بی‌باکی مقدّمه‌ی «نجات ایران»

حاشیه بر اخبار -۸۹                                                                                     شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲

عاقبت شاهزاده شاه شود؟

  

حتّی کاخ سفید به مناسبت رمضان و فطر پیام می‌دهد ولی فرزند شاه سابق ایران که وانمود می‌کرد مذهبی است و به زیارت امام رضا می‌رفت، به جایش پای دیوار ندبه نیایش می‌کند. اسرائیلی که بخشهایی از خاک همسایگان خود به اضافه‌ی فلسطین را اشغال کرده و در داخل کشور آپارتایدی تمام‌عیار برقرار کرده را نمی‌توان با وعده‌ی تبدیل کویر به آبادی تطهیر کرد. رضا پهلوی ابتدا گفت که مدافع تمام اعمال اسلاف خود نیست یعنی شتر ندیدی ندیدی امّا به مناسبت کشف حجاب اجباری رضاشاهی پیام داد تا معلوم شود که تفاوت آزادی حجاب آتاتورک و اجبار شاهنشاهی را نمی‌داند.  قتل عام بد است اگر جمهوری اسلامی انجام دهد ولی قتل عام در صحن گوهرشاد به مناسبت اجبار پوشیدن کلاه شاپو و در واقع به عنوان مقدّمه‌ی اعلام کشف حجاب مشکل چندانی ندارد. یا شاهزاده مشاوران خوبی ندارد یا طبق ضرب‌المثل قدیمی عاقبت شاهزاده شاه شود.

  

بروز اختلاف در شورای همبستگی


این سناریو تکراری است که تشکیل جمع‌های اینچنینی، حضور در رسانه‌ها و دیدار با سیاستمداران غربی همه حاصل انرژی آزادشده در کف خیابانهای ایران باشد؛ به محض فروکش کردن ظاهری اعتراضات سهم‌خواهی‌ها و اختلاف‌نظرها شروع می‌شود. تا زمانی که بی‌باکی جوانان چشم‌ها را خیره می‌کند، همه لااقل برای مدّت کوتاهی «من» خودشان را در تعلیق نگه می‌دارند و با کمی فترت باز در بر همان پاشنه می‌چرخد. کسانی که نشان دهند جنبه و توان فداکردن پیشینه‌ی خود را برای آینده‌ی کشور ندارند، همان افرادی‌اند که پس از یک تغییر اساسی (تو بخوان انقلاب) به سادگی می‌توانند آن را به انحراف ببرند. ظاهراً باید واقع‌بینی بسیار بیش از خوش‌بینی قطب‌نمای حرکت ما باشد.

  

برخورد با سخنرانان همایش «نجات ایران»

 

اینجاست که کار سیاسی معنا پیدا می‌کند؛‌ جایی که به تعبیر اسماعیلیون پای فعّالان اجتماعی روی زمین واقعیّت است. جایی که پرداخت هزینه‌ی فاشگویی حقیقت با کنار گودنشینان مقایسه می‌شود؛ جایی که مرز بین اصلاح‌طلبی تاریخ‌گذشته و کسانی که شجاعت اصلاح خود و گذشته‌شان را دارند آشکار می‌شود. کسی که مدّعی اصلاح است ابتدا باید خود را ویرایش و اصلاح کند، سپس در پی اصلاح جامعه باشد. آنچه بین اعتراضات سیاسی سال گذشته، اعتراض‌های مدنی سال نو و کارهایی از جنس این همایش مشترک به نظر می‌‌رسد،‌ ریختن ترس از نظام و آمادگی برای تحمّل عواقب رویارویی با آن است. دشمن اصلی ترسی درونی است که ساختار سیاسی خارج را مصون و ایمن نگه می‌دارد؛ با از بین رفتن این، آن هم رفتنی خواهد بود.


