سه‌شنبه

نکات نجات

                                                                                                        ‌سه‌شنبه ۷ دی ۱۳۹۵

 
محمّدحسین زیبایی‌نژاد معروف به سردار حسین نجات یکی از طرّاحان اصلی حصر و به روایتی پیشنهاددهنده‌ی اصلی آن به رهبر نظام است. او هم مثل غیب‌پرور که پس از ارائه‌ی خدمات لازم در شیراز ارتقای درجه پیدا کرده، ‌حالا در منصب جدید بیشتر آشکار می‌شود و اظهار نظر می‌کند. ایشان در ضمن بیاناتی گفته‌ است که حصر سران فتنه به فتنه ۸۸ ربطی ندارد و به ۲۵بهمن ۸۹ برمی‌گردد و...الخ.
  
اوّلاً عمل «نظام» از سر صبوری نبوده است بلکه رهبر نظام که پس از انتخابات فهمیده بود برکشیده‌اش با چه تمهیداتی بالا آمده بود، در برابر اعتراض مدنی و بی‌سابقه‌ی هزاران نفری کاملاً مستأصل بود و فرصت محاسبه‌ی دقیق نداشت. تازه فتنه‌ی ۸۸ پیش از انتخابات و با دستگیری امثال تاجزاده شروع شد که هنوز خبری از اعلام نتایج انتخابات نبود.

ثانیاً مقایسه با ترکیه نادرست است چون کودتاگران در ایران به حکومت رسیدند و در ترکیه شکست خوردند. مردمی که اردوغان را برگرداندند در ایران جز اعتراض کاری از دستشان برنیامد چون نفر اوّل حکومت از خالقان واقعی فتنه حمایت کرد (و البتّه تاوانش را هم داد). برخورد ترکیه با کودتاچیان و منتسبان آنها بسیار بیش از آن‌چیزی بود که رخ داد ولی همین امروز داریم خبر برگزاری دادگاه آنان را می‌خوانیم و این همان چیزی است که از محصوران دریغ شده است. اگر بازداشت به همراه برگزاری دادگاه علنی باشد، برخورد ترکیه شرف دارد به رأفت اسلامی‌نما که فرصت سخن گفتن را از معترضان گرفته است.
  
ثالثاً ۲۵بهمن ۸۹ ادامه‌ی خرداد ۸۸ بود که ربطی به بهار عربی نداشت. جالب است که نظامیان بنگاههای خبرپراکنی خارج را دروغگو می‌خوانند ولی هرجا لازم باشد از آنان نقل قول و به آنها استناد می‌کنند. تازه مگر رهبر نظام به مردم مصر (یعنی سازندگان همان بهار عربی) پیام نداد؟ چطور بهار عربی در مصر خوب است و در سوریه نه؟ سوءاستفاده‌ی قدرتهای خارجی و تکفیریان از سوریه به کنار،‌ مگر اعتراض مردم سوریه به تکصدایی حزب بعث بیراه و اشتباه بود؟

رهبر نظام اعتراضهای ۸۸ را هتک حرمت نظام خواند چون تصویر حاکمی مقتدر و بی‌رقیب را خدشه‌دار کرد. پس از تمهید فراوان و انجام تمام تلاشهای خودجوش، ۹دی قرار بود پایانی بر ماجرا باشد که بهمن ۸۹ همه‌ی آن را بر باد داد. همانطور که تشییع پیکر آیت‌الله منتظری تمام زحمات حصرکنندگانش را نقش بر آب کرد. حالا هم داستان محصوران تمام نشده است مثل صدای منتظری که گهگاه از غیب به گوش می‌رسد و خواب نظام را آشفته می‌کند. تلاش بی‌ثمر نجات برای استفاده از سوریه (و لابد مقدّسات و مدافعان حرم و چه و چه) آنقدر مضحک است که احتمالاً اهل اندرونی نظام را هم به خنده بیندازد. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Real Time Web Analytics