جمعه

لاريجاني‌ها

           
دو برادر مانند دوقلو می مانند که به فاصله‌ی چند سال به دنیا آمده باشند، بسیار شبیه به هم. صادق لاریجانی روحانی و فقه و اصول خوانده و متخصّص علم کلام و جواد علاوه بر دروس سنّتی ریاضی و منطق و فیزیک خوانده و سیاستمدار است. برادر جوانتر عضو شورای نگهبان و معتمد رهبری است، دوّمی در هیچ پست دولتی –شاید به دلیل استقلال رأیش- مدّت زیادی نپاییده است. اوّلی در مناقشات جدلی و کلامی دهه‌ی هفتاد با سروش معروف شد و به ما آموخت که در میدان جدل چه حق‌ها که از دو طرف فرو گذار نمی شود. در جوانی از اطرافیان سروش بود و مقاله‌ای را در کتاب علم چیست، فلسفه چیست برایش ترجمه کرده بود که نامش هم ذیل مقاله در چاپهای اوّل هست و بعد که این مسائل پیش آمد نامش- در کاری غیر حرفه‌ای – از کتاب حذف شد. جواد ولی اهل این مناقشات نیست و خیلی آرام در کتابی که درباره ی سنّت و مدرنیسم نوشته به بعضی ریشه‌های عقاید او اشاره می کند. اوّلی  هر حدیث و روایتی را می کوشد که به گونه‌ای بر وضع موجود منطبق کند و دوّمی در گفت وگو با ایران جوان ِمرحوم تا جایی پیش رفت که به دفاع از رقص به عنوان یکی از هنرهای شش گانه‌ی یونانی پرداخت. سخن های روزهای اخیرش که نمی توان کشوری را - اشاره به اسرائیل- از روی زمین حذف کرد و ادامه ی مطالبش که بوی نوعی لزوم ارتباط با اسرائیل می داد شنیده‌اید. دلیل این همه تفاوت چیست؟


دلیل زیاد است یکی جامع بودن جواد است که افق دیدش را وسیع کرده است، صادق پا را از علوم مصطلح حوزوی فراتر ننهاده است و جواد با فراگیری علوم تجربی در چند فنّه بودن به داییشان یعنی آقای حسن زاده‌ی آملی شبیه‌تراست. ولی عامل اساسی ِتفاوت از دید من زیستن در خارج از کشور است. معجزه‌ی گفت و گو به حرفهای ردّ و بدل شده نیست بلکه به خود ِچشم در چشم ِمخالف دوختن است تا بیابی چقدر به تو شبیه است و هر گاه این اتّفاق افتاد معجزه شده خواه به توافقی دست بیابید یا نه. به این اسامی توجّه کنید: سیّد محمّد حسینی بهشتی، محمّد مجتهد شبستری و سیّذ محمّد خاتمی هر سه مسؤول دفتر اسلامی مرکز هامبورگ بوده‌اند با تفکّراتی شناخته شده. نمی گویم قاعده‌ی بی‌استثنایی است و نمونه‌های نقض هم هست. مخملباف به گفته‌ی خود اوّل بار زمانی به عقایدش شک کرد که پا را از کشور فراتر نهاد. گویی انسان به بلوغ می رسد یا از جهاداصغر به اکبر؛ از دشمن دیدن ِافراد تا یافتن ِدشمن ِاصلی که جهل ِخفته در درون ِماست.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics