چهارشنبه

براي چه‌گوارا


       
و مرد افتاده بود

یکی آواز داد: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

دو تن آواز دادند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

ده‌ها تن و صدها تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد همچنان افتاده بود.

تمامی آن سرزمینیان ِگردآمده اشک ریزان خروش برآوردند: دلاور برخیز!
ومرد به پا خاست
نخستین کس را بوسه‌ای داد
و گام در راه نهاد.

گابریل گارسیا مارکز- ترجمه: احمد شاملو

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics