوان از آن برای تغییرات بزرگتر نیز استفاده کرد. از شامگاه ۱۸ دی امّا ناآرامیها رنگوبوی دیگری گرفت که اعتراض مدنی را به حاشیه راند و خشونت بلکه توحّش را جایگزین کرد و البتّه آب به آسیاب نظام برای جمعکردن اعتراضات ریخت. حاضران در خیابان را به پنج دستهی کلّی میتوان تقسیم کرد:
یک. معترضان خشونتپرهیز از بازاریان، کسبه و مردم عادی به وضع اقتصادی که ناخواسته جرقّهی ناآرامیها را زدند.
دو. معترضان سیاسی خشونتپرهیز که نفی نظام فعلی و احیاناً شعارهای نظام دلخواه خود را سر دادند.
سه. اوباش و غارتگران بدون پرچم که در هر ناآرامی اجتماعی به میدان میآیند. اینها مجرمانیاند که از ترس سایهی قدرت حاکم سردر گریبان بردهاند و به محض سستشدن اوضاع امنیّتی به میدان میآیند. (مهمترین نمونهاش: آشوب سال ۷۱ مشهد)
چهار. معترضان سیاسی خشونتگرا و افرادی که تحت تأثیر آنان بودند. منظور از خشونت نیز کشتن نیروهای انتظامی، افراد عادی و آتشزدن اماکن است و نه هر آتش برافروختنی که از صحنههای رایج هر اعتراض خیابانی در جهان است.
پنج. نیروهای اطلاعاتی بیگانه که در جنگ دوازدهروزه در میدان حاضر بودند، این بار به شکلی دیگر و با خطدهی به دیگران به ویژه گروه چهارم و تا حدّی سوم، سعی در برگرداندن ورق داشتند.
از میان این پنج گروه فقط دو گروه اوّل را میتوان متعلّق به مبارزهی مدنی اصیل دانست.
چهرههای نامآشنا و به اصطلاح سلبریتی در هر فن و رشتهای که با دیدن اعتراضات به حمایت از معترضان پرداختند کاری شرافتمدانه کردند ولی اگر یادشان رفت قید مسالمتآمیز و درونمحور را به بیانیّههای شخصی یا گروهی خود بیفزایند، حتماً دچار قصور شدند و اگر پس از دیدن تخریبها از آنها تبرّی نجستند دچار تقصیر.
چند پرسش: مگر انقلاب ۵۷ با به خشونت روی کار نیامد؟ آیا نظام با نفوذ در صف معترضان سابقهی خشونت جهت تخریب وجههی معترضان (عاشورای ۸۸) نداشته است؟ آیا نظام در مواجهه با معترضان همیشه به خشونت روی نیاورده است؟
جواب تمام پرسشهای بالا مثبت است و درست همینجاست که یک تغییر اساسی و ریشهدار باید خودش را از سابقهی منفی نظام فعلی جدا کند که دیدیم آن اعمال گذشته و حالشان به چه مقصدی ختم شده است. اشتباه طرف مقابل مجوّز انجام همین اشتباه از سوی جبههی مخالف نیست.
اگر نیک بنگریم، دو واقعهی امسال مانند حجامتی بود که سمّ تجاوز و خشونت را از مبارزهی درونمحور خشونتپرهیز ایرانیان دور خواهد کرد و آنان را به آیندهای آزاد و آباد امیدوارتر از همیشه خواهد کرد. گفتنیها بسیار است فعلاً به همین مختصر بسنده میکنم.
الان درست مثل اصحاب کهف داریم از غار بیرون میایم!
پاسخ دادنحذفاین سایت کلا همه چی را از دست داده ..اینقدر درگیر تنفر و عقاید بیخود هست که پشت سر قاتل قرار میگیره همیشه با چرت و پرت های مختلف
پاسخ دادنحذف