جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵
برای رسیدن به هر هدف یا اقدامی به امید نیاز است؛ امیدی آنچنان قوی که بتواند موانع پیشرو را کماهمیّت بشمارد و برای رفع آنان چارهای بیابد. حتّی اگر امید تا درجاتی به آرزو بدل شود هم جا دارد ولی اگر این آرزو آنچنان بزرگ و رؤیایی باشد که به تنهایی انگیزهی عمل شود و مراحل رسیدن به هدف را ناچیز بشمارد، ممکن است در عمل به فاجعه بینجامد؛ این آرزو گاه گذاشتن حد زمانی ۲۵ساله برای نابودی اسرائیل است و گاه حملهی نظامی به ایران برای تغییر نظام. تفاوت آن امید و این آرزو عقلانیّت است و دوراندیشی.
جدال مخالفان حملهی نظامی با مدافعان آن پیش از اسفند ۱۴۰۴ گرچه به ظاهر دربارهی قانونی یا اخلاقی بودن/نبودن آن بود ولی در واقع به امکان آن برمیگشت. به گمانم حتّی موافقان بل مشوّقان این حمله از سابقهی چنین حملاتی در گذشته خبر داشتند و میدانستند اگر چنین کاری توجیه شود فردا هر کشور قدرتمندی میتواند آن را دستاویز تجاوز کند ولی رؤیای تغییر نظام آنچنان قوی بود که نمیگذاشت چشمان خود را باز کنند و عاقبت کار را ببینند.
تکلیف اسرائیل مشخّص است که به داشتن تاکتیک قوی و نداشتن استراتژی بلندمدّت شهره است. الگوی عمل اسرائیل ضربهی کوبندهی ابتدایی و بلاتکلیفی در طولانیمدّت است. نمونهی آن را در سرزمینهای اشغالی و اخیراً لبنان میبینیم. ترامپ هم پدیدهای جدای از دیگر رئیسجمهوران امریکاست که به طرز غریبی گرفتار ذهنیّت کودکانه و سادهانگار خود است. او و نتانیاهو زوج کاملی را تشکیل دادهاند. لازم به یادآوری نیست که وی تا اینجا به رغم داشتن بزرگترین ارتش دنیا نتوانست به هیچکدام از اهداف اعلامشده (تغییر نظام، از بینبردن برنامهی هستهای و انهدام توان موشکی) برسد یا حتّی نظام فعلی را به تسلیم بکشند بلکه مشکلات دیگری را هم آفرید و آن هم شکاف بیسابقه در ناتو و بستهشدن تنگهی هرمز بود.
ایران عملاً از دو اهرم فشار معادل بمب هستهای رونمایی کرد که حتّی بیش از آن توان بازدارندگی دارند: یکی بستن تنگهی هرمز و دیگری امکان حمله به زیرساختهای کشورهای جنوب خلیج فارس. دربارهی اوّلی که بسیار گفتهاند و اوّلین و بزرگترین شوک را به امریکا وارد کرد و سبب اصلی آتشبس شد. دوّمی هم به احتمال قوی مانع ادامهی جنگ خواهد شد. آخرین کارت متجاوزان -پس از ناکامی در به تسلیمکشاندن نظام- زدن زیرساختها بود که با حمله به تأسیسات نفتی، گازی و فولاد آغاز شد ولی جواب سریع ایران با زدن تأسیسات امارات، کویت و قطر باعث توقّف آن حملات شد. از اسرائیل انتظار هیچگونه تعقّلی نمیرود ولی حتّی دولت کودن ترامپ هم میداند که در صورت زدن زیرساختها، ایران میتواند همین کار را با کشورهای جنوب خلیج فارس بکند. امریکا کارت جدیدی برای رو کردن ندارد ولی ایران بابالمندب را برای روز مبادا نگه داشته است.
حملهی ترامپ هدیهای به نظام ایران بود که چرا و چگونهاش را بعد مینویسم. تنها نکتهای که باقی میماند پیوستن برخی اهل اندیشه و فعالان اجتماعی به کمپین تجاوز پیش و پس از حمله بود. از سیاستزدگان هیچ انتظاری نمیرود ولی امیدوارم آنان از خواب بپرند و بدانند که هر تغییری در ایران زمانبر و دشوار است و راهحلهای قطعی و کوتاه برای تغییر در یک جامعه جواب نمیدهد.
یکی از پیامدهای قطع سه ماهه اینترنت خاموشی صدای کسانی بود که بین دو طیف مدافع و برانداز قرار میگیرند. شاید هم سیاه و سفیدکردن فضا خواست حکومت باشد.
پاسخ دادنحذفبه هرحال خوشحالم که هنوز ایمایان پابرجاست.
شاید از نظرت من هم جزو آرزوزدگان باشم. فقط یه سوال:
پاسخ دادنحذفاگر دقیقن صبح روز بیستم دی حمله میشد باز هم همین حرفا رو میزدی؟
در ضمن... خوش برگشتی.
در کلیّت یعنی مخالفت با هرگونه حمله به ایران نظرم همین بود ولی واقعیّت میدانی حتماً تفاوت میکرد. البتّه به این معنا نیست که اعتراضات به سرانجام میرسید امّا کار بر نظام سخت میشد. این هم از خوششانسی نظام و حماقت ترامپ و شرکا.
حذفاز نظر اخلاقی تشویق به حمله از طرف خودم درحالی که لزومن من هزینه ی جانی/مالی اش رو نخواهم داد مردوده. ولی به هر حال من هم از حمله ی امریکا اگه منجر به رفتن ج ا می شد در درون خوشحال بودم ... حال که این اتفاق نیفتاده این حمله فقط خسران مبینه. تنها معادله ی پراگماتیک که حمله به ایران رو قابل توجیه می کنه هزینه ی حمله کمتر از هزینه ماندن ج ا باشه .... نشد .. و شاید بدتر شد ... بله من هم آرزوزده هستم ...
پاسخ دادنحذف