سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
۱- خامنهای اوّل پس از ۱۹ دیماه در بدترین وضع دوران زمامداری خود بود. صدور مستقیم فرمان سرکوب، حکومت را در وضعّتی مشابه تابستان ۶۷ قرار داد و رهبرنظام مقصّر اصلی بود. به طرفةالعینی امّا در کمتر از دو ماه خامنهای به امام شهید تبدیل شد؛ نه در پناهگاه زیرزمینی که علی لاریجانی را با چشمبند برایش ببرند بلکه در ساختمان همیشگی به همراه خانواده و همسر و فرزند و عروسش. دگرگونیها در سیاست مانند آبوهوای بهار است و بخش عمدهای از طیف خاکستری ایران فعلاً او را به عنوان مظلوم میبینند نه برعکس.
۲- تابآوری نظام در فقدان رأس خودش نه تنها مهاجمان و همپیمانان اروپایی بلکه خیلی از منتقدان داخلی و همراهان نظام را نیز غافلگیر کرد. پس از شوک ۲۴ ساعتهی ابتدایی که با حملهی متقابل ایران همراه شد، پس از هشت روز رهبر تازهای برای نظام انتخاب شد که در حالت عادی سخت بود به این راحتی به این منصب برسد. شاخ و شانهکشیدن ترامپ و لزوم نشاندادن پایداری نظام با نشاندن یک نسخهی جوانتر از خامنهای راه را برای مجتبی هموار کرد.
۳- ایران درست مانند جنگ دوازدهروزه و با فاصلهای کمتر (حدود دو ساعت) به حمله به اسرائیل و پایگاههای امریکا در منطقه پرداخت. حمله به اسرائیل به نسبت جنگ قبل با درصد موفقیّت بیشتری همراه شد و حمله به هفت کشور منطقه یکی دیگر از خط قرمزها را پشت سر گذاشت که تا کنون هم ادامه دارد. افکار عمومی جهان ایران را کشوری دید که یک تنه در چندین جبهه با ابرقدرت فعلی دنیا جنگید و تسلیم نشد.
۴- آنچه آتشبس را بر ترامپ تحمیل کرد، بستن تنگهی هرمز بود. بندهای ۳ و ۴ از تهدیدهای پیشین نظام بود که گویا تیم ویتکاف و کوشنر به ترامپ گفته بودند که ایران بلوف میزند و چنین نخواهد کرد. وقتی وزارت خارجه از فرایند تصمیمگیری کنار گذاشته شود و کارشناسان مرتبط با ایران را هم ایلان ماسک با طرح کوچککردن دولت مرخّص کند، نتیجهای بهتر از این حاصل نمیشود.
۵- حملهی متقابل ایران به زیرساختهای کشورهای عرب خلیج فارس از ادامهی حمله به زیرساختهای ایران جلوگیری کرد و عملیّات «خشم حماسی» را به پایان رساند. ایران تا حدّ زیادی با کشورهای عرب به ویژه امارات مماشات کرد وگرنه حتّی درصدی از موشکهایی که روانهی اسرائیل شد میتوانست خسارتی جبرانناپذیر به آنها بزند.
۶- همانطور که بخش آفندی ایران به نسبت جنگ خرداد پیشرفت محسوسی داشت، بخش پدافندی نیز با زدن پهپادهای پرشمار و چند هواپیما و جنگنده خودی نشان داد. اصابت اف۳۵ افسانهای بیش از اسقاط هواپیماها ارزش داشت و نشان داد که آن هالهی نامرئیبودن در خطر محوشدن است و آینده ممکن است آبستن حوادث دیگری باشد.
۷- دستهبندیهای جدیدی در جهان در حال شکل گرفتن است. اروپاییان که در جنگ پیشین آشکارا شادمانی میکردند، پس از چشیدن پیامدهای اقتصادی بستن تنگه سکوت و راه خود را جدا کردند. حتّی صدراعظم ابله آلمان که در ماههای گذشته مشغول رجزخوانی بود لحنش کاملاً تغییر کرد و در اروپا نیز صداهای مخالفت اسپانیا و ایرلند و تعدادی دیگر به گوش رسید. در منطقه عمان راه خود را به طور کامل از دیگر کشورهای عرب -چه در بیانیّهها و چه در سازمان ملل- جدا کرد و حتّی حملهی ایران به کشورهای عرب را تلخ ولی اجتنابناپذیر خواند. پاکستان نیز از یک کشور منزوی به مهرهای فعال تبدیل شد که بیطرف نیست و مانند عمان با ایران همراهی بیشتری دارد.
میتوان دستاوردهای دیگری را نیز برای ترامپ -همچون ورود حشد شعبی به بازی و اعادهی حیثیّت از حزبالله- برشمرد ولی به گمانم فعلاً کافی است تا ببینیم مذاکرات چگونه پیش میرود. ترامپی که تا دیروز به فکر نابودی تمدّن ایران بود حالا بر سر فلان جمله مشغول چانهزدن است و زیر فشار کمنظیر افکار عمومی امریکا، حزب دموکرات و حتّی بخشهای سنّتی جمهوریخواه قرار دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.