جمعه

درباره‌ی پزشکان

                                                                      ‌                                  جمعه ۲۵ تیر ۱۳۹۵
    
   
پس از ماجرای کیارستمی گفتند که هیچ صنفی بی‌عیب نیست؛ نه باید عیب را از اساس نفی کرد و نه باید اشتباه یا کوتاهی کسی را به پای همه نوشت. تا اینجا درست امّا بهتر است بپذیریم که ایرادهای ساختاری وجود دارد. ایرادهایی که مختص یک صنف نیست بخشی از آن عام است و بخش دیگر هم متأثّر از فرهنگ عمومی جامعه. حالا که نقد خام اجتماعی به جای شایعه‌های دهان به دهان، در فضای مجازی بازتاب می‌یابد، بهتر است از این موقعیّت استفاده کرد و به دنبال اصلاح امر بود؛ نه فقط یافتن مقصّر یا قاصر و احیاناً برخورد با آنها.

اطّلاع‌رسانی به بیمار در جامعه‌ی پزشکی ما درست و دقیق نیست یعنی الزاماً آنچه هست به بیمار یا اطرافیان او گفته نمی‌شود. یکی از نزدیکان به چشم‌پزشک مراجعه کرد و جواب شنید که «داری کور می‌شی». او که بیماری قلبی هم داشت واقعاً حالش بد شد ولی تاب آورد. درمان ادامه یافت ولی چشم او وضع نگران‌کننده‌ای نیافت. یک‌بار در جمعی که پزشک هم بود بحث این مورد شد و دوچشم‌پزشک حاضر گفتند که ما با کمی اغراق این را می‌گوییم و اوضاع برخی بیماران آنقدر هم بد نیست. جرّاح قلبی که در جمع بود گفت ما هم همینطوریم. در جرّاحی قلب گاهی شرایط پیش‌بینی‌ناپذیری پیش می‌‌آید. ما به اطرافیان بیمار می‌گوییم امید چندانی نداشته باشید؛ اگر جرّاحی خوب پیش نرفت که خواهیم گفت از اوّل گفته بودیم و اگر نه، ‌همه می‌گویند ما یک فرد رو به موت را نجات دادیم. اینها نتیجه‌ی برخورد بد اطرافیان برخی بیماران با پزشکان و شکستن تابلو آنهاست؛ پس مشکل چندوجهی است.

تفاوت قیمت درمان در بخش خصوصی و دولتی گاه خیره‌کننده است. چندسال پیش طلبه‌ای از دوستان که کلیه‌ی فرزندش دارای سنگ بود برای سنگ‌شکنی به بیمارستان مراجعه کرد و شنید که باید دوونیم میلیون تومان بپردازد. همان عمل با توصیه‌ی یکی از نزدیکان در بیمارستان دولتی با همان کادر پزشکی و تجیزات شد سیصدهزار تومان. تفاوت یک ذره و دو ذرّه نیست. وزیر فعلی ابتدای آمدنش تلاش کرد که مشکل پول خارج از تعرفه‌ی برخی پزشکان را حل کند ولی به نظر می‌رسد راه را درست نرفت. او با افزایش تعرفه سعی کرد که انگیزه‌ی پزشکان متخلّف را از بین ببرد ولی اشتباه می‌کرد چون انگیزه‌ی آنان مالی نبود تا از بین برود. پزشکی که بیشتر می‌گیرد می‌خواهد بگوید من گرانترم پس بهترم؛ درست مانند دیگر شغلها. با افزایش تعرفه او باز هم بیشتر خواهد خواست. ‌این وسط کلاه سر چه کسی می‌رود؟ بیمار بیچاره که باید پول بیشتری بدهد. اگر بگویند بازرس می‌گذارند که پیش از افزایش تعرفه هم می‌توانستند چنین کنند. یکی از نزدیکان به عمل پروستات نیاز داشت. یکی از دوستان خودش که اورولوژیست بود پس از دیدن عکسهایش گفت من این کار را نمی‌کنم چون خیلی خطرناک است و به او چند نفر از بهترنیها را معرّفی کرد. نفر اوّل مبلغی زیادی علاوه بر قیمت مصوّب خواست،‌ نفر دوّم بیشتر از اوّلی و نفر سوّم اصلاً بحث از این موضوع را در شأن خود ندانست و به زیردست خود ارجاع داد و او هم رقمی نجومی ارائه کرد. از میان افراد معرّفی شده تنها یک نفر (دکتر حسین نوربالا) حاضر شد که بدون دریافت مبلغ اضافی عمل کند که به بهترین شکل این کار را انجام داد.

طبعاً خوانندگان این متن هم خاطرات خوب و بدی از مراجعه به پزشکان دارند. من هم می‌توانم این فهرست را ادامه دهم. از میان شنیده‌های جسته و گریخته از نزدیکان و نقد درون‌صنفی خودشان می‌توان ادّعا کرد که زمان نقد تخصّصی و بی‌شائبه‌ی سیاست از جامعه‌ی پزشکی هرچه زودتر باشد، بهتر است. پزشکی شغلی است که یک اشتباه عادی در آن ممکن است هیچگاه جبران‌پذیر نباشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics