چهارشنبه

حسام، خلف ِحشمت


انتشار نوار باقدسیان2 ورود حسام لرنژاد به موسیقی ایران بود. عندلیبی با کاست باقدسیان1 و خوانندگی پیام عزیزی موفّقیّت دیگری را تجربه کرده بود و حالا با صدای شش دانگ و نیرومند حسام و تلاشی که در جهت به روز کردن موسیقی خانقاهی کردستان انجام داد، گامی نو به پیش برداشت. برخی از ناآگاهان این نوار را تقلیدی از موسیقی ترکی دانستند که به دلیل اجرای برخی از ملودیهای آن توسّط خوانندگانی مثل ابراهیم تاتلیسس بود و صدالبته این نسبتی نارواست. چون این ترکها هستند که موسیقی مناطق کردی مثل بادینان  را به ترانه های پاپ تبدیل می کنند نه برعکس. کردستان بخشی از جغرافیای فرهنگی ِایران بزرگ است و موسیقی آن زیر مجموعه ای از موسیقی ایرانی.


حسام، فرزند استاد حشمت لرنژاد از خوانندگان قدر کردستان است که بی هیچ مجامله‌ای برخی از تصنیفهای کردی‌ای را که اجرا کرده از اجراهای مشابه شهرام ناظری بیشتر می پسندم، صدایی خسته و طنین دار که در میانه‌ی ضبط نوار« کرماشان» با آهنگسازی کیخسروپورناظری از خواندن باز ماند و باقی کار را سیدجلال الدین محمّدیان انجام داد. حالا فرزندش به میدان آمده است.


چهره ی مهمانانی که نه زبان فارسی می دانستند و نه از موسیقی فارسی سردر می آوردند فراموش نمی‌کنم که حین پخش تصنیف« خالق یکتا» چگونه خیره به تلویزیون مانده بودند. او پس از آموزش های اوّّلیه نزد پدر زیر نظر محمدجلیل عندلیبی به فراگیری کلاسیک ِموسیقی سنّتی پرداخت و ابتدا با این کاست و بعد با نوارهای« ستاره» و« مطرب» کار خود را ادامه داد.

نوار مطرب با هر معیاری یک شکست بود. خامی و بی تجربگی آهنگساز و ناآشنایی حسام با زیر و بم موسیقی پاپ باعث شد که کاری ضعیف ارائه شود. یکی از مشکلات این نوار و حتّی نوارهای قبل، ادبیّات ضعیف آنهاست. خوانندگان برجسته همیشه با راهنمایی و مشورت ِادیبانی که دستی هم در موسیقی دارند اشعار خود را انتخاب می کنند ولی عندلیبی با گذاشتن اشعار سروده‌ی خود به کیفیّت آثارش لطمه زده است که امیدوارم هم در آثار بعدی دست از این کار بردارد و هم این آهنگ ها را با اشعاری در خور مجدّداً ضبط کند. صدای قدرتمند حسام با هیچ توجیهی نمی‌تواند مدام به خواندن اشعاری در گله از« زمونه» و دلشکستگی و آه و ناله‌هایی از این دست بپردازد. صرف نظر از نوار مطرب و کاستی‌های ادبی و برخی از مسائل فنّی که خبرگان باید به آن بپردازند نه یک شنونده‌ی عادیِِِِِ، مثل ترکیب بندی سازها – که برخی اوقات ما را به یاد موسیقی عربی می اندازد- و صدای کم تعداد و ضعیف گروه کُر در هردوکار و افراط در استفاده از سازهای الکترونیکی- که به اصالت موسیقی محلّی لطمه می‌زند- ومسائلی از این دست، ورود حسام را به عرصه‌ی موسیقی باید به فال نیک گرفت. ابتدا با شنیدی صدایش آرزو کردم- و هنوز می کنم- که ای کاش از ابتدای نوجوانی پیش استادی مثل شجریان می رفت تا به ستاره ای بی بدیل در موسیقی تبدیل شود. هر چه باشد استاد ِآواز، خود باید خواننده باشد. هنوز هم شاید دیرنشده باشد و حسام با پرهیز از خواندن آثار تبلیغی ضعیف در صداوسیما و شرکت در کارگاه آواز شجریان شاید بتواند تاحدودی جبران مافات کند تا شاهد ظهور صدایی متفاوت در موسیقی ایران باشیم. همین الآن هم حسام با آلبوم باقدسیان2 وتصنیفهایی مانند«دلستان» با شعر سعدی و« الله الله» با شعر ِشیخ خالص از آلبوم ستاره که در انتهای آن اذان می‌گوید می‌تواند این نوید را به ما بدهد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics