سه‌شنبه

مسلخ ِسینما



1. فریدون جیرانی در برنامه ی پریشب دوقدم مانده به صبح که صالح علا با موفقیّت در شبکه چهار می‌سازد، ادّعای بسیار تکرارشده‌ی منتقدان را درباره‌ی این که سینمای ایران هنوز نتوانسته تصویری واقعی از طبقه‌ی متوسط ایرانی نشان دهد- به خلاف سینمای جنگ مثلاً- را بازگفت. امیرهوشنگ زند مترجم و دوبلور با سابقه به برنامه تلفن کرد که این حرف درستی نیست و ما در فیلمهایی مانند هامون خلاف این را شاهدیم و جیرانی به دفاع از حرف خود پرداخت که مهرجویی در این فیلم نسبت به مهشید « موضع» دارد و...


اوّل اینکه به نظرم با پذیرفتن اینکه سینما از جامعه عقب است ولی این حکم را هم از جمله حکم‌های کلی و نابه‌جا مشهورشده‌ی منتقدان می دانم. برای مثال سه فیلم اخیر فرمان آرا را مشاهده کنید؛ درباره‌ی همین طبقه است و موفّق و البته نمونه‌های بیشتری هم می توان یافت. امّا آنچه مرا به فکر فرو برد سخت گیری و آرمان گرایی ِفریدون جیرانی بود در گفته‌ها و نقدها و نوشته‌هایی که از او پیشتر از این خوانده بودیم. این خیلی خوب است ولی چنین دقّت و موشکافی- برای مثال راجع به همین موضوع تصویر باورپذیر طبقه متوسّط- را چرا در آثار سینمایی ِخود او نمی بینیم؟


1-2. حسن فتحی یکی از موفّقترین کارگردانان تلویزیون است در گونه‌های متفاوت، از تله تآترهایی مثل تله موش- با بازی درخشان حمید مظفّری و زنده یاد جمیله شیخی- تا مجموعه های فردا دیراست و پهلوانان نمی میرند و همین مجموعه مدار صفر درجه که در حال پخش است.


2-2. علی معلّم مدیرمسؤول و سردبیر خوش فکر دنیای تصویر است، ماهنامه‌ای به نسبت رادیکال تر از « فیلم» که همواره منتقد جریان عامه پسند و روشنفکرنمای سینمای ایران بوده است و سرمقاله‌هایی تند و گزنده در نقد اوضاع حاکم بر سینما و تلویزیون ایران می نویسد.


3-2. داریوش ارجمند را در هر فیلمی ندیده‌ایم و گفت و گوهایش نشان از بازیگری دارد که علاوه بر فنّ خود دغدغه‌های دیگری هم دارد و آگاهی- یا علاقه به آگاهی – او را در برنامه‌ی طلوع ماه می‌توان دید.


4-2. ترکیب سه نفر بالا به عنوان کارگردان و تهیه کننده و بازیگر می شود فیلم« ازدواج به سبک ایرانی» فیلمی عامه پسند و نازل که علیرغم تلاش نویسندگان دنیای تصویر در قبولاندن اینکه نمونه‌ی یک سینمای سالم و وطنی است ما به خرجمان نمی رود که نمی رود.


3. به بازی متفاوت بازیگران در سینما و تلویزیون دقّت کرده‌اید؟ یک بازیگر خاص را در نظر بگیرید و او را در یکی از فیلمهایی که این روزها فت و فراوان از سیما پخش می شود با بازی او در یکی از سریالها مقایسه کنید. من بارها نتیجه را به نفع تلویزیون دیده‌ام نه سینما. بازیها در تلویزیون راحت‌اند و بی تنش و در سینما مصنوعی و پرتکلّف و جلوه فروشانه. از سوی دیگر  بازیگرانی عکسشان روی جلد مجلات می‌رود که نه هنری دارند و نه گاه حتّی چهره‌ای ولی همین حمید مظفری را که نام بردم ببینید، بازیگری با فیزیک و صدا و تجربه‌ی او چرا نباید در سینمای ایران مطرح باشد؟


4. به دنبال طرح مسأله هستم بیشتر تا ریشه‌یابی ولی هرچه هست روابط ناسالم اقتصادی، دولتی و گوش به فرمان بودن صنوف سینمایی، فقدان ِجوانان فیلمساز آرمانگرا- مانند ِ آنچه در سینمای موج نو اواخر دهه‌ی چهل می بینیم- و نبود کمپانی یا سازمان‌های سینمایی قدرتمند و اصولاً کم رنگ شدن نقش سینما به عنوان هنری جدّی و مسائلی ازین دست باعث شده که هر آنچه از نظر تفاوت کیفیت بین تلویزیون و سینما در دنیا هست – باز هم مثل بسیار موارد دیگر-  در ایران درست برعکس باشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics