دوشنبه

مرور وبلاگستان

         
مطالبی که تحت عنوان مرور وبلاگستان در سایتها می‌آید طبعاً به آنچه در گذشته انتشار یافته اختصاص دارد ولی به مناسبت ایّام ولادت امام هشتم با انتشار برخی مطالب آینده‌ی وبلاگستان، گوشه‌ای از فتوحات رضویّه‌ را به منکران نشان می‌دهیم.
ملکوت:
نویسنده ملکوت دو قطعه موسیقی برای طربستان در نظر گرفته‌ است اوّلی (به مطلع:  فصل پاییز شده، جوز دلنگونُم کو؟- چغوک و جل می‌بینُم، سنگ و پلخمونم کو؟)  اثری نایاب از آوازخوانی محمّدرضا شجریان در کودکی است که به هنگام افتتاح مدرسه حاج تقی شاهوردیانی خیابان خاکی مشهد با ابزار ابتدایی ضبط شده و کیفیّت مناسبی ندارد. او می‌نویسند: «نمی‌پنداشتم که این اثر ارزش موسیقایی خاصّی داشته باشد ولی با اشارت حضرت سایه متفطّن شدم که گوشه‌ی گمشده‌ی «محلّه‌ی ایماتراشون» از دستگاه بیگاه است. تصنیف دوّم هم بازخوانی یک آواز قدیمی است به نام «چرا امشب پکری؟» از ستاره‌ی بی‌بدیل و عصاره‌ی موسیقی ایران‌زمین، حضرت همای.»
شادی صدر:
عنوان: به سراغ مردان که می‌روی ملاقه‌ات را فراموش نکن
توضیح: پس از انتشار این ملـ... مقاله، داریوش آشوری و حنایی کاشانی درباره‌ی معنای دقیق «ملاقه» در تفکّر فمینیستی دچار اختلاف نظری شدید شدند.
مجمع دیوانگان:
پست فعلی: سردار مشفق و ایران‌گیت
پست بعدش: سردار مشفق و انقراض ساسانیان
بر ساحل سلامت:
نویسنده این وبلاگ از کم‌کار شدن موقّت خود در آینده نوشته است که به دلیل تلاش برای پادرمیانی در زندگی یکی از آشنایان است. این آشنا که هفتاد روزی هم در انفرادی بوده‌ با مشاهده‌ی نامه‌های بی‌شمار همسران زندانیان به آنها از همسرش می‌پرسد :« راستی چرا وقتی من آنجا بودم از این نامه‌ها برای من ننوشتی که مثلاً در جرس و کلمه بیاید» مرد خیلی خونسرد می‌گوید: «حوصله‌ی این لوس‌بازیها را نداشتم». زن براق می‌شود که چی؟ مرد می‌گوید: هیچ چی! پس از سکوتی طولانی زن چیزی را که هیچ وقت یک زن نباید به مردش بگوید، می‌گوید:« تو دیگه اصلاً مث اوّلا نیستی» و غائله بالا می‌گیرد. نویسنده این وبلاگ می‌گوید که برای آشتی این دو عزیز باید یک مقدار وقت بگذارد و لهذا جز روزی ده پانزده تا روزانه یا اخبار کتابخانه ملّی، پست دیگری نخواهد گذاشت، وی اضافه کرده است:
دو تا از دوستان خبر دادند که در استانهایشان «بر ساحل سلامت» فیلتر است و من نمی‌دانم چرا خوشحال شدم! (مگر فیلترینگ سراسری نیست؟) دو نامه‌ی مجزّا به دوستان کمیته‌ی فیلترینگ نوشته‌ام ( برای هر استان جدا) و امیدوارم با فاصله‌ی زمانی به من جواب دهند تا برای بازشدن وبلاگ به جای یک‌بار، دو بار از این دوستان ناصح و دلسوز تشکّر کنم. اگر کسی جایی دیگر هم این وبلاگ را فیلترشده می‌بیند، خبر دهد تا من هم پیش از مکاتبه و نوشتن پست تشکّر از دوستان فیلترینگ، آنان را لینک کنم.
خوابگرد:
۱- عنوان تیتر: ویر ِویراستاری؟!
خوابگرد جوابی جانانه به یکی از نظردهندگان پست «سنگ حجرالاسود» داده است که با نام «یک نویسنده» نوشته بود: «...ما غلط می‌نویسیم که می‌نویسیم، اگر همه درست بنویسند که شما ویراستاران از نان خوردن می‌افتید...»
۲- تیتر عنوان: چگونه یاد گرفتم از روایتهای قطعی بپرهیزم و به فرم محتمل پسامدرن عشق بورزم (محمّدحسن شهسواری)
فرید مدرسی:
مصاحبه با آیت‌الله العظمی غائبی زاوگی
ایشان که بیش از صدوچهل سال دارند و همدرس میرزای شیرازی بوده‌اند از دید اهل علم سالها پیش فوت کرده‌اند و معلوم نیست مدرّسی او را چطوری پیدا کرده است. دو تن از مراجع پس از شنیدن این خبر سکته کردند که حال مزاجی یکی از آنها وخیم گزارش شده است. آقای جنّتی با شنیدن این خبر گفته است: «یادش به خیر، من همان اوّل که او را دیدم گفتم این بچّه آینده‌ی درخشانی دارد.»
تورجان:
 ۱- اصلاح رده‌بندی القاب در حوزه:
طلبه: هرکس ادّعای طلبگی دارد ( به چیز بیشتری نیاز نیست)
حجّت‌الاسلام: هرکس عمّامه دارد (ایضاً)
آیت‌الله: هر کس دیگران او را آیت‌الله بنامند. با به عهده گرفتن مناصبی مانند ریاست قوّه قضائیّه یا رهبری می‌توان برای رسیدن به این لقب میانبر زد. (ایضاً)
آیت‌الله العظمی: هر کس شهریّه دهد. (ایضاً)
مرجع اعلم: هرکس شهریّه‌اش بیشتر باشد. (ایضاً)
۲- مجّله قیل شماره ۹۸:
آموزش عمّامه‌پیچی قمی، نجفی، مشهدی و کربلایی ( با لحاظ کردن سن و سال، لقب و دیگر شرایط در حجم، پیچ و ارتفاع آن) در مراسم عمّامه‌گذاری امسال آقایان. در پی اعتراض خواهران طلبه به عمّامه‌نداشتن آنها، قرار شد خانمهای مدرّس زیر مقنعه‌ی آنان سربندی خاص ببندند. عکّاسی مراسم آقایان به عهده‌ی مرتضی ابطحی بوده و علی اشرف فتحی از هر دو مراسم آقایان و بانوان گزارش تهیّه کرده است.
ایمایان:
نکات سبز- ۱۵۹(سر پل صراط)
ایماگر با اشاره به فروش هفتاد تابلوی بیست هزار دلاری موسوی از آب و نان داشتن جنبش سبز برای سران آن نوشته است. وی با طعنه‌زدن به بالا رفتن مظنّه‌ی تابلوهای میرحسین با انتشار هر بیانیّه، از کرکری زهرا رهنورد با او جهت فروش گرانتر تابلوهای خود خبر داده است. موسوی به یکی از دوستان خود گفته: «البتّه خانم رهنورد تاج سر ما هستند ولی ایشان رقیب من نیستند و من با چهار پنج تا بیانیّه‌ی دیگر سهراب سپهری و بعدش محمّد احصایی را هم پشت سر می‌گذارم.» ایماگر با اشاره به همکاران منشه امیر و سازمانهای آمریکایی و صهیونیستی در فضای مجازی و دلار و یوروی تضمینی کسانی که به فکر راه انداختن ماهواره هستند و منبعش هم نامعلوم نیست می‌گوید جنبش سبز برای بعضیها بدک نشد فقط سر ما بی کلاه ماند که ایشالا سر پل صراط جلو همه را خواهم گرفت.
سیبستان:
عیّارنمایان و دلارهای خیالی ما
( با سپاس همیشگی از همفکریهای مجتبی هروی)
بهمن آقا:
بولد کردن نوشته‌ی سیبستان
مهدی خزعلی:
خزعلی پس از آزادی از زندان از کشفیّات جدید خود نوشته است. از دید وی دانش مثلّثات علمی صهیونیستی است که به بهانه‌ی دانش، پای مثلّثها را به فرهنگهای دیگر باز می‌کند و در ایران آنوسیها در این باره نقش زیادی داشته‌اند. به محض ادغام دو مثلّث، ستاره‌ی منحوس داوود ساخته می‌شود که تبلیغ مفت و مجّانی صهیونیسم به شمار می‌آید. او در این باره به دو پست کشف ردّ پای صهیونیسم روی جلد رساله نوری همدانی و میدان انقلاب تهران اشاره کرده و مژده داده که به زودی نکات پشت پرده‌ی بیشتری را فاش خواهد کرد.
پ.ن: موضوع این ایما و بخش خزعلی تا به ذهنم رسید، به زندان افتاد! مردّد شدم که بگذارم یا نه که دیدم اتّفاقاً الآن وقتش است. زیر شمشیر غم، رقص را از ماتم‌گرفتن بیشتر می‌پسندم. امید، نشاط و سرزندگی، بزرگترین سرمایه‌ی جنبش سبز است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics