«ابرقدرت»‌ چهارم جهان

                                                                                                                        شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵

 

پیشترها کسانی را که به جای نقد قدرت، تمرکز خود را روی نقد اپوزیسیون و تندروهای داخلی می‌گذاشتند ملامت می‌کردم. اپوزیسیون خارج‌نشین که فعلاً به بن‌بست رسیده ولی زبان تندروان داخلی بیش از پیش دراز است. همچنان بر این باورم که آنها در فضای سیاست ایران وزنی ندارند و هیجان ِجمعی ِگروهی از مردم را که به ظلم و تعدّی و جنگ علیه ایران معترضند نباید به حساب داشتن پایگاه اجتماعی برای آنان گذاشت. یک نکته امّا شایان توجّه است که این رویکرد اگر فضای غالب شود ممکن است امکان برون‌رفت از مهلکه‌ی جنگ اخیر را از بین ببرد و کشور را به خاک سیاه بنشاند. این دو طیف تندروان داخل و خارج مکمّل هم‌اند و بی‌دلیل نیست که رسانه‌ی فارسی اسرائیل اینقدر با شوق و ذوق سخنان مخالفان مذاکره را پوشش می‌دهد چون می‌داند اگر ایران با مذاکره و تفاهم از این بحران خارج شود،‌ پرونده‌ی دخالت خارجی برای تغییر رژیم تا آینده‌ای دور برای همیشه بسته خواهد شد.

 

سخنان سیّدعلی خمینی بهانه‌ای شد برای رویارویی موافقان و مخالفان مذاکره/جنگ. این نوشته در مدح مذاکره و این نوشته در ستایش جنگ با مشرکان از آن جمله‌اند. نوشته‌های کوتاه اینترنتی امکان پوشش همه‌جانبه‌ی یک مسئله را ندارند امّا نوشته‌ی اوّل لااقل چندمثال تاریخی معاصر هم آورده ولی نوشته‌ی دوم چند آیه‌ی قرآن را بدون توجّه به زمینه‌ی نزول آنها ردیف کرده که نتیجه بگیرد که الآن هم تا رفع فتنه در جهان باید به جنگ با امریکا ادامه داد.

 

پیامبر اسلام جنگهای زیادی -عمدتاً با ماهیّت دفاعی- داشت که هر کدام ویژگی خود را داشتند. بدر و احد و حنین و خندق هر کدام مشخّصات خاصّی داشتند. در هیچ‌کدام از آنان پس از انتهای جنگ مسلمانان مشرکان را دنبال نکردند تا رفع فتنه کنند. وضعیّت امروز اگر قرار به مشابه‌سازی باشد شبیه جنگ خندق است که پایگاههای پرشمار امریکا ایران را احاطه کرده و با مشارکت مستقیم یک قدرت نظامی اتمی دیگر و مشارکت خاموش کشورهای عربی، ابرقدرت نظامی-اقتصادی جهان به قصد انهدام ساختار سیاسی ایران وارد عمل شد. اگر کسانی دم از پیروزی بزنند به معنای این است که امریکا نه تنها به اهداف چندگانه‌ی خود نرسید بلکه تنگه‌ی هرمز را به ایران واگذار کرد نه اینکه ایران توانست با برترین قدرت نظامی جهان هماوردی کند یا احیاناً در آینده بتواند آسیبی جدّی به آن بزند.

  

اگر کسی اندک شعوری داشته باشد باید بداند که همینکه ایران بتواند بدون آسیب‌دیدن بیشتر از مهلکه‌ی فعلی جان سالم به در ببرد و در ازای واگذاری امتیازهایی مانند تحدید غنی‌سازی از بار تحریم اقتصادی کم کند باید شادمان باشد. همینکه تمرکز روی برد موشکها و حمایت از دیگر اعضای «محور مقاومت» از دستور کار خارج شد دستاوردی است ولی گویا اینها برای عدّه‌ای کافی نیست و بزرگنمایی سخنان چند تحلیلگر غربی که بیشتر با هدف نقد نظامی‌گری امریکا بیان شده، دستاویز عدّه‌ای شود که باور کنند چهارمین ابرقدرت جهان‌اند (یعنی برتر از انگلیس و فرانسه و آلمان و هند و...) و دلیلی ندارد که نتوانند حریف ابرقدرت نخست جهان شوند. این پیروزی مقطعی حتّی حسین علایی را هم در هنگامه‌ی جنگ به صرافت برشمردن شروط متعدّدی برای خاتمه‌دادن به جنگ انداخت که تخیّلی‌بودن برخی بندهای آن مایه‌ی شگفتی است.

  

امثال جلیلی همیشه خارج از ساختار اجرایی اظهارنظر کرده‌اند، شاید اگر او هم سکّان دولت را در اختیار داشت می‌دانست که ادامه‌ی محاصره‌ی دریایی نهایتاً تا دوماه دیگر می‌توانست درآمد ایران را نزدیک به صفر کند و تورّم لجام گسیخته با مردم کاری کند که کار نیمه‌تمام «دشمن» را خودشان تمام کنند. قالیبافی که منتقد برجام بود،‌ اکنون می‌تواند حال روحانی و ظریف را در هنگامه‌ی مذاکرات برجام درک کند.

 

درگیری چند روز اخیر بین ایران و امریکا می‌تواند آخرین درگیری باشد. مشکل اتمی حل‌شدنی است؛ مسئله اینجاست که امریکا حاضر نیست بپذیرد اختیار تنگه به دست ایران باشد و جنگ با توافقی شبیه برجام و فعّال‌کردن یک امتیاز ژئوپولتیکی بزرگ برای ایران به پایان برسد. این نیز با مشارکت عمان و کشورهای مسالمت‌جوی منطقه مثل قطر رفع و رجوع می‌شود. انتقام‌جویی‌ خامنه‌ای دوم نیز اگر فراتر از شعار سیاسی با مصرف داخلی رود و به مرحله‌ی عمل درآید، کاری می‌کند که بمبها در روز ۹ اسفند نکردند. به یاد داشته باشیم که ایران همیشه در طول تاریخ از درون ضربه خورده است نه از بیرون.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.

Real Time Web Analytics