کاپیتولاسیون فحّاشی

                                                                                                             دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

  

فردوسی‌پور در نقد رفتار زننده‌ی خداداد عزیزی کلمه‌ی «کاپیتولاسیون» را به کار برده که -گرچه خیلی در این زمینه‌ی خاص معنا نمی‌دهد ولی- به خاطر داشتن معنای رانت یا امتیاز ویژه دل ارزشی‌ها را به درد آورده است. آنان می‌گویند که اگر اینطور بود عزیزی با محرومیّت مواجه نمی‌شد. نسبت چیزی که -طبق ادعا- عالیشاه به عزیزی گفته با فحاشی او از زمین تا آسمان است ولی نسبت جریمه‌ی این دو نفر یک به چهار است و رانت یعنی همین. خود عزیزی هم بعد گفت که او یکی گفت و من صدتا جواب دادم. تازه کمیته‌ی انضباطی رفتارهای پیشین او را توجیه «تشدید» مجازات وی دانسته و گرنه لابد کمتر از این بود.

 

موضع‌گیری‌های سیاسی، سفر تبلیغاتی به جنوب لبنان در معیّت حاج حسین یکتا و ترس از تبدیل‌شدن امثال او به یک علی کریمی دیگر دلایلی برای مماشات با لمپن‌مآبی و رفتارهای خارج از نزاکت اوست. مداراکردن‌های نابجا از قاب تلویزیون شروع شد، تا برنامه‌های اینترنتی ادامه یافت و به اینجا ختم شد (یا نشد؟).

 

این کوتاه‌آمدن‌ها به تیمی که در آن پست دارد نیز بی‌ربط نیست. پرونده‌ی مهروموم‌شده‌ی بیرانوند و حماسه‌ی کشاله‌ی ران شجاع خلیل‌زاده نمونه‌های کوچکی از سابقه‌ی این اغماض بی‌دلیل است که اوّلی خیلی راحت می‌توانست به قیمت از دست‌رفتن قهرمانی برای تراکتور تمام شود.

 

عزیزی یک دوره‌ی کوتاه دوساله (از سال ۹۶ تا ۹۸) در تیم ملّی بود با یازده گل زده. در تیم ملّی و تیمهای باشگاهی کمتر وقتی بود که با سرمربّی به مشکل نخورد. در زمان اوج یعنی سرمربّی‌گری مایلی‌کهن به‌خاطر بی‌نظمی از ترکیب اصلی خارج شد. در تیم کلن پس از درگیری با مربّی و یک هوادار آن تیم را ترک کرد. در لیگ امریکا پس از اختلاف با سرمربّی بیش از یک‌سال دوام نیاورد. بعد از جام جهانی و پس از بی‌اعتنایی به پورحیدری (در بازی دوستان با کویت) از تیم ملّی برای بازیهای آسیایی کنار گذاشته شد. در زمان بلاژویچ نیز سوءرفتارش باعث شد از اردوی تیم ملّی بیرون برود و در پاس پس از درگیری با مصطفی دنیزلی از تیم اخراج شد. فکر می‌کنم این‌ها برای ترسیم سابقه‌ی رفتار او کافی باشد.

 

نوع برخوردهای انضباطی باید چیزی بین حذف کامل و نادیده‌گرفتن باشد. نه تنها عزیزی بلکه هر کس دیگری باید امکان اصلاح رفتار داشته باشد ولی آسان‌گیری‌های فدراسیون فعلی که کارنامه‌ای مشحون از لاپوشانی دارد، عملاً ترویج‌دهنده‌ی این رفتارهاست. فدراسیونی که جنجال شیتیل‌گیری رئیس کمیته‌ی داوران را جوری «مدیریّت» کرد که گویی اتفاقی نیفتاده است و برکناری دبیر خاطی‌اش را با انتصاب جدید جبران کرد. با این روند انتظار اینکه آینده متفاوت از گذشته باشد امری بیهوده به نظر می‌رسد.

۱ نظر:

  1. کلا پرداختن به فوتبال در این مقیاس معنا ندارد. والیبال،‌ بسکتبال،‌ هندبال و رشته‌های دیگر ورزشی برای ورزش ایران بسیار موفق‌تر از فوتبال هستند ولی فوتبال به تنهایی هیاهویی بیش از همه آنها دارد. اگر فوتبال تنها به عنوان یکی از ورزشها لحاظ شود، جاروجنجالهای آن هم این قدر به چشم نمی‌‌آید. البته صداوسیما و بخش پروپاگاند نظام برای پر کردن ذهن جوانان و انحراف آنها از مسائل مهمتر خیلی آگاهانه به این جاروجنجال دامن می‌زند.

    پاسخ دادنحذف

لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.

Real Time Web Analytics