دشواری‌های شهروندی

                                                                                                              چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴


انقلابی که در ۲۲ بهمن ۵۷ به پیروزی رسید قرار بود که گذار مردم از رعیّت‌های شاهنشاه به شهروندان مسئول و گذار حکومت از تک‌صدایی به کثرت‌گرایی سیاسی باشد. بخش «اسلامی» قضیّه ولی ابتدا در یک شبه‌کودتا قانون اساسی ابتدایی را که بدون یک فرمانروای روحانی مادام‌العمر بود کنار گذاشت،‌ ولایت فقیه وارد قانون اساسی شد و شد آنچه شد. در ادامه نیز در سال ۶۸ قید مطلقه آب پاکی روی دست همه ریخت که فکر نکنند با نبود شخصیّت کاریزماتیک رهبر اوّل قرار است اتّفاق خاصّی بیفتد. خامنه‌ای منتظر اقامه‌ی نماز میّت بر پیکر رهبر راحل بود که خبرنگار صداوسیما خواست از او بپرسد که «رئیس‌جمهور امریکا گفته که با آمدن رهبری جوانتر شاید شاهد سیاستهای معتدل‌تر از ایران باشیم و بتوان با ایران نوعی تعامل داشت» که خامنه‌ای با حرکت دستش او را ساکت کرد و نگذاشت سؤالش را کامل بپرسد.

 

دوم خرداد ۷۶ امّا دوباره جامعه بر علیه باززایی سنّت سترون خودکامگی که ققنوس‌وار شیخ را به جای شاه نشانده بود شورید و حرف از جامعه‌ی مدنی، راه‌ورسم مدارا، تحمّل مخالف، کثرت‌گرایی، دموکراسی و مفاهیمی از این دست با انتشار روزنامه‌ها و مجلّات به عرصه‌ی فرهنگ عمومی به‌ویژه محافل جوانان و دانشجویان راه یافت. جواب امّا محاکمه و قتلهای زنجیره‌ای و بگیر و ببند بود. مجلسیان اصلاح‌طلب برای از بین بردن نظارت استصوابی و امکان برگزاری انتخابات آزاد لوایحی تصویب کردند که شورای نگهبان رد کرد و تحصّن طولانی آنان را در پی داشت که به امر رهبرنظام به حذف و ردصلاحیّت گسترده‌ی آنان انجامید. اتّهام انفعال محض به سیاسیّون اصلاحات که این روزها می‌شنویم خیلی هم واقعگرایانه نیست؛ خواستند ولی زورشان نرسید.

   

زمانی متنی از داریوش شایگان گذاشتم که مردم ایران را رعیّت‌مآب خوانده بود. دوستانی خوششان نیامد و در گوگل‌ریدر آن زمان نوشتند که مردم ایران خیلی وقت است از این مرحله گذشته‌اند. البتّه شایگان این حرف را پیش از دوم خرداد گفته بود و شاید ناقدان حق داشتند حرف او را نپذیرند. این روزها و با شنیدن برخی شعارهای واپس‌گرایانه امّا باید در سخن شایگان دوباره تأمّل کرد.

 

معلّم فیلم «فروشنده‌»ی اصغر فرهادی پس از جلسه‌ی نمایش فیلم «گاو»، در جواب پرسش یکی از دانش‌آموزان که «آدم چطور گاو می‌شود؟»،‌ می‌گوید: «به مرور». اشتباه رایجی هست که روند تکامل فرد یا جامعه همیشه رو‌به‌جلوست ولی دنده‌عقب‌های عجیب و غریب برخی فعّالان سیاسی، تغییر موضع‌های ارتجاعی بعضی چهره‌‌های سرشناس و شعارهایی که این روزها داخل و خارج می‌شنویم نشان می‌دهد که «به مرور» خیلی اتّفاقها می‌تواند برای یک شخص یا گروه بیفتد. دیدن روند مسخ یک انسان دردناک است؛ مهربان و نامهربان هم ندارد.

 

قاعدتاً با شکست بالفعل حکومت تک‌نفره‌ی شاهنشاهی در سال ۵۷ و شکست بالقوّه‌ی حکومت تک‌نفره‌ی ولایی پس از آن، حرکت جامعه باید به سوی حکومت جمهور یعنی یک ساختار سیاسی انتخابی متکثّر و چندحزبی با مسئولانی پاسخگو، دارای قدرت محدود، دوران تصدّی معیّن همراه با چرخش قدرت باشد. اینکه کسانی بخواهند یک حکومت تک‌نفره را جانشین یک حکومت تک‌نفر‌ه‌ی دیگر کنند با این توجیه که قبلی از بعدی بهتر بود یعنی بازگشت به عقب، یعنی شکست. اینجاست که روشنفکران باید به جای کناره‌گیری و شکست‌باوری دوباره قلم به دست بگیرند تا اگر تغییری قرار است در جامعه اتّفاق بیفتد روبه‌جلو باشد نه به قهقرا.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.

Real Time Web Analytics