دیدن دو نفر در یکی دو روز گذشته باعث شد که به یاد آنچه مدّتها پیش به آن اندیشیده بودم بیفتم و آنرا بنویسم. یکی دکتر توکّلی معاون اجرایی سازمان سنجش- که همه ی جوانان چهره ی او را به هنگام کنکور دیدهاند- و دیگری آقای کاظمی رئیس سازمان لیگ فوتبال ایران است. رئیسان و وزیران زیادی عوض شدهاند ولی ایندو به همراه بسیاری از افراد اجرایی ِکارآمد و باتجربه سرجایشان باقی ماندهاند.
همین جا بگویم که به این مسأله از زوایای ِزیادی می توان پرداخت مانند ناتوانی سیستم مدیریّتی در جایگزین کردن جوانان و... ولی منظور من اینجا چیز دیگری است که عرض می کنم.
وزیری را فرض کنید که با بدوبیراه گویی ونقدی تند ضدّ وزیر پیشین سر کار آمده –یا دولتی نو یا رئیسی نو- ولی در مرحلهی عمل باز به همان افرادی رجوع می کند که برنامه های گذشته را اجرا می کردند. بهنود مدّتها پیش نوشت که آقایان ِاهل سیاست مدیون کارگران وکارمندان و مهندسان و طرّاحانی گمنام هستند که راهی به کرسیهای سیاست ندارند ولی با سعی و تلاش خود در اقصا نقاط کشور، مملکت را سرپا نگه داشتهاند. من اضافه می کنم که این خود دلیل خوبی بر ناکارآمدی کسانی است که به هنگام انتخابات از هر سیاه نمایی پرهیز نمی کنند و نشانهای بر اینکه کار، مرد ِخودش را می خواهد و هر کسی حریف این میدان نیست.
برنامه ریزی لیگ فوتبال به نظر کار سادهای می آید؛ قرعه کشی و نوشتن سی هفته مسابقه ولی هرکس که وارد گود می شود می بیند که همین کار ساده، چقدر سخت است و باز ناگزیر از روآوردن به امثال کاظمی می شود که لااقل وضع از اینی که هست بدتر نشود. امثال این دو موسپید کرده کم نیستند در وزارت خانهها و سازمانها که تازه مانند ایندو نام و نشانی هم ندارند و بار اصلی ادارهی کشور به دوش آنهاست. سختی کار را اینها تحمّل می کنند تا عدّهای سیاست باز حاصل کارشان را به نام خود ثبت کنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
لطفاً نظرتان همراه با انتخاب یک نام و رعایت اخلاق باشد.