دوشنبه

دو قطره خون

                                                                                                      دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۶
   

حکایت مکّرر برخورد با بازداشتی‌ها را چطور باز هم بگوییم؟
 
اوّل اینکه درجه‌ی راستگویی مسئولان در اینگونه امور کاملاً تجربه شده است از بازداشت دکتر زهرا بنی‌یعقوب و ادّعای خودکشی او با روسری در حالیکه وی اصلاً سیاسی نبود و ابداً دلیلی برای این کارش نداشت،‌ تا ادّعای خودکشی دکتر رامین پوراندرجانی، تلاش برای لاپوشانی قتلهای کهریزک با ادّعای مننژیت‌داشتن مقتولان، تلاش برای سرپوش‌نهادن بر قتل ستّار بهشتی تا حدّ امکان، پرونده‌ی مرحوم زهرا کاظمی و اصابت جسم سخت و جز آن. در آن زمان حدّاقل وزارت اطّلاعات خاتمی بیانیّه داد و گفت که موضوع قتل در میان است و مأمور مربوط (قاتل) را می‌شناسد امّا حالا ظاهراً همین مقدار هم گفته نمی‌شود.
 
وحید حیدری و سینا قنبری دو مورد اخیر از ادّعای خودکشی در زندانند که چه معترض باشند و چه بنا بر ادّعای مسئولان در کار مواد دلیلی برای خودکشی ندارند. گذشته از اینکه امکان خودکشی در بازداشتگاهها به‌خاطر گرفتن تمام وسائل بازداشتی‌ها در حدّ ناچیزی است. برای حیدری گفته‌اند که با لباسهایش خود را دار زده و درباره‌ی قنبری هم ابتدا خودکشی با کشیدن کیسه روی سر سپس (پس از دادن احتمال کالبدشکافی) تزریق متادونی که در زندان به او تزریق شده است. خانواده‌ی حیدری گفته‌اند که او سالم بوده و دستفروشی می‌کرده نه موادفروشی و از خانواده‌ی قنبری هنوز خبری نیست. فشارها روی بستگان و آشنایان مثل همیشه زیاد است تا اطّلاعاتی درز نکند و آن دو تصویر را هم من از اینجا و آنجا برداشتم.

به گمانم تکراری‌‌بودن ماجرا خیلی آشناست. من درباره‌ی تمام مقتولان بالا بارها نوشته‌ام فقط گویا در «طرحی برای هر قتل احتمالی در زندان نظام» اتّهام موادفروش‌بودن به بندهای سناریو اضافه شده است. سخنی نیست جز اینکه دو قطره خون به پرونده‌ی نظام قضایی و حکومتی ایران افزوده شد. تاریخ نگارش ایمای «طرحی..» بیش از پنج‌سال پیش است و ما همچنان دوره می‌کنیم شب و روز را...هنوز را. 

۲ نظر:

  1. ۱۲۳
    در جمهوری اسلامی همه چیز (و تکرار می‌کنم همه چیز) فقط و فقط (و فقط) "دوره" میشود. چرا که استعداد یادگیری ندارد. لات واوباش فقط اوباشیگری‌های جدید می‌‌آموزد. جمهوری اسلامی هم رژیمِ اوباشان است. و چه کسی‌ است که از این آگاه نباشد. ضرورتِ "گذر از جمهوری اسلامی" بسیار جدی است. و خوش حالم که در این برهه توسط مردم بسیار جدی هم گرفته شده است. با جمهوری اسلامی چیزی از ایرا نمی‌ماند. برای نجاتِ کشورمان باید از شرِّ جمهوری اسلامی رها شویم. همین. هیچ راهِ دیگری ندارد. پوزش بابتِ پرچانگی.

    پاسخحذف
  2. میگن محسن عادلی از دزفول هم همینطور شده.

    پاسخحذف

Real Time Web Analytics