پنجشنبه

شجریان چند؟

                                                                                                    پنجشنبه ۲۹ امرداد ۱۳۹۴
               
در هر مبادله‌ی پولی یا پایاپای -در عین تساوی ارزشی دو کالا یا کالا و پول- برای هر کدام از طرفین، طرف دیگر مطلوبیّت بیشتری دارد و گرنه معامله‌ای سر نمی‌گرفت. در زندگی عادی گاهی کاری می‌کنیم یا جنسی می‌فروشیم که پولی بدست آوریم (که مطلوب ماست) گاهی پول می‌پردازیم که کالا یا خدماتی دریافت کنیم (که مطلوب ما هستند). پس در هر معادله‌ای باید دید که مطلوب کدام است و نمی‌توان به طور مطلق حکم به مطلوبتربودن یکی از دو طرف داد. در اندیشه‌ا‌ی که مادّیّت‌محور باشد، ‌هر امری خاصیّت کالایی می‌یابد و صورت حادتر این فکر جایی است که پول خاصیّت مرکزی بیابد. با این توجیه چه دلیلی برای هدیه‌دادن به دوست خود داریم؟ (که با این منطق ظاهراً جز اتلاف پول چیزی نیست). 
  
گاهی اصلاً سخن‌گفتن از پول نابجاست چون کفّه‌ی دیگر ترازو اصلاً با ریال و دلار سنجیده نمی‌شود. برخی از نامعتقدان به سفرهای زیارتی یا حج، به ارزی که بدینوسیله از کشور خارج می‌شود اشاره می‌کنند و خُب، این مقدار پول برای زائران در برابر آنچه به آن می‌رسند اصلاً ارزشی ندارد. برای دوستی، برای عشق یا برای ایمان چه معادل پولی می‌توان در نظر گرفت؟ یا برای هنر؟
  
این نوشته به زعم خود کوشیده است که میزان خسارت محرومیّت از شنیدن صدای شجریان در داخل کشور را برآورد کند ولی راه را اشتباه رفته است. اوّلاً پیش از این شش‌سال هم شجریان تور خارج از کشور داشت و این کنسرت در استانبول در شرایطی که ایشان در داخل کنسرت می‌داد نیز می‌توانست برگزار شود و به اندازه‌ی کافی ایرانی ساکن ترکیه و مسافر و ایران‌دوست آنجا هست که نیازی به محاسبه‌ی ایرانیانی نباشد که از اینجا شال‌وکلاه می‌کنند. پس اصل استدلال زیر سؤال است امّا نکته‌ی اصلی جایی است که ارزش کنسرت شجریان به سه‌میلیون دلار کاسته می‌شود. جایی که بحث هنر استاد آواز ایران است،‌ سخن گفتن از پول خطاست. شجریان به خاطر لجبازی عدّه‌ای که امروز دلواپس خوانده می‌شوند از اجرا در ایران منع شده است. اگر علّت آن، شرکت در راهپیمایی مردمی خرداد۸۸ است که بسیاری دیگر که امروز مشغول کارند نیز آنجا بودند و اگر ابراز سخنان منتقدانه است که باز هم بسیاری چنان (و بلکه چنان‌تر) گفتند و مجوّز فعّالیّت دارند. اگر توانایی دفاع از شجریان را داریم، بهتر است با تکیه بر ارزش معنوی و هنری کار و کارنامه‌ی ایشان چنین کنیم و گرنه چرتکه‌انداختن و شمارش اسکناسها نه تنها در شأن شجریان بلکه در شأن نوشته‌ای که بخواهد به او بپردازد هم نیست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics