جمعه

عبّاس لبوفروش


هر روز اتّفاقی نو موج اعتراض‌های عامّه‌ی مردم یا خواص را به دنبال دارد.این موج می تواند به دلیل فیلم یا اظهار نظر یا نامگذاری ِاشتباه و موهن ِکس یا کسانی در خارج از کشور باشد یا تصمیم ِموسمی ِحاکمان که نیازی به مثال آوردن ندارد؛ به هر حال این مخالفت‌ها اکثراً به بیان ساده‌ی آن منتهی می‌شوند و یا حداکثر به طومار نوشتن و امضا جمع کردن. امّا من به کیفیّت بیش از کمّیّت اهمیّت می دهم. تا به حال فکر کرده‌اید نوع ِمتفاوت اعتراض چقدر می تواند آنرا مؤثّرتر کند؟


فیلم نازل ِموج مرده‌ی حاتمی کیا توسّط سپاه ممیّزی شد. تا اینجا که مسأله‌ی عجیبی رخ نداده بود ولی آنچه باعث شد که او آن سال جشنواره‌ی فجر را به هم بریزد- علیرغم ضعف آشکار فیلم به نسبت دیگر کارهای او- تمهید ساده ای بود که در جلسه‌ی پرسش و پاسخ به کار بست. او راش‌های قطع شده یا حذف شده‌ی فیلم را آورد و جلو میز چید وگفت که به اینها احتیاجی ندارد و می توانند برای خودشان بردارند یا دور بریزند یا مضامینی نزدیک به این. همین ترفند کوچک آن جلسه را پرشوروشر کرد. چندی بعد یکی از فیلمسازان که فیلمش را از یکی از مهم ترین سینماهای تهران به دلیل فروش ِپایین می خواستند بردارند، گفت که روز برداشتن فیلم، جلو سینما در حضور مردم نگاتیوهای فیلم را آتش خواهد زد، همین تهدید باعث شد که آن فیلم مدّتی دیگر نیز در آن سینما دوام بیاورد.


همیشه فکر می کردم که چه می شود اگر چهره‌ای سرشناس پس از آنکه کتابش مجوّز چاپ نگرفت یا فیلمش نمایش داده نشد به گونه‌ای اعتراض هنرمندانه – که مسؤولان نتوانند از او ایراد بگیرند- دست بزند. تصوّر کنید عبّاس کیارستمی پس از عدم اکران فیلمهایش و پس از خبررسانی اوّلیّه به خبرنگاران، روزی یک گاری لبویی را بردارد و در یکی از میادین شهر لبو بفروشد که یعنی در این ولایت من ِهنرمند را اینطور می پسندند. فکر می کنید که بازتاب آن در خبرگزاریهای داخلی و خارجی چه خواهد بود؟


در مطلب« هیبت واقعیّت» نوشتم که همیشه واقعیّت از خیال برتر است، اینبار نیز همینطور شد. حمید سمندریان نویسنده و کارگردان شناخته شده‌ی تآتر در مصاحبه‌ای از دوران تلخی می گفت که به آثار او مجوّز اجرا نمی دادند و ایشان را به قول معروف با وعده و وعید دست به سرمی کردند. تا اینکه فکر اعتراضی جالب  به ذهنشان می رسد گروه تآتر همگی با هم یک رستوران راه می اندازند تا بگویند شأن هنرمند اینجا در حدّ یک گارسون است. فکر می کنید نتیجه چه شد؟ مسؤولان تآتر پس از آگاه شدن از کارشان پیغام فرستادند که تازه به جایگاه اصلی خود برگشته‌اید! بله،همیشه تیر به هدف نمی نشیند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics