صداگذاری روی واقعیّت

                                                                                                                شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵

فیلمسازی بر اساس «چشم‌چرانی» همانقدر که به‌خاطر اصل خود ایده جذّاب است،‌ می‌تواند خطرناک هم باشد چون طیّ سالها به‌اصطلاح رسّ‌ آن کشیده شده و فیلمهای پرشماری -از سینمای هنری تا عامه‌پسند- بر اساس آن ساخته شده‌اند. فیلم «داستانهای موازی» فرهادی که گویا بر اساس فیلم معروف کیشلوفسکی ساخته شده، چیزی جز دیدزدن با تلسکوپ را از آن فیلم نگرفته و معلوم نیست که چرا «برداشت آزاد» یا حتّی اقتباس از این فیلم خوانده می‌شود. تنها وجه مشترک این فیلم با آن فیلم، موسیقی مختصر و مفید پرایزنر است. چه خوب که فرهادی دست از موسیقی‌هراسی برداشت.

  

فیلم به دو بخش کاملاً مجزّا تقسیم می‌شود، یکی جایی که نویسنده‌ای به بن‌بست‌رسیده (ایزابل هوپر) سه نفر را در ساختمان مقابل زیرنظر دارد و بر اساس آنها رمانی می‌نویسد و دیگری وقتی که خدمتکارش سعی می‌کند با زن روبه‌رویی تماس برقرار کند. نیمه‌ی اوّل به‌ سبب ابهام آشنای ناشی از فاصله بین واقعیّت و تخیّل سرپاست و برخلاف نظر ویراستار سخت‌گیر نویسنده (کاترین دونوو) می‌تواند خواننده/بیننده را به دنبال خود بکشد ولی بخش دوّم که قرار است فاصله‌گذاری فرهادی با فیلمهای مطرح حول این موضوع باشد، در سرازیری می‌افتد.

 

در نیمه‌ی اوّل با نویسنده‌ی ناکام و مسنّی مواجه‌ایم که دست به رؤیاپردازی می‌زند، پس به شیوه‌ی مرحوم هیچکاک می‌توان گفت: «این فقط یک داستان/فیلم است» و خیلی سخت‌گیری نکرد. نویسنده با دیدن دو مرد و یک زن، به سراغ دم‌دستی‌ترین طرح می‌رود یعنی نوعی مثلّث عشقی بین آنها که به قتل می‌انجامد. تبدیل واقعیّت به داستانی که قرار است توجّه خوانندگان را جلب کند. تا اینجا مشکلی نیست امّا وقتی فیلم به نیمه می‌رسد و تعلیق خاصّی باقی نمانده و داستان قرار است بر اساس روانشناسی شخصیّتها و بررسی رابطه‌ی علّت و معلولی بین رمان و زندگی آن سه شخصیّت پیش برود، کار خراب می‌شود.

 

اینجاست که سؤالها شروع می‌شود: دزد جوان در ظرف چه مدّت زمانی و با کدام انگیزه‌ی قوی می‌تواند یک رمان را رونویسی کند؟ آن سه شخصیّت که از فرط فشردگی کار روزانه فرصت استراحت کافی ندارند چطور می‌توانند این رمان را بخوانند؟ بقیّه‌ی جزئیّات -مثل فراموش‌کردن آن همه کاغذ روی میز در کافه- درست طرّاحی شده‌‌اند؟ تا برسیم به تأثیر تخیّل روی واقعیّت. سه نفر ساختمان روبه‌رو آدمهای حرفه‌ای و معقولی به نظر می‌رسند؛ واقعاً پیر متأثّر از رمان خانم نویسنده به برادر و همکارش شک می‌کند و به آن شکل ناشیانه می‌خواهد آنان را دید بزند؟ آن هم وقتی کارگران هنوز استودیوی آنان را ترک نکرده‌اند؟ مستخدم دقیقاً باید در همین اثنا از راه برسد؟ از میان انگیزه‌های بسیاری که برای ورود او به آپارتمان بغل می‌توان برشمرد، چرا مستخدم فکر می‌کند که پیر برای دیدزدن آنها وارد آنجا شده است؟ در ضمن فراموش نکنیم که پیر می‌داند که با رفتن روی بالکن، خود را در معرض دید جوان چشم‌چران روبه‌رو بلکه همه‌ی عابران خیابان می‌گذارد. زن مستخدم چرا با سیلوی تماس می‌گیرد و چرا باید با نیتا درباره‌ی ظنّ خود حرف بزند؟ می‌دانیم همسر کریستوف بیمار است ولی این موضوع و طرح داستانی رمان انگیزه‌ی کافی برای تعرّض به نیتاست؟ واقعیّت پر از ندانسته‌ها، شک و پرده‌پوشی است؛ چرا اینجا شخصیّتها هرآنچه می‌دانند -به شیوه‌ی سریالهای ایرانی- با دیگران در میان می‌گذارند؟

 

واقعیّت بسیار پیچیده و تودرتوست، داستانهایی موفّق‌اند که نوک کوه یخ را به خواننده/بیننده نشان می‌دهند و بقیّه را به عهده‌ی او می‌گذارند. اگر کسی تلاش کند که واقعّیت خود را به مثابه‌ی دانای کل با تمام جزئیّات بازسازی کند،‌ بعید است موفّق شود چون ما واقعاً دانای کل نیستیم. برای کوتاه‌کردن سخن بد نیست نگاهی به یک فیلم با همین درونمایه و بازسازی آن بیندازیم. از میان بسیار فیلمهای بر اساس دیدزدن که در نقدها فیلم فرهادی را با آنها مقایسه کردند، یک فیلم از قلم‌ها افتاد. فیلم «آپارتمان» با بازی همین ونسان کسل و مونیکا بلوچی یک فیلم کالت فرانسوی است که اگر پایان‌بندی مناسبی داشت، می‌توانست یک اثر برجسته‌ی جهانی هم باشد. موتور محرّک فیلمْ مونیکا بلوچی و هاله‌ی اسرارآمیز و دلپذیر اطراف اوست. در بازسازی امریکایی این فیلم (Wicker Park) کل رمزوراز فیلم اصلی با ورّاجی دایان کروگر و دیگر شخصیّتها از بین می‌رود. نیمه‌ی اوّل فیلم «داستانهای موازی» بیشتر مبتنی بر مشاهده است ولی وقتی نوبت به صداگذاری روی آن می‌رسد؛ داستان افت می‌کند. کاش یکی به سخت‌گیری ویراستار سیلوی پیش از ساختن فیلم بعدی فرهادی فیلمنامه‌اش را بخواند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.

Real Time Web Analytics