طرحی برای معضل حکمرانی در ایران یکشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۵
ایران در طول تاریخ کمتر بدون یک شاه یا شخصی بوده است که با هر عنوانی در رأس ساختار سیاسی قرار گرفته باشد. همیشه کسی بوده که حرف اوّل و آخر را بزند. انقلاب ۵۷ قرار بود که این نظم را عوض کند ولی در نهایت شکل تغییریافتهای از آن سابقهی سخت و صلب تاریخی شد. اتّفاقاً برخی آزادیهای ناگزیر اجتماعی که به پیشرفتهای علمی و فلسفی انجامید حاصل زمانی است که ایران دارای چند حکومت غیرمتمرکز بود و انسدادها از زمانی آغاز شد که یکپارچگی کشور به بازتولید حکومت تکنفره انجامید. بین حکومت استبدادی و حکومت چندپاره باید راهی تازه برای حکمرانی جست.
از اوایل اسفند ۱۴۰۴ تا کنون ایران یک وضعیّت کمابیش بیسابقه را تجربه میکند و آن هم ساختار سیاسی بیسر است. البتّه اسماً رهبری وجود دارد ولی صاحب آن بیانیّهها کالعدم است یعنی بود و نبودش خیلی به چشم نمیآید. لائوتسه در کتاب «تائو ته چینگ» میگوید که رهبر ایدهآل کسی است که خود را خیلی در تصمیمگیریها به رخ نمیکشد و جوری رفتار میکند که جامعه پیشرفتها را متعلّق به خود میداند و نقش چندانی برای او قائل نیست. البتّه وضعی که لائوتسه توصیف میکند کاملاً آگاهانه است ولی شرایط فعلی اجباری و از سر ناگزیری است.
بسیاری از تغییرهایی که در سطح اجتماع میبینید حاصل فقدان یک رهبر بکننکنگوست. بخشی وسیعی از جامعه چه در سطح خیابان و چه در تولیدهای جامعهی مجازی، مرزهای آزادیهای عرفی را گسترش میدهند و محدودیّتها را به عقب میرانند. همانقدر که این مسأله باعث «گریه»ی فلان نمایندهی تندرو میشود، سبب خشم کسانی نیز میشود که فکر میکردند ساختار سیاسی فعلی با تغییر ظاهر اجتماع به فروپاشی نزدیک میشود، حال آنکه مقدار انعطاف «نظام» گویا بیشتر از این حرفهاست. تمام اینها بدون فرض غیاب خامنهای اوّل سخت به دست میآمد.
وضعیّت کنونی آچمز جنگی هم که باعث فشار زیاد افکار عمومی به ترامپ شده است، با حضور خامنهای اوّل به احتمال قریب به یقین به نفع امریکا به هم میخورد. او احتمالاً هر دو روز یکبار با عفّت کلام مشهورش رئیسجمهور امریکا را مینواخت و ترامپ هم که به گرفتن تصمیمهای لحظهای و واکنشی شناخته میشود شاید عکسالعملی نشان میداد که مجالی برای رجزخوانیهای ایران باقی نمیگذاشت. الآن او -چنان که خودش هم میگوید- نمیداند دقیقاً با چه کسی روبهروست.
خامنهای دوم اگر با رفع تهدیدها و محدودیّتها آفتابی شود هم بهتر است همین رویّه را ادامه دهد یعنی بگذارد که رئیسجمهور و رئیس مجلس اوضاع را مدیریّت کنند و ترکیب شورایی فعلی (شبیه به شورای رهبری) تصمیمها را بگیرد و او دست بالا در صورت نیاز مداخله کند. دخالتهای بیش از حد خامنهای اوّل که تا تعیین استاندار فلان استان هم میرسید عملاً جایی برای افرادی که با انتخابات نیمبند به ساختار سیاسی راه یافته بودند باقی نمیگذاشت. بدون جهت نبود که افکار عمومی هر ناکارآمدی در اجتماع را به پای رهبر نظام میگذاشت.
پزشکیان هم باید از وضع اضطراری کنونی برای گسترش حدود قدرت دولت و غلبه بر نهادهای غیرانتخابی استفاده کند و برای نمونه مشکل فیلترینگ را برای همیشه حل کند و فیلتر را فقط برای سایتهای پورنوگرافیک و دعوتگران به خشونت و اعمال مسلّحانه بگذارد. در طرح «اینترنت پرو» به گمانم فروشندگان فیلتر خودشان را نشان دادند که در نهایت به چه بخشی از حاکمیّت وصلاند. این فقط نمونه بود. از عملکرد هماهنگ و «خودسر» (به معنای مثبت) جامعه تا حد زیادی مطمئنم، بخش انتخابی حاکمیّت است که برای به دستگرفتن قدرت نیاز به نهیب دارد و این کار نیز به عهدهی روشنفکران و فعّالان دلسوز است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.