جمعه

خرنامه


]...[ مگر نمیدانی بزرگترین دشمن آدمی فهم اوست؟ تا میتوانی خر باش تا خوش باشی. مگر من که زندگی و جوانی و آرزوهایم را بر سر مطالعه و کتاب و علم تلف کرده‌ام، جز پریشانی و پشیمانی چه چیز دستگیرم شده‌است؟ کسانی هستند که بر من رشک می برند و مرا آدم خوشبختی می دانند و اگر دوستند از شهرت و ترقی من خوشحالند و اگر دشمنند، حسد و کینه از آن به دل گرفته‌اند؛ مگر این شهرت و ترقی جز بدبختی و تلخی و ناامیدی چه چیز برای من سوغات آورده است؟ چه شهرتی؟ چه ترقی؟ الآن نه پول، نه شهرت، نه جاه و مقام هیچ چیز مرا خوشحال نمی کند. خیلی‌ها هستند از اینکه عکسشان توی فلان روزنامه باشد، یا اسمشان فلان جا با احترام و بزرگی برده شود و یا خیلی‌ها او را بشناسند و از او صحبت کنند، چاق می شوند. امّا من به جرم اینکه فهمیده‌ام اینها همه خواب و خیال پوچ و حرف مفت است، یک جو دل مرا شاد نمی کند و به دنبال خوشی‌های دیگری می گردم که اصلاً در دنیا وجود ندارد. من الآن به قدری از فهم و عقل بیزارم که حد ندارد، تمام بدبختی‌های خودم را به گردن کتاب و علم و فهم و هوش خودم می‌اندازم! اگر جوانی می بودم مثل سایر جوانهای همسال خودم از اسم و رسم و تصدیق و لیسانس . دانشمند و محترم و شاعر فلان فلان شده وسیاستمدار شجاع و از این چرندها لذت می بردم و زندگی آرام و خوشی داشتم، ولی حالا دیگر هیچ چیز دیگر کام مرا شیرین نمی کند. شاید کمی فهمیده باشی که من از اینکه مردم مرا آدم خل و گیج و بیشعوری بدانند لذت می بردم؛ مردم باسواد را کاریشان نمی شود کرد، ولی کسانی که عامی هستند می شود سرشان را کلاه گذاشت و از این جهت است که من سعی دارم به طور مصنوعی هم که شده خودم را تا جایی که می توانم به خریّت بزنم و از این جهت شاید با بیشتر کهه‌ای‌ها جوری رفتار کرده ام که ته دلشان به ریش من می خندند و من چقدر ازین خنده کیف می کنم؛ برای اینکه من واقعاً آرزو دارم که ای کاش من هم یک فرد بازاری و کاسب و زارعی می بودم که از این که امسال پنبه‌ام خوب شده یا نرخ قند و صابون بالا آمده یا آب قنات یک جفت و نیم زیاد شده‌است، لذّت می بردم و شنگول بودم و از زندگیم کیف می کردم؛ چقدر خوب بود که به جای دانشمند و... و... که بعضی‌ها بدون جهت به نافم بسته‌اند یا خر می بودم یا آدمی بودم در سطح فکر یک خر، ای زنده باد خر]...[





 نامه ای از علی شریعتی به پسرعمّه‌اش در سال 37 که حدوداً بیست وپنج ساله بوده‌است. مجموعه آثار، جلد34، صص20و21.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics