چهارشنبه

نکات سبز - ۴۲

                                                                                                 چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴
  
شفّافیّت و قضاوت

پرونده‌های زیادی امروز در دستگاه قضا رسانه‌ای و جنجالی شده‌اند که همه در یک ویژگی مشترک‌اند و آن هم اینکه علنی برگزار نمی‌شوند. پرونده‌های رحیمی و بقایی و مسئولانی مانند آنها از آنجا که به نحوه‌ی رفتار آنان با بیت‌المال بستگی دارد نمی‌تواند خصوصی و غیرعلنی برگزار شود پس هرگونه رآی دادگاه بی‌گمان با چون‌وچراهای زیادی روبه‌رو خواهد شد. کسی نیست که از حجم اتّهامات در چندسال گذشته به مهدی هاشمی بی‌خبر باشد، غیرعلنی بودن دادگاه او این گمان را دامن می‌زند که اتّهام‌ها یا قوّت مناسب را ندارند یا با دفاع مناسب هاشمی روبه‌رو شده‌اند. جالب اینجاست که خود متّهم خواستار پخش دادگاه خود است و قوّه‌ی قضا امتناع می‌کند.

اژه‌ای که جرمهای جدید را هم جعل و ابلاغ می‌کند باید از دستگیری مرتضوی یک درس بگیرد که هم او هم روزی عضو برجسته‌ی همین قوّه بود؛ ‌چه بسا فردا نوبت او باشد. مجازاتهای امثال مرتضوی و رحیمی در برابر آنچه به آنها نسبت داده می‌شود، شوخی بیمزّه‌ای است. معلوم نیست که اگر مرتضوی شریک جرم احمدی‌نژاد در ضبط و پخش آن فیلم کذایی برادر لاریجانی نبود نیز الآن پایش به دادگاه باز می‌شد یا نه. فروکاستن جرم او به ردّ چند میلیون تومان داستان دیگری است. قاضی روسیاه دستگاه قضا فقط برای لاپوشانی قتل زهرا کاظمی می‌تواند سالها آب خنک بخورد ولی اگر کسی این جرم را پیش بکشد،‌ چه کسی امثال هاشمی شاهرودی را احضار کند؟ یا مقام بالاتر از شاهرودی را؟ مگر نه اینکه او یا بیت وی در پی تأثیرگذاری در پرونده‌ی مرتضوی ‌اند و این فقط یکی از دخالتهای نابجا در دستگاه قضاست؟ چه کسی خود خامنه‌ای را بازخواست کند؟


خیّاط در کوزه

در بحبوحه‌ی جنبش سبز عدّه‌ای پیش شیخ یوسف صانعی رفتند که بله با بعضی دوستان ما چنین کردند، ‌وی جواب داد که اینها به خاطر کارهایی است که خودشان وقتی بر مسند قدرت بودند با دیگران کردند. آنها اضافه کردند که آخر با خود ما نیز چنین و چنان کردند. ایشان جواب داد که اینها هم به خاطر کارهای خودتان در گذشته است. آخر ِسر به او گفتند که با خود شما نیز بدتر از همه رفتار کردند؛ ‌صانعی گفت که این هم به خاطر کارهای خود من در زمان داشتن مسئولیّت است. (نقل به مضمون)

فاطمه هاشمی نامه‌ای نوشته و از رفتار با خانواده‌ی زندانیان شکوه کرده و نگران ِتغییر نظر مردم به انقلاب و «مقام معظّم رهبری» شده است. با خواندن متن نامه می‌بینیم که این رفتارها یک‌دهم رفتار نامناسب با زندانیان سیاسی و امنیّتی در حال حاضر هم نیست (گذشته و بخصوص دهه‌شصت را هم اصلاً بی‌خیال می‌شویم). پس از سال۸۸ شاهد رفتارهایی آن‌چنان نامناسب با زندانیان و بازداشتیان بوده‌ایم که شکوه‌ی خواهر کسی که با فیلم و اعلام پیام و -کمی بعدتر- ارسال پیام فیس‌بوکی و غیره فعلاً یکی از موضوعات مهم مملکتی به شمار می‌رود، در برابر آن باد هواست. خوب است به شیوه‌ی صانعی کمی به پشت سر برگردیم و ببینیم که با دیگران چه کردیم، ‌یا وقتی اهل قدرت با دیگران چه‌ها می‌کردند، چه واکنشی نشان دادیم. اینها نسیم ملایمی است از تندبادی که شالوده‌ی خانوده‌های معترض را به لرزه در آورده که البتّه بی‌مکافات نخواهد ماند.


