سهشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵
آثار علمی-تخیّلی به ویژه فیلمهای مربوط به بیگانگان فضایی را میتوان به سه دستهی کلّی تقسیم کرد: نخست آنانکه درونمایهی فلسفی دارند همچون «اودیسهی ۲۰۰۱» کوبریک که حسابشان از دیگر فیلمها جداست و با گذشته زمان نه تنها کهنه نمیشوند که بر درخشش آنان افزوده میشود. دوم آثاری که با استفاده از دستاوردهای نوین علمی نوشته میشوند مانند «بینستارهای» نولان. قسم سوم آثاری که بیشتر بر اساس تخیّل ساخته میشوند تا دو منبع دیگر که البتّه ممکن است عناصری از آنان را در خود داشته باشند به علاوهی دغدغههای مذهبی و جز آن.
فیلم «Disclosure Day» اسپیلبرگ بیشتر به قسم سوم نزدیک است. خود اسپیلبرگ جزو پیشتازان بل ریشسفیدان این ژانر است. فیلم «برخورد نزدیک از نوع سوم» او رگههای بارزی از الهام و شهود را در خود دارد و «ای تی» دعوتی شگرف به فراتربردن احساس همبودگی از انسان به دیگر موجودات جهان هستی است. او البتّه «جنگ دنیاها» را هم دارد که تصویر تیرهای از ساکنان دیگر کرات به دست میدهد و یکی از فیلمهای ضعیف کارنامهی اوست.
در سالهای اخیر شواهد متعدّدی از حضور یا ارتباط دیگر موجودات در کرهی زمین منتشر شده که کمابیش با بیتوجّهی رسانههای رسمی روبهرو شده است. این عادت بشر است که آنچه مخالف پیشفرضهای ذهنی خود است را نادیده میگیرد، انکار میکند یا شبهعلم میخواند. تجربهی برخی خلبانان امریکایی از مواجهه با برخی پرندههای ناشناس از حیرت آنان حکایت دارد. خلبانی سرعت و شیوهی تغییر مسیر یک سفینه را به گونهای توصیف میکرد که حاکی از داشتن نوعی فناوری است که بشر تا پنجاه سال آینده نیز به آن نخواهد رسید.
همین اخبار ظاهراً محرّک اصلی اسپیلبرگ برای بازگشته به ژانر مورد علاقهاش است ولی فیلم چیزی بیش از یک تعقیب و گریز برای افشای اسرار نیست؛ یعنی هیچ اطلاعاتی بهدردخوری دربارهی آن موجودات فرضی به ما نمیدهد. با کمی تأمّل میتوان دریافت که اگر دو سیّاره را در فاصلهای دور از هم تصوّر کنیم، آن گونهای که بتواند زودتر به سیّارهی دیگر سفر کند لاجرم فناوری پیشرفتهتری نیز خواهد داشت همانطور که در بند بالا گفتم و مثلاً در فیلم «آواتار» نیز دیدیم. در فیلم «روز افشاگری» امّا این موجودات پیشرفته به دام انسانها میافتند و مانند موش آزمایشگاهی مورد مطالعه قرار میگیرند که نقطه ضعف اصلی فیلم است در حالیکه قاعدتاً باید برعکس باشد. آنان میتوانند با سرعت فراصوت زیر آب حرکت کنند یا حتّی به صورت حیوانات و پرندگان تغییر شکل بدهند ولی نمیتوانند مانع اسارت خود بشوند یا از دست انسانها فرار کنند.
اسپیلبرگ کمی درونمایهی مذهبی هم وارد فیلم کرده است. جوابهای خواهر روحانی در مورد اشرف مخلوقاتبودن انسان بدک نیست ولی سوالهای شاگرد سابقش -دربارهی تصوّر خدا با وجود یک موجود قدرتمند دیگر- زمانی معنا داشت که این موجود نویافته واقعاً قدرتی خداگونه داشت نه اینکه همچنان که گفتم بازیچهی انسان شود. نواقص فیلمنامه در داستان تعقیب و گریزش هم پیشکش. مثلاً تغییر عقیده و تسلیم نوآ اسکانلن (کالین فرث) برای اینکه مانع افشاگری در پخش زنده شود در لحظهی آخر به چه علّت بود؟
فیلم خوب فروخته که این ویژگی همیشگی فیلمهای اسپیلبرگ است. با اینکه اسپیلبرگ از پیشتازان این ژانر است ولی پس از فیلمهای یکی دو دههی اخیر که با استفاده از دستاوردهای نوین علمی نوشته شده، نوع نگاه او کمی کهنه به نظر میرسد. حتّی اگر عنصر تخیّل را در نظر بگیریم، فیلم حتّی در مقایسه با «پروژهی هیل مری» که امسال اکران شد هم کم میآورد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.