دوشنبه

پایان رابطه‌ی «گرگ‌ومیش»؟

                                                                                                  دوشنبه ۸ امرداد ۱۳۹۷
    
  
ترامپ در چرخشی آشکار اعلام کرده که بدون پیش‌شرط با ایران مذاکره می‌کند. این تصمیم عجیب یعنی اینکه تمام پیش‌شرطهای ۱۲گانه‌ی پیشین خود را ملغی کرده و برای گفتگو آماده است. آن پیش شرطها عملاً برای توافق‌نکردن ‌بود چون برخی از آنها مثل توقّف حمایت از حزب‌الله، ‌حماس و جهاد اسلامی یا توقّف توسعه‌ی موشکهای بالستیک یا آزادی زندانیان امریکایی ممکن نبود. از طرفی نظام حتّی در پیش‌شرطهای کوچک نیز حاضر نبود خفّت کوتاه‌آمدن در برابر شیطان بزرگ را بپذیرد. حالا چه اتّفاقی افتاده است؟ آیا این تصمیم تصمیم ناگهانی و شخصی است یا حاصل کار اندیشکده‌های مشاوره‌دهنده و مراکز آینده‌پژوهی؟ آیا از ابتدای شرط‌گذاشتن قرار بود کار به اینجا برسد و واکنش ایران به این چرخش چه خواهد بود؟
  
ابتدا باید از نقش افزایش قیمت دلار و طلا گفت که به شکلی عجیب و غیرعادی بالا رفت. بالارفتن قیمتها در دوره‌ی احمدی‌نژاد بر اساس میزان تورّم در دو کشور ایران و امریکا در سه دهه و پایین‌نگه داشتن دستوری و تصنّعی قیمت دلار توضیح‌پذیر بود. امّا افزایش قیمت دلار از زیر چهار هزار تومان تا یازده‌هزار تومان با واقعیّات اقتصاد ایران نمی‌خواند. شاید قیمت واقعی دلار بر اساس میزان افزایش نقدینگی باید نصف این مبلغ باشد. اینکه چه دستهای پشت‌پرده‌ای ماجرا را هدایت می‌کنند و چه مقدار هماهنگی از درون حاکمیّت با آنها همراه است، در توان افراد خارج از سیستم امنیّتی نیست ولی هرچه هست ممکن است رهبر نظام را مانند نرمش قهرمانانه‌ی دوره‌ی احمدی‌نژاد به این نتیجه برساند که کانالی ارتباطی با امریکا برقرار کند.
  
این کانال البتّه همیشه بوده ولی به شکلی مخفی امّا سفر وزیر خارجه‌ی عمّان با پیامی که نه مثل سابق از طرف رهبر نظام و بدون دخالت رئیس‌جمهور بلکه با مشارکت روحانی فرستاده شد حتماً در این چرخش بدون نقش نبوده است. برخی پایگاههای خبری از تلاش ایران برای چانه‌زنی در جهت آغاز مذاکره‌ی مخفی خبر داده بودند پس ظاهراً این اقدام ترامپ، کار ایران را راحت کرد ولی به این سادگی هم نیست. نظام هرقدر برای مذاکره‌ی پشت‌پرده آماده است (حتّی با پیش‌شرط) ولی برای مذاکره ی علنی دو رئیس‌جمهور آماده نیست چون خطّ بطلانی بر «مرگ بر امریکا» و «دشمن‌هراسی» معروف رهبر نظام می‌کشد. مذاکره‌ی ایران و امریکا در جریان مذاکرات برجام هم در ضمن شش کشور دیگر بود و نه به تنهایی. شاید آنان که ماجرا را تا اینجا کارگردانی کرده‌اند برای ادامه‌اش فکری کرده باشند، ‌مثلاً مذاکره‌ی دو وزیر خارجه با حضور اروپا.
  
از شروطی که امریکا برای ایران گذاشته بود و حالا هم به میان کشیده خواهد شد، برخی تقریباً از بین رفته‌اند مثلاً ایران در سوریه و عراق با از بین رفتن داعش نخواهد توانست حضور نظامی داشته باشد پس بهتر است که روغن ریخته را نذر امامزاده کند و به جای اینکه دست از پا درازتر برگردد، در ازای آن امتیازی کسب کند. گروگانهای امریکایی قابل مبادله‌اند و درباره‌ی مسائل دیگر هم می‌توان گفتگو کرد.
  
آنچه احتمالاً می‌تواند رهبرنظام را به پای میز مذاکره بکشند،‌ تجربه‌ی سوریه است. اگر خوش‌بین باشیم شکستهای پیاپی در سوریه بخش بزرگی از فرماندهان سپاه و سران نظام را از رؤیای شیرین نابودی اسرائیل پراند. ایران با حضور حدّاکثری نظامی نتوانست بیش از چند راکت به جولان بزند و در ازایش دهها تن از ایرانیان کشته و خسارات زیادی متحمل شدند. سوریه به عنوان میزبان ایران راضی به افزایش تنش با اسرائیل نیست و اسرائیل به قیمت باقی‌ماندن اسد، خواهان بیرون رفتن ایران از سوریه است. از آین دو مهمتر روسیه روابطی روبه‌رشد با اسرائیل دارد و پوتین هم نمی‌خواهد که ایران از سوریه به اسرائیل حمله کند. بازگشت از سوریه یعنی تجدیدنظر در سیاستهای توسعه‌طلبانه‌ی ایران در منطقه. به اینها دورخیز حماس برای به رسمیّت‌شناختن اسرائیل را هم اضافه کنید. حزب‌الله دست بالا از خاک لبنان حراست خواهد کرد و نخواهد توانست گزندی به اسرائیل برساند. ایران برای چه بدون متحدان عرب کاسه‌ی از آش داغ‌تر باشد و با دشمنی با امریکا تنشی اقتصادی را به جان بخرد که ممکن است به فروپاشی نظام بینجامد؟
   
تماس ایران و امریکا بیش از همه شاید به ضرر اسرائیل باشد ولی اگر این کشور هم به این نتیجه برسد که توافق جدید به معنای دورشدن ایران از مرزهایش است،‌ از آن بدش نیاید. رقبای منطقه‌ای مثل عربستان از مذاکره‌ای که عملاً به تقویت نظام خواهد انجامید حتماً خشنود نخواهند بود هرچند مانند برجام حفظ ظاهر کنند. روسیه نیز از اینکه ایران بتواند قدرت چانه‌زنی پیدا کند و رقبای اروپایی و امریکایی در آینده‌ی نزدیک یا دور به بازار ایران راه یابند خوشحال نخواهد شد.  دلواپسان داخلی که اساساً هویّتشان در دشمن‌تراشی است گروه دیگری‌اند که از همین حالا رضه‌خوانی خود را اغاز کرده‌اند. گروهی که نام آنان را «دلوپسان خارجی» گذاشته‌ام نیز نباید راضی باشند. اینان جمعی از خارج‌نشینانند که با سنّت و مذهب حاکم بر نظام نسبتی ندارند ولی زیر تبلیغات سنگین غرب به تصوّری آرمانی از وطن آویخته و با بزرگ‌کردن نقش استعمار خارجی و چشم‌فروبستن بر استحمار داخلی عملاً در خدمت نظام حاکم بر ایران درآمده‌اند و از دور برای امریکا رجز می‌خوانند بی‌آنکه در رنج مردم این سرزمین با آنها شریک باشند. براندازان که با خروج امریکا از برجام به طمع افتاده بودند و بخشی از آنها برای فردای براندازی خیالبافی هم می‌کردند دسته‌ی آخرند.
  
موقعیّت کنونی مانند پایان دهه‌ی شصت است؛ رهبرنظام در اواخر عمر خود به سر می‌برد و روحانی نقشی شبیه هاشمی رفسنجانی دارد. رفسنجانی که توانست پیش از مرگ آیت‌الله خمینی جنگ را خاتمه ببخشد با تأسّف می‌گفت که نتوانست موضوع رابطه با امریکا (و ادغام ارتش و سپاه) را حل کند. آیا روحانی می‌تواند کار نیمه‌تمام رفسنجانی را به سرانجام برساند؟ 

۵ نظر:

  1. پایان دهه‌ی هفتاد،یا پایان دهه ی شصت؟
    موقعیت کنونی مانند اوائل دهه ی شصت است،نه پایان دهه ی هفتاد‌!
    وقتی تخم تره حروم لقمه اکبرکوسه اقرار کرد که:طوفانی در راه است و وضع حتی بدتر از زمان پذیرش قطعنامه ٥٩٨ است،پیرمردی از جا برخاست و عصایش را بالا برد و گفت:پس شما از اونموقع تا حالا چه گهی خوردید حرومزاده هاااا؛مجلس که بهم ریخت،جوانی با صدای رسا دَم برآورد که برای سرنگونی نظام مشرکین و اعوان و انصار دلسوز و دلواپسش صلوات...
    از ایران ایلخانی گفتن بود که گفت:طنز ماجرا اینجاست که سبز و بنفش های قهوه ای شده انگشت جوهری،از تهران و امریکا و انگلیس و کانادا به انقلابیون و براندازان «نظام مشرکین» انگ بی وطنی میزند.

    پاسخحذف
  2. جناحهای جنگ‌طلب درون نظام به این سادگی رضایت نمی‌دهند. بیانیه سردار جعفری یک نمونه از دیدگاه تندروان حلقه‌ قدرت است. مگر شرایط اقتصادی فشار بیشتری بیاورد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. جناحهای دیگری هم هستند. وقتی هنوز صادرات نفت هست اوضاع این باشد، بعدش چه خواهد شد؟ کمی عقلانیت مساوی با آمادگی برای مذاکره است.

      حذف
  3. سلام
    اولا رهبر آب حیات خورده است و تا روز موعود که امر الهی غالب شود وجود خبیثش را باید تحمل کنیم.
    شما و همه دوستان و همه حقیقت خواهان را دعوت می کنم به خواندن کتاب « کمیته 300 کانون توطئه گران جهانی ».
    بنظر می رسد بروز سانی و نگارش جدید این کتاب لازم و ضروری است.
    صاحبان قدرت و ثروت هستند که تمام حوادث دنیا را رقم می زنند و آنگونه که تمایل و منفعت دارند اتفاقات جهان را رهبری و مدیریت می کنند.البته در این راه از همه هستی و کائنات خصوصا علوم خفیه وماورائی بهره های فراوان می برند.
    اگر کسی آگاهی و اطلاعات دقیق و به روز و قدرت بازی خوانی بالا داشته باشد می تواند حوادث آینده و نوع تعامل دولتها را براحتی پیش بینی کند.
    شادروان پروفسور کارولوکس پدر هوش مصنوعی ایران که اعتبار و افتخار دانشکده برق دانشگاه تهران و ایران بود جایی گفته بود و به درستی هم گفته بود که نتایج تمام مسابقات ورزشی از قبل تعیین شده است !
    تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
    حاکمان ایران و همه کشورهای دنیا لزوما چاره ای ندارند الا اینکه تابع تصمیمات نظام سلطه باشند.دقیقا همان راهبرد و همان برنامه ای که برای اداره دنیا اجرا می شود در ایران بکار می رود.
    یعنی حاکمان ایران خودشان عمدا مسائلی را ( از جمله جنگها و تنش های داخلی وخارجی ) طراحی و اجرا می کنند و خودشان هم آن را مدیریت می کنند و وقتی به اندازه کافی منافع و مطامعشان تامین شد برنامه را به نتیجه از پیش تعیین شده و مطلوب خودشان می رسانند و در این میان جز زد و بندهای هدفمند و برنامه ریزی شده و هدایت بازیهای پنهان پشت پرده ، هیچ چیزی برایشان اهمیت ندارد.
    در مورد دلار فقط اشاره می کنم به یک مورد.
    در حالی که سیستم بانکی ما سالهاست که تحریم ومسدود است و توان رجیستر کردن یک برگ دلار آمریکا را ندارد یکی از متولین را تهییج وتشویق کردند وهمه مجوزات امنیتی و قانونی لازم را برایش فراهم کردند تا ده هزار پالت دلار آمریکا وارد کند .به محض ورود پالت ها ، بار را مصادره کردند!
    آن بدبخت فلک زده 400 پالت هدیه کرد تا به دستبوسی رهبر مشرف شود.بعد از کلی رایزنی ( بخوانید التماس ) دستور داد ده درصد پالتها را به او برگردانند .
    این چنین است که الان بانک مرکزی کمبود ارز دارد و ارز در بازار تزریق نمی کند اما سپاه تند وتند کیف وپالتی را که حتی یک ریال بابتش پرداخت نکرده به قیمت روز می فروشد و پولش را به جیب می زند.

    https://infu.ir/-300/

    پاسخحذف

Real Time Web Analytics