دوشنبه

جمله‌های سینمایی -۱۲

                                                                                                       دوشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۴
      
میس سانشاین کوچولو
الیو: پدربزرگ، من خوشگلم؟
پدربزرگ: تو خوشگلترین دختر دنیایی.
الیو: اینو همینجوری میگی.
پدربزرگ: نه واقعاً. من بدجور عاشقتم ولی این نه به خاطر هوشته نه شخصیّتت.
  
سنت وینسنت
اولیور(پسر): درخت باید بخشنده باشه، یعنی توان از دست دادن همه‌چیز و به‌دست نیاوردن هیچ‌چیز، بهترین حالتیه که یه درخت می‌تونه تو زندگیش داشته باشه.
مگی (مادر): پس پدرت باید پیش خودش فکر کرده باشه که من یه درختم.
 
خوش‌شانسها
تی کی:‌ وقتی توی هواپیمایی، راجع به سانحه‌ی هوایی حرف نزن.
کولی:‌ چرا؟
تی کی:‌ به همون دلیل که تو کشتی به مردم فیلم «تایتانیک» نشون نمی‌دن.

پشنهاد بی‌شرمانه
دایانا: اگه یه چیزی رو بدجور می‌خوای، ‌رهاش کن بره. اگه برگشت پیشت، برای همیشه مال توه و گرنه معلوم می‌شه از اوّلش هم مال تو نبوده.

غریزه‌‌ی اصلی
کاترین: کوکا (کوکایین) داری.
نیک: یه پپسی تو یخچال هست.
  
درخشش
وندی به دستنوشته‌های شوهرش نگاه می‌کند،‌ روی تمام صفحات فقط یک جمله نوشته شده است:
کار زیاد بدون سرگرمی، حوصله‌ی جک رو سر برده.

شاترآیلند
تدی دانیلز: کدوم بدتره؛ اینکه مث یه هیولا زندگی کنی یا مثل یه آدم خوب بمیری؟
  
پیشین: جمله‌های سینمایی -۱۱

۲ نظر:

Real Time Web Analytics