شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵
زندگی در ایران و تاحدودی در منطقه در حال تعلیق است. نه راهی به پیش است و نه پس. پس از امضای تفاهمنامهی اسلامآباد، ایران که خروج از این جنگ را بدون دستاورد نمیخواست تلاش کرد تنگهی هرمز را به عنوان اهرم فشار جدید خود قرار دهد که این کار به محاصرهی دریایی و سپس هوایی ایران انجامید. حالا تنگه و محاصره هم به مشکلات دو طرف از مسئلهی هستهای گرفته تا دیگر موارد قبل از جنگ افزوده شده است. دو راه پیش روست:
یک. اختلافنظر ادّعایی دربارهی اینکه کدام یک قدم اوّل را بردارند با توجّه به ناامنی در تنگهی هرمز، انتخابات پیشرو و گرانی نسبی سوخت در امریکا (ابزار فشار ایران) و محاصره و تحریم ایران (ابزار فشار امریکا) خاتمه یابد و دو طرف بکوشند راهی برای مصالحه بیابند.
دو. امریکا تلاش کند اینبار با حملهای گسترده و قاطع ایران را به تسلیم وادار کند. «قاطع» از این جهت که با توجّه به کمبود مهمّات پدافندی، ادامهدارشدن جنگ میتواند باعث خسارت بیشتر مراکز نظامی امریکا شود. برخلاف آنچه ترامپ میگوید که «پیروزی» بر ایران به پس از انتخابات موکول شده، ممکن است برای جلوگیری از باخت در انتخابات زودتر دست به کار شود؛ آنچنانکه پیش از این نیز این کار را کرده بود.
اگر کمترین عقلانّیتی در هیئت حاکمهی امریکا باشد راه اوّل را برمیگزیند ولی روانشناسی ترامپ راه دوم را محتملتر میکند. آنچه ممکن است حمله را به تأخیر بیفکند ادّعای تمامشدن نفت صادراتی ایران است که طبق انتظار ترامپ و اطرافیانش باید به بحران اقتصادی عمیقتری در ایران بینجامد. اگر چنین شود حتّی بدون جنگ هم تحمیل خواستهها بر نظام حاکم ممکن خواهد بود. برخی مقامهای ایران تهدید کردهاند که اگر ایران نتواند نفت صادر کند، دیگر کشورهای منطقه هم نخواهند توانست؛ یعنی ایران حملاتی پیشدستانه را برای تعمیق بحران انرژی انجام خواهد داد. این کار باز به افروختهشدن آتش جنگ خواهد انجامید.
حکایت ترامپ مانند آن دیوانهای است که سنگی در چاه افکند که هزار عاقل هم نتوانستند دربیاورند. روش ایران به قول یک تحلیلگر ژاپنی مانند شطرنج است که هر حرکت با حرکتی کمابیش قابل محاسبه و پیشبینی جواب داده میشود و استراتژی بازی کمابیش مشخّص است امّا ترامپ پوکرباز است و تلاش میکند با اعمال ناگهانی و غافلگیری قمارگونه کار خود را پیش ببرد. تا اینجا ترامپ نبرده و ایران نباخته و پس از این هم عاقبت ماجرا نشان میدهد که کدامیک از این دو روش در سیاست بینالملل مؤثّرتر است.







