دروغهای ۲۴ کیلومتری

قواعد دروغگویی -۶                                                                            دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۹
           

تعجّب من از نظام مقدّس این است که پس از ۴۱ سال هنوز مانند روز اوّل ناشیانه دروغ می‌گوید. مثلاً وقتی انفجار شرق تهران رخ داد، ابتدا حدس‌ها درباره‌ی منشأ نور نارنجی (که نور موشکهای سوخت جامد است) و منابع گازی که پس از انفجار نه تنها سالم مانده بود بلکه رنگ آن نیز از بین نرفته بود، هر چیزی بود جز راستگویی مقامات نظامی. بعد که تصاویر ماهواره‌ای درآمد همه دیدند که در پارچین حادثه‌ای رخ نداده و حادثه ۲۴ کیلومتر آن طرفتر در تأسیسات موشکی پارک خجیر است. این تصاویر دیر یا زود در دسترس قرار می‌گرفت، پس چرا باید دروغ گفت؟ اینطور که هم تلاش شما برای «عدم تضعیف قدرت موشکی» نقش بر آب شد،‌ هم ظنّ دروغگویی درباره‌ی دیگر سوانح مشابه بیش از پیش تقویت شد.

دادستان نظامی تهران در رابطه با نتیجه‌ی تحقیقات اسقاط هواپیمای اوکراینی گفته است که خطا ناشی از اشتباه ۱۰۵ درجه‌ای رادار بوده که هواپیمایی را که از تهران دور می‌شده در حال نزدیک‌شدن به تهران نشان داده و کاربر سامانه‌ی ضدّ موشک نیز در شرایط «آتش محدود» (و نه آتش به اختیار) سر خود دو موشک شلیک کرده است، در حالیکه امکان تماس بوده و قطعی ارتباط با مرکز در حدّ چند ثانیه بوده است و به ویژه درباره‌ی شلیک دوّم که موجب سقوط بوده باید این کار انجام می‌شده است. او گفته که نوار صوتی گفتگوی خلبان هواپیمای آسمان با برج مراقبت هم تقطیع و تحریف شده است.

درباره‌ی مورد اوّل باید کارشناسان نظر بدهند ولی خطای چند درجه‌ای -برای سامانه‌ای که به گفته‌ی آنان سیّار بوده- قابل درک است امّا ۱۰۵ درجه دیگر خطا نیست، فاجعه است. برعکس گفته‌ی دادستان نظامی تهران، کارشناسان سامانه‌ی ضدّ موشک مزبور را دارای دوربین دانسته‌اند و دیدن هواپیمای مسافربری با چراغهای روشن نیازی به دوربین دید در شب ندارد و با چشم عادی نیز ممکن است، چه برای تشخیص هواپیما از موشک کروز، چه برای رؤیت مسیر پرواز آن. نوار صوتی هواپیمای آسمان را هم معلوم نیست چه کسی تحریف کرده است؛ کشور اوکراین؟ به چه منظوری و برای چه هدفی؟ تقطیع و تحریف نشده‌اش کجاست؟ این مقدار اشتباه فاحش از کاربری که به گفته‌ی شاکیان پرونده خود مدرّس استفاده از این سامانه بوده، تا چه حد قابل قبول است؟ او فرق بین «آتش به اختیار» و «آتش محدود» را هم نمی‌دانسته است؟

و دست آخر اینکه صداقت نظامی که برای یک انفجار درون تأسیساتی در شرق تهران دروغ آشکار ۲۴ کیلومتری می‌گوید، در یک پرونده‌ی حسّاس بین‌المللی تا چه حد قابل اطمینان است؟ امیدوارم تلاشهای بسیار محتمل برای بلااستفاده و ناخواناکردن جعبه‌سیاه هواپیما به جایی نرسیده باشد و فرانسه بتواند پرتوی بر تاریکی این پرونده بیندازد.

پیشین: افتضاح پشت افتضاح

۲ نظر:

  1. اساس نظام بر پایه دروغ بنا شده است.فاجعه سینمارکس آبادان در اوایل انقلاب برای شعله ور شدن انقلاب,ادعای هماهنگی زندانیان برای پیوستن به مجاهدین خلق در سال 67 برای توجیه کشتار آنها,ادعای نقش سرویس های اطلاعاتی در قتل ندا آقا سلطان و ده ها مورد دیگر بر یک اصل استوار است:"حفظ نظام"
    آنها به قصد قربت الی الله دروغ می گویند.در کشور ما قبح دروغگویی از بین رفته است. هم نظام به دروغگویی عادت کرده و هم مردم عادت به دروغ شنیدن.گویی هیچکس حقیقت را دوست ندارد.این دروغ ها بیشتر برای راحت کردن وجدان طرفداران نظام گفته می شود تا عذاب وجدانی نداشته باشند.
    با توجه به اینکه در قضیه فاجعه کوی دانشگاه نهایتا مقصر آن سربازی به نام ببرعلی شناخته شد وبه جرم دزدیدن یک ریش تراش محکوم شدو طنز تلخ ماجرا اینکه بعدها ببرعلی در نیروی انتظامی استخدام شد و درجه دار شد!به نظر شما چند سال دیگر اگر خبر دار شدیم مقصران سقوط هواپیمای اوکراینی حداقل به فرماندهی نیروی هوایی رسیده باشند انتظار دور از ذهنی است؟😒

    پاسخحذف
  2. البته نظام تا وقتی که مجبور به اعتراف نشد اصل شلیک به هواپیما را هم منکر بود و نقص فنی را دلیل سقوط عنوان می کرد بنابراین بعید نیست اگر پرواز داخلی بود و همه سرنشینان فقط تابعیت ایران داشتند هنوز هم اصل قضیه را منکر میشد

    پاسخحذف

لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.