مستر فلانوف

یک نفر تاریخی را که در آن زندگی می‌کنیم به رهبر نظام یادآوری کند. بعضی وقتها وقتی سخنان وی را درباره‌ی نقش انگلیس در منطقه که می‌بینم با خود می‌گویم واقعاً متوجّه است که چه می‌گوید یا نه؟ در سیاست، رقابت و جمع‌آوری اطّلاعات و جاسوسی و مانند آن از قواعد بازی است و منحصر به انگلیس و کشورهای مقتدر هم نمی‌شود و همه حتّی ایران هم با شدّت و حدّت مشغول این کارند. امّا وقتی وی انگلیس را هم‌پای تنها ابرقدرت فعلی یا گاهی فراتر از آن تحلیل می‌کند، به خیلی چیزها شک می‌کنیم. سخنان اخیر وی، همزمان با بازگشایی سفارت انگلیس معنی‌دار بود آن هم در حالی که خودش با حمله به سفارت انگلیس –و به تبع آن تعطیلیش- مخالفت کرده بود. گذشته از یکی به نعل و یکی به میخ‌زدنهای وی که ترفندی کهنه ولی همچنان مؤثّر است -توهّمات دایی‌جان ناپلئونی نیز به کنار- واقعاً او می‌پندارد که انگلیس فعلی که سایه‌ای از بریتانیای کبیر گذشته هم نیست،‌ هم‌چنان در حال تفرقه‌افکی مذهبی و مانند آن به شیوه‌ی خاطرات «مستر همفر» است؟ ‌

رفتار همسایه‌ی شمالی در طول تاریخ کلکسیونی از دخالت و تجاوز و هجوم تبلیغاتی و عقیدتی و جز آن بوده است. بارها با ایران وارد جنگ شد و قطعاتی از پاره‌ی تن ایران را از آن جدا کرد. آثار حملات به بارگاه امام رضا همچنان در موزه نگهداری می‌شود. اگر اقتضای زمان و نیازها و منافع کشور باعث شود گاهی جای دشمن و دوست عوض شود، ‌چرا این فقط برای کشورهای خاصّی باشد. چرا وی خاطرات مستر فلانوف را نمی‌خواند؛‌ کمی تاریخ لطفاً.

۲ نظر:

  1. هموطنان ودوستان وهمرزمان گرامی پس ازسی وهفت سال ازظهورواستقراروحشی ترین حکومت تاریخ بشریت دیگرجای بحث برروی عملکرد حاکمان اشغالگروغارتگروفسادکاروجنایتکارکه تاکنون هفت جلد شاهنامه بخش کوچکی ازانرا تشکیل میدهد صرف انرژی ووقت است زیرا امروزروزعمل است وملت ایران باید تکلیف خودرا با این مزدوران استعمارودول قدرتمند جهانی که دربازیهای کثیف پیش وپس پرده همه چیزملت ایران را فدای رازبقا خود کرده ومیکنند روشن کنند چراکه ادامه حیات ننگین این حکومت واپسگرا میتواند به نابودی ملک وملت ایران بینجامد ورمزاین مهم اتحاد واگاهی وفداکاری ومسئولیت پذیری حداکثری میباشد.متحد وپیروزباشید زیرا شب درراه پایان است وصبح ازادی نزدیک.

    پاسخحذف
  2. http://www.thatsfake.com/did-snowden-claim-bin-laden-is-alive-living-in-the-bahamas/

    پاسخحذف

Real Time Web Analytics