دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
جنگ اخیر ستارههایی نیز داشت که مهمترین آنها از دید من پاپ لئو بود. تا پیش از این عادت داشتیم که موضعگیری پاپها را در برابر نارواییهای جهان به شکل کلّیگویی ببینیم که وظیفهی انطباق آن بر مصادیق به عهدهی دیگران گذاشته میشد و معمولاً با جواب مستقیم هدف نقد نیز مواجه نمیشد. این بار امّا پاپ به طور جزئی به تهاجم امریکا-اسرائیلی اشاره و آن را رد کرد. ترامپ که نمیتواند ساکت بنشیند جواب داد و پاپ بهرغم عدم تمایل به تقابل لفظی با ترامپ به او جواب داد. در سفر به افریقا و اخیراّ اسپانیا نیز روند مخالفت با جنگ را ادامه داد.
مواجههی مذهب با سیاست را میتوان ذیل سه طبقهی کلّی دستهبندی کرد:
یکی معتقدان به جدایی کامل دین از سیاست که فقط تفکیک نهاد دین از ساختار سیاسی نیست بلکه شامل گوشهگیری متدیّنان از هر گونه فعالیّت سیاسی نیز میشود که آن هم انواع مختلفی دارد. مثلاً رویکرد باطنیان و عرفا نوعی است و مقدّسان تنزّهطلب یا منتظران آخرالزمان گونهای دیگر. اینها تلاش میکنند که خود را از آسیبهای پرداختن به سیاست ایمن نگه دارند و ارشاد مؤمنان به دیانت و معنویّت را تنها وظیفهی خود میدانند.
دوم کسانیاند که نه تنها متدیّنان بلکه عالمان دین را دارای وظیفه برای دخالت در سیاست به شکل عملی میبینند و معتقدند که آنها شایستهترین افراد برای راهنمایی جامعهاند. برجستهترین نمونهی این دیدگاه حکومت روحانیان در نیمقرن گذشته ایران است که آسیبشناسی خاص خودش را دارد و به اندازهی کافی به آن پرداخته شده است.
سوم کسانیاند که گرچه ورود عملی نهاد دین به سیاست را باعث فساد این نهاد میدانند ولی اینگونه نیست که نسبت به روند جاری سیاست بیتفاوت باشند. اینان با نقد حاکمان از بیرون ساختار سیاسی تلاش میکنند در حد توان در جهت بهبود امور حرکت کنند. مهمترین مثال این دیدگاه آیتالله سیستانی در عراق است که گرچه روحانیان را از ورود در مناصب سیاسی نهی کرده ولی خود او نقش مهمی در برقراری مردمسالاری و نظام مبتنی بر انتخابات در عراق داشته است. به گمان من بدون ایشان ایشان عراق پس از صدام حسین شاید حالا وضعی مانند سوریه یا بدتر داشت.
پاپ اخیراً در نقشی شبیه سیستانی رهبر ابرقدرت جهان را نشانه گرفته است. تقابل این دو افول پایگاه اجتماعی ترامپ را تشدید کرد و او را در برابر ایران ضعیفتر. اخیراً و با انتشار موضع واتیکان دربارهی هوش مصنوعی به نظر میآید که این نقشآفرینی وارد حوزههای دیگر هم میشود. این تغییر رویکرد بزرگترین نهاد رسمی مسیحیّت را باید به فال نیک گرفت. تنها با بیتفاوتی گروههای مرجع اجتماعی است که قدرتمداران هرچه میخواهند میکنند. اگر اهل دیانت، دانش و هنر هر کدام به سهم خود در برابر ناراستیها بایستند، بسیاری از گرههای کور جهان به تدریج باز خواهند شد.







