دوشنبه

عقب‌نشینی یک خاندان

                                                                                                    دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۶
   

مصاحبه‌ی اخیر مرتضی اشراقی نوه‌ی دختری آیت‌الله خمینی -درست پس از انتشار نامه‌ی کرّوبی- نکات بسیار زیادی دارد که فقط به یکی از آنها اشاره‌ی مختصری می‌کنم. او می‌گوید: «بدانید که مخالفت با ایشان (رهبر فعلی نظام)، مخالفت با امام(ره) است و مخالفان ایشان در حقیقت با امام مشکل دارند. اگر کسی این حرف را قبول نداشته باشد، پیرو امام(ره) نیست.»
  
به سختی بتوان این همه ادّعا را در دو-سه جمله جمع کرد ولی ایشان موفّق به این کار شده است؛ پس:
 
یک. هر مخالفتی با خامنه‌ای همان مخالفت با خمینی است. فرضاً اگر کسی بگوید که آیت‌الله خمینی می‌گفت نظامیان در سیاست دخالت نکنند و حالا رهبر نظام خلاف آن را می‌خواهد نیز بهتر است سکوت کند چون مآلاً متّهم به مخالفت با خود خمینی می‌شود. به عبارتی گفته اصل نیست بلکه گوینده اصل است. اشراقی راهکاری ارائه نمی کند که برای نمونه با تناقض فوق چه کنیم.
 
دو. مخالفت با امام جرم است یا شرک و خروج از دین؟ اگر کسی به فرض با گفتار یا کرداری از آیت‌الله خمینی بر اساس آنچه از دین می‌فهمد مخالفت کرد، حقّ اظهار نظر ندارد؟ آیا این همان شعار «مرگ بر ضدّ ولایت فقیه» نیست؟ آیت‌الله خویی، سیستانی و مراجعی که ولایت فقیه حکومتی را قبول ندارند یا همفکران و طرفدارانشان کجای داستان قرار دارند؟
 
سه. اگر کسی این حرف (مخالفت با این همان مخالفت با آن است) را قبول نداشته باشد،‌ پیرو امام نیست. تا جایی که ما می‌دانیم آیت‌الله خمینی به امکان خطای ولیّ فقیه و عزل او از حکومت معتقد بود و همین موضوع در قانون اساسی هم آمده است. نظریّه‌ی خمینی ایرادهای نظری فراوانی دارد ولی بت‌ساختن از ولیّ فقیه در عمل بیشتر کار افراطیان طرفدار رهبر فعلی نظام بود که حالا به اخلاف خمینی هم سرایت کرده است.
  
بخشی از نیروهای تغییرخواه به خاندان خمینی به عنوان همراه، امید زیادی داشتند ولی پس از حضور سیّدحسن در مراسم قالیباف که انتقادهای زیادی برانگیخت، سخنان اخیر سیّدعلی خمینی و اشراقی نیز به معنای پیوستن آنان به محافظه‌کارانی است که حاکم را در جایگاه ناپاسخگویی محض می‌نشانند. گذشت زمان نشان خواهد داد که چه اشتباه مهلکی مرتکب شده‌اند.

۵ نظر:

  1. این همونی نیست که ردصلاحیت شد؟ خاک بر سر!

    پاسخحذف
  2. سلام.
    خاندان خمینی کبیر رضوان الله علیه صلاحیت اظهار نظر در هیج مسئله ای از مسائل نظام را ندارند.
    اگر خمینی کبیر زهد و دوری از دنیا و تعلقات آن و ریاضت و تهذیب نفس و تلاش برای کسب اخلاص و رضای خدا وعمل به وظیفه را مهمترین وظیفه دینداری وبندگی خویش می دانست خاندان او بر خلاف ایشان با همه توش و توان مشغول درو کردن میوه های شیرین انقلاب اسلامی که به قیمت خون هزاران شهید بدست آمده است هستند.

    پاسخحذف
  3. این هم به ذهنم رسید که خمینی کبیر بارها روی منبر این حدیث را خواند که : «افضل الجهاد کلمه حق عند سلطان جائر.»
    قهرا اگر بین او و فرزندانش سنخیتی وجود داشته باشد خاندان او باید پیشتاز و سردمدار این راه باشند که می بینیم نیستند.
    ضمن اینکه اگر مثل سید احمد دروغگو و.دوستدار دروغ نباشند با کمی تحقیق ومطالعه نظر آن بز گوار در مورد رهبر فعلی براحتی قابل دستیابی است.

    پاسخحذف
  4. عقب نشینی اعوان و انصار جائر جماران نشین تازگی ندارد،از سال ٥٨ تا ٩٦ شما یک مورد پیدا کنید که این جماعت بدون کشتار پیشروی کرده باشند،،فاتحه این جماعت دیرئيست که خوانده شده است،منتهی هنوز به خاک جواز پذیرش نداده اند،پس چوب به جنازه مُرده متعفن این جماعت نمک به حروم نزنید،به عملکرد مصطفوی ها نگاه کنید تا دریابید که پرگویی و بیهودگی اشراقی کاملا بی ربط است،چرا خواجه حافظ شیرازی هم می داند که خواری طلبان سبز و بنفشِ قهوه ای شده،بت اعظمشان جائر جماران است و مخالفتشان با دیکتاتور برای کسب قدرت ١٥ درصدی و سهم خواهی بیشتر است و فقط تحریمیان و معترضین و براندازانند که به حق چشم دیدن کلیت نظام مشرکین را نداشته و ندارند و نخواهند داشت.
    از ایران ایلخانی گفتن بود که گفت:بی شرفی مصداق بارزتری از کلیت نظام مشرکین ندارد.

    پاسخحذف
  5. مفهوم «خاندان» یادآور بحث «آقازادگی» است و آدم را یاد فرزندان بسیاری از مراجع تقلیذ زنده و مرده می اندازد؛ فرزندانی که برخلاف پدرانشان، هیچی نشدند.

    پاسخحذف

Real Time Web Analytics