چند نمونه حمله به طلّاب و روحانیان

 

درباره‌ی انگیزه‌ی شخصی این افراد هرچه گفته شود یک لایه‌ی پنهان یا انگیزه‌ی جمعی زیر این اعمال است. قشری از مردم با تعمیمی نابجا ملبّسان به این لباس را مسئول وضع جاری کشور می‌دانند که به رغم آگاهی از پیامد چنین کارهایی به آن دست می‌زنند. این دیگر عمّامه‌پرانی نیست. گرچه همان وقت هم باید به عواقب این خشم که خود را بدینگونه نشان می‌دهد حساسیّت بیشتری نشان داده می‌شد. در انتهای حکومت پیش هم مدل دیگری از لباس مثلاً کراوات نشانه‌ی طاغوتی‌بودن و اشرافی‌گری تلقّی می‌شد. اینکه هر چند دهه یکبار سطحی‌بینی‌هایی از این دست رایج شود نشانگر آن است که بسیاری از دگرگونی‌ها فقط در سطح است و ژرفای فرهنگ عامّه به این سادگی تن به تغییر نمی‌دهد.

 

خود عمّامه‌پرانی هم گسترشی بسیار بیش از فیلمهای نشرشده دارد. چندی پیش یکی از آشنایان روحانی را با عصا دیدم. میانسال است و هنوز مانده تا عصا به دست بگیرد. در جواب کنجکاوی من گفت که بیشتر به‌خاطر عمّامه‌پرانی و مزاحمتهای دیگر به دست گرفته‌ام تا در صورت لزوم از خودم دفاع کنم!

 

پیشین: ورشکستگی دیپلماسی نظام

گهی پشتِ زین و گهی زین به پشت

جمله‌های سینمایی -۶۶                                                                            پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۴۰۲

فیلومینا

فیلومینا: موقع پیشرفت باید با آدما خوب رفتار کنی چون موقع پسرفت ممکنه گذرت بهشون بیفته.

   

در جبهه‌ی غرب خبری نیست

افسر به سرباز: چرا جونت رو به خاطر این به خطر انداختی؟

سرباز: این بین‌ه... دوستمه.

افسر: این فقط یه جسده،‌ مهم نیست قبلش کی بوده.


ونزدی

معلّم از ونزدی می‌پرسد: تو و مادرت به هم نزدیکید؟

ونزدی: مثل دو تا محکوم به حبس ابد که تو یه بخش زندانی‌ان.

  

جون و هنری

هنری میلر:‌ مردم به ادبیات و چیزای جدّی توجّه نمی‌کنن؛ ‌فقط براشون پول مهم. چرا واقعاً؟

آناییس نین: یه ضرب‌المثل قدیمی پرتغالی میگه:

اگه گه قیمت داشت، فقرا ماتحت نداشتن.

 

زندگی زیباست 

پدر به پسر: همیشه این رو یادت باشه: خدا به آدما کمک می‌کنه ولی خدمتکار اونا نیست.

   

پیشین: شیب جهنّم

ایران و عربستان نوین

                                                                                                              شنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۲


چند نکته درباره‌ی تجدید روابط ایران و عربستان:


یک. عربستان پس از به قدرت رسیدن ملک سلمان و پسرش دستخوش تحوّل‌های مثبت و منفی زیادی شد که ناشی از بیماری و بی‌تأثیری محض سلمان و قدرت‌یافتن بن‌سلمان بود. بی‌تجربگی و جاه‌طلبی بن‌سلمان به اضافه‌ی ترس او از رقبای درون خانواده‌ی سلطنتی به جنایاتی مانند قتل شیخ نمر و خاشقجی انجامید. پس از سلّاخی خاشقجی که اعتراض بین‌المللی را در پی داشت و گذشت زمان و دیدن پیامدهای تصمیم‌های احمقانه‌ی خود با تغییر مشاوران داخلی و خارجی رویکردها نیز عوض شد. مهمترین این رویکردها تغییر مناسبات با اسرائیل بود که -همانطور که پیشتر هم گفتم- نه ناشی از وادادگی شیخ‌های حاشیه‌ی خلیج فارس بلکه عملی ایجابی برای استفاده از مزایای داشتن روابط با یک کشور، سرمایه‌گذاری در آن کشور و در نتیجه تأثیرگذاری بر سیاستهای آن کشور است.

