سه‌شنبه

ستاره‌ی اینجایی، ‌ستاره‌ی آنجایی


          
۱-۱. محمّد رضا فروتن پس از چهره‌شدن پس از بازی در یک قسمت از سریال سرنخ پوراحمد و برخی فیلمها خصوصاً قرمز و دوزن، آن روند را ادامه نداد. پس از دقیقتر شدن به مناسبات پشت‌پرده‌ی سینمای ایران می‌بینیم که بسیاری از پیشنهادها را به خاطر توهّم « خودستاره‌بینی» از دست داده است. برخی از فیلمها را به دلیل اینکه دستمزد بالایی را که خواسته ندادند، مانند دوئل و برخی فیلمها به دلایل حاشیه‌ای دیگر مثل مهمان مامان.(در همین فیلم مهمان مامان، گلاب آدینه که دستمزدی به اندازه‌ی دیگر بازیگران طراز اوّل ایران می‌خواسته و شریفی‌نیا ‌گفته امکان ندارد، ‌برای اینکه هم قدر و قیمت خود را نشان دهد و هم مناعت طبع خود را، بدون دستمزد بازی کرد.)


۲-۱. ابوالفضل پورعرب شاید به هدررفته‌ترین بازیگر مستعد سینمای ایران در سالهای اخیر باشد. او پس از درخشش در عروس و ادامه‌ی آن در نرگس،‌ ناگهان از سینمای جدّی ایران محو شد. از خودم می‌پرسیدم که او که سابقه‌ی تآتری هم داشته چرا کارگردانان بزرگ به سرغش نرفتند تا اینکه همین اواخر خودش در گفت‌وگویی گفت که انتخاب اوّل مهرجویی برای بازی در نقش داداشی فیلم پری بوده است. مهرجویی به هنگام دعوت از او خیلی خودمانی به او گفته که تو را برای فیلمم در نظر گرفته‌ام، این هم فیلمنامه. شریفی‌نیا هم به او گفته وقت آمدن ماشین جیپت را هم بیاور که سر صحنه لازم می‌شود. پورعرب از این برخورد ناراحت می‌شود که چرا از « من» نپرسیدند که آیا حاضری بازی کنی تا من بگویم بله یا نه؟  سر صحنه نرفت و فیلم را از دست داد. با توجّه به اینکه مهرجویی با هر بازیگر معمولاً بیش از یک فیلم کار کرده، فکر کنید که اگر پورعرب در پری و لیلا بازی می‌کرد چقدر مسیر زندگی هنری‌اش تغییر می‌کرد.


                           


۱-۲. در گفت‌وگویی از آلن دلون که در فیلم کارگردانان مطرحی مثل آنتونیونی و ویسکونتی بازی کرده پرسیدند که آیا سرصحنه پیشنهادی برای بهتر شدن می‌دادی که اینجا را بهتر می‌توان اینجوری گرفت یا این گفت‌وگو را اینطور می‌توان بهتر ادا کرد. گفت: اصلاً، کوچکترین دخالتی نمی‌کردم. پرسیدند: چرا مگر نظری نداشتی؟ گفت: چرا داشتم امّا « می‌ترسیدم» که آنها فکر کنند که من به خودم فکر می‌کنم و ستاره‌ای از خود راضی هستم که در کارشان دخالت می‌کنم و برای فیلم بعد از من دعوت نکنند. برای همین تنها کاری را که می‌گفتند، بدون چون و چرا انجام می‌دادم.


۲-۲. رضا درستکار در جشنواره‌ای از گفت‌وگوی پس از نمایش فیلم مونیکا بلوچی نوشت که ‌گفته خیلی از آینده می‌ترسم که علاقه‌مندان سینما در مورد من چه قضاوتی خواهند کرد. آیا توانسته‌ام نقشی را که به عنوان بازیگر داشته‌ام به درستی ایفا کنم؟ وظیفه‌ام را به عنوان عضو کوچکی از جهان هنر انجام داده‌ام؟ همیشه به هنگام اکران فیلمها دلهره دارم که نکند تماشاگران پس از دیدن فیلم با خود بگویند که من وقت آنها را « تلف کرده‌ام».


مقایسه و نتیجه‌گیری با شما. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics