جمعه

آهنگ‌های فراموش نشدنی


         
«آهنگ‌های فراموش شده» نام اوّلین دفتر شعر احمدشاملوست که قرار است به زودی منتشر شود. خودش - به دلیل ضعف ِاشعار-آنرا جزو کارهایش نمی دانست و در مجموعه آثار خود نیاورد و توصیه کرده بود که چاپ نشود. آیدا هم بنا به وصیّت او چنین نمی خواست ولی فرزندانش- به خصوص سیروس- با او هم عقیده نیستند و گویا چاپ ِآن کار اوست.


پیشتر در یادداشتی درباره‌ی انتشار ِیادداشتهای مطهّری پیرامون شریعتی و اعتراض ِسروش به چاپ ِآنها نوشتم و گفتم که این گونه افراد به خودشان تعلّق ندارند و بقیّه حق دارند که حتّی از زوایای تاریک زندگی ِآنان باخبر شوند چه رسد به نظرات علمی ِآنها.اینجا هم با انتشار این دفتر موافقم با یک تفاوت که مانند ِسابق مجموعه آثار باید بدون ِاین دفتر منتشر شود و این دفتر به صورت جداگانه به عنوان بخشی از تاریخ ادبیّات این سرزمین به چاپ رسد. البّته این سختگیری در صورتی جاداشت که تمام اشعار این دفتر ضعیف می بود ولی میان آنها اشعاری که رنگی از بامداد ِآینده داشته باشد نیز مشاهده می شود.


ع. پاشایی(=عسکری یا سیاوش پاشایی) از دوستان و نزدیکان و تحلیلگران ِقهّار شعر شاملوست که در نوشته‌های ِخود برخی از اشعار ِاین کتاب مانند ِ«اعدام» را بررسی کرده و همانجا از چاپ ِاین دفتر دفاع کرده است. او اکنون از لحاظ حقوقی کنار ِآیداست نه فرزندان ِشاملو؛ نمی دانم میان رأی خود به انتشار و خواست آیدا به عدم ِانتشار در مرحله‌ی عمل چه تصمیمی گرفته است.


اوّلین دفتر شعر سپهری ( بر روی چمن یا آرامگاه ِعشق، با مقدّمه‌ی مشفق کاشانی)هم چنین وضعیّتی دارد و به خواست ِاو جزو هشت کتاب نیست که خانم پروانه سپهری هم تا کنون به خواست ِاو عمل کرده‌است ولی با توجّه به اینکه حقّ انحصاری چاپ آثار مؤلفان- درست یا غلط- در ایران سی سال پس از درگذشتشان است و این مدّت دو سال دیگر به اتمام می رسد، امیدوارم پس از آن، این کتاب به عنوان مبدأ حرکت یکی از پنج شاعر نابغه‌ی معاصر منتشر شود و بدانیم که این کار چیزی از سپهری کم نخواهد کرد؛ برعکس به همه نشان خواهد داد که شاعری با الهام یا مفاهیم مبهمی از این دست به دست نمی آید و سعی و تلاش، چگونه از جوانی رُمانتیک شاعری برجسته می سازد که جوانان ِامروز به چنین پندی بسیار محتاجند.


حیف است به اینجا که رسیدم، سخنی از « سنگی بر گوری» به میان نیاورم. این کتاب هم میان خواست به انتشار ِِشمس ِآل احمد و نخواستن ِسیمین دانشور معلّق بود که بالأخره شمس غالب شد. درباره‌ی این کتاب و نقشی که در ادبیّات معاصر دارد بسیار می توان گفت که آنرا به نوشته‌ی جداگانه‌ای موکول می‌کنم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics