چهارشنبه

سينما فقط جزئيّات نيست


                           
« سینما یعنی جزئیّات» از خرافه‌های رایج میان بعضی سینمانویسان است که یک پدیده را به یک وجه از آن فرومی‌کاهند. جزئیّات، نقش ایوانی هستند که نیاز به پای‌بستی دارند که دست‌کم یک خط داستانی کم‌رنگ است. از طرفی فیلمنامه‌نویسی هم مثل اینکه خیلی مانده تا به عنوان تخصّصی که آدم خود را می‌طلبد، جا بیفتد. قرار نیست هرکس بازیگر یا کارگردان است، نویسنده‌ی خوبی هم باشد. این را که لااقل مجید مجیدی که سابقه‌ی کار با سیّد مهدی شجاعی دارد، باید بداند.  


اگر بتوان داستان« آواز گنجشک‌ها» را تعریف کرد، چنین چیزی می‌شود: مردی که در مزرعه‌ی پرورش شترمرغ‌ها کار می‌کند، به دلیل فرار یکی از آنها بیکار می‌شود؛ در شهر با موتور مسافرکشی می‌کند و طیّ حادثه‌ای پایش می‌شکند و در پایان خبر به او می‌رسد که شترمرغ خودش برگشته است؛ همین. یکی دو خطّ فرعی هم در داستان هست که کمکی به جاندار شدن آن نمی‌کند. نه کنش و واکنشی نه افت، نه فرودی. جزئیّات ریزودرشت فیلم چه کمکی به فیلم می‌کند جز آنکه آنرا حرّاف نشان دهد؟ مجیدی با لیوان شربتی که خانواده‌ی مرفّه پس از نماز در اختیار کریم می‌گذارند، می‌گوید که« همه‌ی پولدارها بد نیستند»؟ بسیار خوب! کریم دچار وسوسه‌ی کش‌رفتن یخچال می‌شود، پس شخصیّت کریم خاکستری است؟ بسیار خوب! دست بازیگر نقش کریم به دخترش می‌خورد پس یعنی به دیانت نباید خیلی هم سخت‌گیرانه نگریست؟ بسیار خوب! افتادن دکمه‌ی مرد در دامن زن( در« باران» پسر دوغاب بر سر دختر می‌ریخت) یعنی ...؟ همه‌ی اینها بسیار خوب ولی درام این نیست. داستان جان ندارد و این همه اشارت پرگویانه جز منتقدانی که دیگر نایی برای جستن راههای بیان بدیع در سینما ندارند، کسی را راضی نمی‌کند. فیلم مخاطب عام را خسته و کسل می‌کند و نمادسازی‌های فیلم هم در حدّ فیلم‌های تجربی سینماآموزان است.  


دلیل انتخاب این فیلم برای اسکار جز اینکه مجیدی سابقه‌ی حضور در آن مراسم را دارد، چیست؟ آن همه بحث هیئت انتخاب برای چه بود؟ شاید «اتوبوس شب» پوراحمد در روزگاری که هنوز عراق بحث روز آمریکاست، می‌توانست شانس بیشتری داشته باشد. گرچه این فیلم و دیگر فیلم‌های نامزد هم از ضعف شدید ساختار روایی رنج می‌برند. برای دیدن کارنامه‌ی سینمایی دولت جدید می‌توان فیلم‌های روی پرده و آنونس فیلم‌های آینده را نگاه کرد. افت سینمای جشنواره‌ای قابل حدس بود ولی تهی‌کردن سینمای ایران از سالی سه چهار فیلم خوب، کار دشواری بود که صفّارهرندی و شرکا به خوبی از پس آن برآمده‌اند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics