شنبه

دو سال ِدشوار


          
خیلی مطمئن نیستم که شخص دوّم مملکت را در کشوری که شخص اوّل با اقتدار و داشتن دولتی پنهان مدیر اصلی کشور است، تا چه حد می توان رئیس نامید ولی همین که او منتخب بی واسطه‌ی مردم است شایسته‌ی تأمّل بیشتری است.


مطلبی را از نشریّه‌ی مرحوم پیام امروز به یاد می آورم که به دلیل سخت بودن ِپیداکردنش از میان انبوه مجلّات فعلاً همین نقل قول تقریبی را از من بپذیرید. پس از کنار رفتن بنی صدر، مجلس که مملوّ از شور و نشاط و امید به آینده بود جلسه‌ای گذاشت ولی در آن میان روحانی جوانی نه تنها سخنی به همراهی جمع نگفت بلکه کلامی در جهت اینکه کار تمام نشده و هشدار نسبت به آینده را ایراد کرد که نوعی مخالف خوانی به حساب می آمد. این روحانی که بعدها به وزارت و ریاست جمهوری رسید کسی جزسیّدمحمّد خاتمی نبود که به نوعی تمایز خود از دیگران را به نمایش گذاشت.


دیشب به مستندی به نام روح الله از شبکه‌ی تلویزیونی المنار نگاه می کردم آخرین بخش آن سخنرانی آقای خمینی بود و آخرین جمله‌های او درباره‌ی ادّعای سران غرب پیرامون ِاسلام و اینکه چه چیز با اسلام سازگار است یا نه. ایشان گفت من نمی دانم آنها کی می خواهند عروةالوثقی را حاشیه بزنند؟ این کلام کنایه‌ای به اسلام شناسی آنان بود چون در حوزه، حاشیه‌ی فقهی زدن بر عروه نشانگر اجتهاد یک شخص است. پس از گفتن این متلک، شلیک قهقهه میان جمع پیچید ولی همان روحانی جوان که ردیف جلو میان حضّار نشسته بود حتّی لبخند هم نزد.


سیّد محمّد خاتمی که بنیادگزار انقلاب او را فرزند صالح خود خوانده بود، هشت سال دشوار را پشت سر گذاشت و الآن گرچه از دید من در اولویّت دوّم پس ار دکتر حسن روحانی قرار دارد ولی تنها کسی است که می تواند پایانی بر کابوس چهار ساله‌ی ما باشد. احمدی نژاد همراهان اوّلیه خود را از دست نداده و حزب پادگانی همچنان در خدمت او خواهد بود به اینها افکار عمومی ِمغلوب ِعوام گرایی- نمی گویم عوام فریبی- او را نیز بیافزایید. قبل از اینکه قضیّه‌ی هدایای چهل هزارتومانی افشا شود، دوستی از بندرعبّاس - آن موقع که دولت دست و دلبازتر بود- خبر داد که هر کس به او نامه نوشته، بعداً شخصی به در خانه‌اش رفته و با تأکید بر اینکه این هدیّه‌ی رئیس جمهور است مبلغی بین صد تا دویست هزار تومان تقدیم کرده است. این افراد بی گمان به او رأی خواهند داد، مگر اینکه گزینه‌ی قویتری باشد.


از همان اوایل ریاست جمهوری رفتار احمدی نژاد به گونه ای بود که گویا هنوز دارد رأی جمع می‌کند که باعث انتقاد اصلاح طلبان شد که این رفتارهای انتخاباتی پس از انتخاب چه معنا دارد؟ دلیل ترجیح خاتمی بر روحانی هم همین است که تنها او با سابقه و گفتار و محبوبیّتش می تواند احمدی نژاد را مغلوب کند.


دوران خاتمی با همه‌ی نشیب و فرازش دو قدم به جلو و قدمی به عقب بود که روی هم پیشرفتی به حساب می‌آید. او پس از محمّد مصّدق دوّمین رئیس دولتی بود که خلاف میل نفر اوّل مملکت، در ایران معاصر به روی کار می‌آمد. این دوره‌ی چهار ساله برای شناختن قدر دوران او و بازشناسی خود بسیار مؤثر بود. خود را بشناسیم که تا چه حد عجولیم و چون نوجوانان ِخام، فکر می کنیم تفّکر حاکم را که ریشه در فرهنگی چند صد ساله دارد می توان به سرعت عوض کرد و اگر اینگونه نشود تقصیر بزدلی و بی لیاقتی همان منتخبی است که با سلام و صلوات ِما به روی کار آمده است. بحثهایی مثل گذر از خاتمی و بعدها تحریم، ما را به جایی رساندند که امروز هستیم. با هر معیاری ایران با انتخاب مجدّد هاشمی، امروز اوضاع بهتری داشت. از هم اکنون باید به دو سال بعد بیندیشیم و بحران‌هایی که پس از اعلام آمادگی خاتمی سرخواهند رسید.


کارگزاران گمنام قدرت از همان ابتدا از زندگی ِخصوصی ِمهاجرانی مطّلع بودند ولی آنرا برای روز مبادا نگه داشتند و روز مبادا هم آماده شدن او برای اعلام نامزدیش بود که با افشای ِآن عملاً از عرصه‌ی سیاست حذف شد. از امروز هم تا دو سال دیگر از هر اقدامی که از دستشان بیاید برای حذف خاتمی کوتاهی نخواهند کرد. نباید اینگونه اندیشید که چون او هشت سال در رأس دولت بوده پس خودی به شمار می آید؛ میرحسین موسوی هم هشت سال دشوار جنگ را اداره کرد، با تأییدی کم نظیر از طرف آقای خمینی ولی سال هفتاد و پنج که زمزمه‌ی بازگشت او به گوش رسید امثال یزدی به قم و نزد مراجع رفتند که خطر بازگشت ِموسوی ایران را تهدید می کند. امروز هم مشابه آن یا بدتر از آن اتّفاق خواهد افتاد، در دو سال آینده، روزهای دشواری را پیش ِروخواهیم داشت. قصد اصلی این نوشته این است که بگوید کار از همین حالا شروع شده و کوچکترین غفلتی نابخشودنی است.


گذشته از آنچه گفتم، مسأله‌ی دیگر فکر و اندیشه‌ی جدیدی است که خاتمی باید با خود بیاورد. به گمان من او بی هیچ تأکیدی بر توسعه‌ی سیاسی، باید با برنامه‌ی توسعه‌ی اقتصادی و گسترش خصوصی سازی به میدان بیاید. دلیلش را که همزمان نشان می دهد چرا از دید من روحانی گزینه‌ی مناسبتری است فردا خواهم نوشت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics