سه‌شنبه

مقدّمه‌ای بر ۷ اسفند

                                                                                                       سه‌شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ 


حالا که نتایج بررسی صلاحیّتها کم‌وبیش آشکار شده راحت‌تر می‌توان درباره‌ی انتخابات آینده حرف زد. چند نکته‌ی کوتاه برای دست‌گرمی:

یک. ردّصلاحیّتها فراتر از انتظار بدبین‌ترین پیش‌بینی‌ها بود. قرار شده که نگذارند به هیچ عنوان مجلسهایی تشکیل شود که برای ارباب قدرت مایه‌ی دردسر شود. ۹۹درصد اصلاح‌طلبان ردّ صلاحیّت شدند تا بدانند که عملاً و نظراً آنان را از حکومت بیرون کرده‌اند و نقل قول از رهبر و امام و سابقه و نسبت خانوادگی با فلان و بهمان جواب نمی‌دهد. اصلاح‌طلبی ِباقیمانده از دو خرداد در عمل تمام شده است. اعتدال یا اصولگرایی محتاط، آخر طیف حدّتحمّل حضرات است. مطهّری و برخی که از موضع اصولگرایی جرأت مناقشه با رهبر را داشتند هم حذف شدند. اگر برخی وزرای فعلی نیز نامزد می‌شدند، ردّصلاحیّت می‌شدند.

دو. حاکمان نظام هربار و در هر دوره برای پیاده‌کردن افراد از قطار نظام تمهید جدیدی روکردند که این بار نوبت «عدم احراز صلاحیّت» بود. اصلاح‌طلبان می‌خواستند با وارد کردن چهره‌هایی نه‌چندان شناخته یا بدون سابقه در حوادث۸۸ و مانند آن در صورت ردّصلاحیّت چهره‌های معروف خود، آس جدیدی رو کنند که حربه‌ی «احراز صلاحیّت»، این افراد را هم از گردونه بیرون کرد. همین اهرم در مجلس خبرگان نیز کمک‌حال شد که سیستم ارسال پیامک و اختلالهای کاملاً طبیعی و عادی نیز به کمک آن آمدند. سال ۹۴ را باید سال عملی کردن ایده‌ی «احراز صلاحیّت» بنامیم.

سه. از طرف دیگر انتخاب روحانی نشان داد که انتخابات در ایران هنوز تمام نشده است و میتوان از آن انتظارکی داشت. در ضمن قهر کامل با صندوقها به هیچ وجه به این معنا نیست که حکومت در آیندهی نزدیک عوض می‌شود و به فرض که عوض شود باز هم به این معنا نیست که آن چیزی بشود که بسیاری انتظار دارند؛‌ نگاهی کنیم به وضع فعلی کشورهای شمال افریقا. درباره‌ی استراتژی شرکت در انتخابات حرفهایی دارم که بعد می‌زنم. انتخابات ۹۲ مجالی داد که تغییرخواهان از موضع قدرت حرف بزنند، اصلاً صلاح نیست که این موضع با قهر و گوشه‌نشینی عوض شود ولی چگونگی آن مهم است.

چهار. رهبر فکر می‌کند که مشروعیّت حکومتش به درصد شرکت مردم در انتخابات است. از دو جهت اشتباه می‌کند. اوّل اینکه مشروعیّت حکومت بیش از آنکه به تعداد مردم مربوط باشد (که تا حدّی اینکونه است) به آن است که سلایق مختلف بتوانند نامزد مناصب گوناگون شوند. هرچه دایرهی صاحبان مناصب سیاسی بسته‌تر باشد، آن حکومت آسیب‌پذیرتر است. دوّم اینکه شرکت مردم در انتخابات الزاماً به معنای تأیید حاکم یا حکومت نیست. آن اوّلی که فاتحه‌اش خوانده شده است ولی با این دوّمی کارهایی می‌توان کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics