جمعه

دروغهای کوچک و راست بزرگ

                                                                                                    جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
  

۱- «دروغ کوچک» ترکیبی است که دو ویژگی/اشکال دارد که دوّمی مهمتر/فاجعه‌آمیزتر از اوّلی است؛‌ دروغ و کوچک‌شمردن آن. کوچک‌شمردن خود دارای جنبه‌هایی است؛ یکی بسیار آگاهانه‌بودن آن (هر دروغی کمابیش آگاهانه است)، دوّم بی‌اشکال‌دانستن آن و سدیگر پیامد این دو: تجویز آن. یعنی در صورت امکان باز هم گفته خواهد شد.
  
۲- سخت‌ترین گناه آن است که گناهکار آن را کوچک ‌بشمرد. (‌نهج‌البلاغه فیض الاسلام، حکمت ۳۴۰)‌
  
۳- روزها می‌گذرد و وزیران و اطرافیان احمدی‌نژاد هرچه بیشتر گفتار و کردار او را نقل می‌کنند. او دستکم یکی از دو نفری است که همچنان پیش‌بینی‌ناپذیر است (هرچند اینجا باید گفت:‌ پس‌بینی!). وزیر معزولش می‌گوید که در حالیکه ظهر با احمدی‌نژاد جلسه داشته، ‌در جمع هیئت وزیران می‌گفته که از صبح اصفهان بود و با چنان اطمینانی که وزیر به خودش شک می‌کرده نه به او! دروغ عادت احمدی‌نژاد بود نه تنها یکی از صفات او،‌ بلکه ملکه‌ی او شده بود. دروغگو به اینجا که می‌رسد از دروغگویی خود لذّت می‌برد چون می‌بیند که چگونه با یک زبان در دهان چرخاندن، واقعیّت را به سخره می‌گیرد؛ چیزی در مایه‌های قهرمان داستان باودولینوی اومبرتو اکو.
 
۴- مهندس ترکان گفته است که ما ابتدا دروغهایی کوچک درباره‌ی جنگ به امام می‌گفتیم تا اینکه مجبور شدیم یک راست بزرگ بگوییم تا قطع‌نامه پذیرفته شود. آمار رسمی شهدای ایران در جنگ ۲۱۳۲۵۵ نفر است و تعداد روزهای جنگ ۲۸۸۷. با این حساب هر دروغ کوچک اکر باعث ادامه‌ی جنگ به مدّت یک روز شده باشد، به کشته شدن بیش از ۷۳ نفر انجامیده است. آیا این دروغ کوچک بود؟ کسی که چنین می‌گوید و چنین کاری را کوچک می‌شمارد، باز هم دروغ نخواهد گفت؟
  
۵- رهبر نظام اصرار دارد که پذیرفتن توافق با غرب به خاطر تحریمها نبوده است. چند نفر از طرفداران وی این حرف را باور می‌کنند؟ صادق لاریجانی می‌گوید که قوّه‌ی قضائیّه را نباید تحت تأثیر فلان نهاد دانست. وقتی گزارش متّهمان نظام از تخلّفهای بازجویان و قاضیان به حدّ تواتر می‌رسد،‌ کدام را باور کنیم؟ صلواتی به سراج میردامادی می‌گوید که با تو کاری می‌کنم که دیگران به هوس برگشتن نیفتند؛ پس قضاوت بر اساس عدالت یعنی کشک. مرتضوی هر آنچه می‌خواست کرد تا امروز به خاطر فساد گسترده‌ی خود متّهم باشد. اگر وابستگی به فلان نهاد نبود، چرا او حالا در امنیّت است؟ مادر داور حسینی می‌گوید که همین صلواتی به او گفته که ما می‌خواهیم شما را نابود کنیم،‌ کاری کنیم که بروید گوشه‌ی خیابان موادفروشی کنید (جمله‌ای که باید در تاریخ قضایی ایران ماندگار شود)‌. لاریجانی می‌داند و دروغ می‌گوید یا اطرافیانش مانند اطرافیان آیت‌الله خمینی به او دروغهایی کوچک می‌گویند؟ دروغهای کوچک اطرافیان خامنه‌ای ایران را به کجا می‌برد؟ در نظر داشته باشیم که این بار ممکن است کسی پیدا نشود که به او یک راست بزرگ بگوید.
  
۶- جنبش سبز قیامی برای براندازی دروغ بود. می‌توان ادّعا کرد که تقریباً هرآنچه میرحسین در مناظره‌ها گفت، ‌درست از کار درآمد (آن هم از زبان اصولگرایان و اطرافیان احمدی‌نژاد) و هرآنچه مخالفانش گفتند، ‌نادرست، ‌اشتباه، ‌دروغ یا اتّهام بود. پاسخ آرام و موقّر میرحسین به حائری شیرازی نشان می‌دهد که هنوز پس از سه سال متین و خویشتندار است (دیگر نقل قولها را از وی، باید با این پاسخ سنجید که آیا درست هستند یا نه). میرحسین آمده بود که به نظام و رهبرش «یک راست بزرگ» بگوید.

۲ نظر:

Real Time Web Analytics