یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را میتوان به چهار بخش تقسیم کرد:
۱- هفتم دیماه و اولیّن جرقّهی اعتراضات کسبه و بازاریان به گرانی و تورّم افسارگسیخته.
۲- شامگاه ۱۸ ماه و آغاز برخوردهای خشونتآمیز همزمان از سوی برخی معترضان و نظام ولایی.
۳- شامگاه ۱۹ دی و سرکوب بیسابقهی معترضان پس از سخنرانی روز ۱۹ دی رهبر نظام.
۴- کمرنگشدن تدریجی اعتراضات پس از برخورد شدید نیروهای نظامی و امنیّتی و بستن اینترنت، پیامکها، تلفن بینالملل و پیامرسانهای داخلی.
بخش اوّل بیشتر تحلیل جامعهشناختی و اقتصادی میطلبد و بخش چهارم نیز در اعتراضات گذشته تجربه شده بود ولی نه تا این حد که سرویس پیامک یا اینترنت داخلی نیز -به جز برخی سایتها- قطع شود. در ۲۴ ساعت ابتدایی حتّی همان سایتها نیز باز نمیشدند و اینترنت «ملّی» نیز کاملاً تعطیل بود.
آنچه شایان توجّه است ابتدا شامگاه ۱۸ دیماه و پس از آن فاجعهی ۱۹ دی است. با طولانیشدن اعتراضات که از ۱۲ روز گذشت، دخالت نیروهای خارجی مانند همیشه به جای اینکه کار را به پیش ببرد، اوضاع را برعکس کرد. سخنان ترامپ که امریکا در صورت کشتهشدن معترضان دخالت خواهد کرد، اوج این بیدرایتی بود. نظام خطر همزمانی حملهی خارجی و اعتراض داخلی را حس کرد و برخی آشوبگرانی که الزاماً سیاسی نبودند و در گذشته نیز با مه آلودشدن هوا به میان میآمدند میداندار شدند.
آتشسوزیهای ۱۸ تیر و برخوردها از دو طرف در پی اوّلین فراخوانها و زمانبندی آن درست پیش از روز جمعه، سخنرانی رهبر و راهپیماییهای پس از نمازجمعه بیشتر تمهدیدی برای تمامکردن ماجرا بود. نظام دو راه پیش رو داشت: یا بگذارد اعتراضات دامنهدار شود و مانند سال ۱۴۰۱ چندماه طول بکشد و برای مهار آن به بازیهای مسخرهای مانند حمله با مواد شیمیایی به مدارس دخترانه روی بیاورد، یا کار را در چندروز -با قبول هزینههای آن- یکسره کند. برخوردهای خشن ۱۸ دی مقدّمهی فاجعهی ۱۹ دی شد که سخنرانی رهبری (فتوای نشاندن آشوبگر بر سر جایش) را نیز به همراه داشت.
تا بیرون آمدن آمار دقیق کشتگان راه درازی در پیش است ولی خندهدارترین آن سخنان عراقچی در گفتگو با فاکس نیوز بود که کشتهها را فقط صدها نفر خواند در حالیکه همان زمان آمار حکومتی خراسان رضوی چهارصد نفر اعلام شد که با توجّه به برخوردهای شدید در خراسان جنوبی و شمالی، باید آمار خراسان را به تنهایی معادل یا بیش از آمار رسمی کشتگان در سراسر کشور دانست. شاهدان عینی برخی از شهرهایی را که پیش از این در اعتراضات نقش چندانی نداشتند (مانند شوشتر) دارای سردخانههای مملو از جنازه توصیف کردهاند؛ حکایت رشت و اصفهان و کانونهای اصلی اعتراض که از اساس متفاوت است.
گذشته از نقش کسانی که از بیرون کشور اعتراضات مسالمتآمیز را با فراخوانهای احساسی به هوای پشتیبانی ۵۰ هزار نظامی ادّعایی که به آنها پیوستهاند و آرزوی حملهی خارجی به خشونت کشیدند سپس اعلام کردند که «این جنگ است و تلفات خودش را دارد»، سرکوب خیابانی نظام امری بیسابقه بود و نشان داد که سردمداران نظام همیشه از بین گزینهها بدترین آن را انتخاب میکنند. پیش از سخنرانی خامنهای امر در مسیر طبیعی خود بود ولی به جای سخن نرم با معترضان و درک شرایط اقتصادی و سیاسی، پس از ایجاد آتشسوزیهای مشکوک روی منبر آشوبگران مقصّر اعلام شدند و در خیابان معترضان مسالمتجو نیز هدف قرار گرفتند.
فاجعهی ۱۸ و ۱۹ دی ترکیبی از خشونت عریان در خیابان، حمله به بیمارستانها و منازل و ادامهی آن در زندانها بود. خبر صرفنظرکردن نظام از اعدام ۸۰۰ و اندی نفر را ظاهراً عراقچی به ویتکاف داد تا به ترامپ بدهد ولی در خفا امور به گونهای پیش میرود که فقط بعدها میتوان دربارهی آن نظر قطعی داد. قطع اینترنت در گذشته پس از فروکشکردن اعتراضات خیابانی برقرار میشد ولی اینبار بیش از یک هفته پس از ساکتشدن خیابانها ادامه یافت که تنها دلیلش ترس از روشدن اخبار و فیلمهای پیش و پس از ۱۹ دی بود. پس از ارائهی اسناد و مدارک است که میتوان دریافت واقعاً چه اتفاقی افتاده است.
به گمان من برای چندمین بار اپوزیسیون خارجنشین نشان داد که تا چه حد از واقعیّات ایران دور و با معیارهای مردمسالاری بیگانه است. با نظرداشت تجربهی دی ماه ۱۴۰۴ اوّلین و آخرین اولویّت منتقدان نظام باید انتقال کانون اعتراض به داخل و اتّحاد منتقدان داخلی باشد تا دور از هیاهوی جنگطلبان همپیمان امریکا و اسرائیل، با اعتراض مدنی درونمحور بتوان راهی به رهایی گشود.
مشکل شما این است که یکی به نعل میزنید یکی به میخ. در نوشته قبل براندازان را زیر سوال برده بودید ولی در این نوشته رژیم را.
پاسخ دادنحذف