 

دو. ایران عوض نشده است پس چه چیز باعث شده که عربستانی که دیگران را به کاهش و قطع روابط با ایران تشویق می‌کرد و برجام را هم با شک و تردید پذیرفت حالا نه تنها در پی تجدید روابط با ایران باشد بلکه حتّی مثلاً مصر را هم به داشتن رابطه با ایران تشویق کند؟ جواب در انتهای بند بالاست. ایرانی که دارای رابطه‌ی سیاسی و دادوستد اقتصادی با عربهاست بهتر قابل مهار است تا ایران منزوی. پس عجیب نیست که به فاصله‌ی کمی پس از انتشار اخبار تجدید رابطه، وزیر عربستانی گفت که احتمال سرمایه‌گذاری عربستان در ایران نیز وجود دارد. تجدید رابطه با سوریه هم در همین راستاست. تجربه نشان داد که انزوای سوریه باعث شد تمام و کمال به آغوش ایران بیفتد و بازگشت سوریه به اتّحادیه عرب تا حدودی موازنه‌ی روابط حکومت اسد با جهان خارج را تعدیل خواهد کرد. 

   

سه. دور جدید روابط ایران با کشورهای منطقه چقدر بر اعتراضات داخلی اثر می‌گذارد؟ خیلی کم. گسترش روابط ایران و اسرائیل با کشورهای منطقه به ضرر نیروهای تندرو در تمام کشورهاست، از خود اسرائیل گرفته تا ایران. چشم‌انداز صلح و راه‌حل دو کشوری برای معضل پیچیده‌ی فلسطین و اسرائیل امروز دوباره جان گرفته است و جوّ فعلی معامله‌ی برد-برد برای تمام کشورهاست. بدیهی است که ایران با رابطه‌ی گسترده‌تر با کشورهای منطقه دارای حکومتی پایدارتر خواهد بود امّا مشکل نظام ایران با مردم به جای خود باقی است. نبود مردمسالاری، برخورد فاجعه‌بار با مخالفان و فقدان آزادی‌های اجتماعی و فرهنگی اموری نیستند که با احیای رابطه با جهان یا حتّی بهبود شرایط اقتصادی به حاشیه بروند. 

 

چهار. نکته‌ی مهم در تجدید روابط ایران و عربستان (یا در آینده فلسطین و اسرائیل) نقش چین در این میان است. تفاوت چین با امریکا در بازی قدرت در خاورمیانه این است که چین نه تنها کاری با حقوق بشر ندارد بلکه خود بهترین الگو از حکومتی است که در داخل جوّی خفقان‌بار را بر مخالفان تحمیل می‌کند ولی با اقتصادی دستوری و نظامی‌گری در حال قدرت‌گیری روزافزون در جهان است. خود عربستان تا حدودی همینطور است و این بهترین مشوّق برای ایران است که سرکوبگری داخلی را ادامه دهد یا حتّی تشدید کند و در ضمن در پی استحکام پایه‌های حکومت خود باشد. پیاده‌کردن مدل چینی در ایران حتماً برای معترضان ایرانی خبر خوبی نخواهد بود ولی جامعه‌ی ایران نیز با چین تفاوت دارد. چالش هرروزه‌ی توده‌ی مردم با حکومت،‌ تغییر مرکز ثقل اعتراض که پس از انتقال موقّت به خارج مجدّداً به داخل برگشته و طیف وسیع شرکت‌کنندگان در همایش مجازی «نجات ایران» به همه یادآوری می‌کند که خودکامگی و تک‌محوری چه در نظام حاکم و چه در برخی طیفهای مخالف بخت چندانی در ایران آینده نخواهند داشت.

خامنه‌ای،‌ رفراندُم و قانون اساسی

                                                                                                     چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۲

 

پیش از سخنان رهبرنظام هم مدّتها بود که باب هرگونه اصلاح‌ مسالمت‌آمیز درون‌ساختاری بسته به نظر می‌رسید ولی سخنان او درباره‌ی رفراندُم مُهر خاتمتی بر هرگونه امید بیهوده بود. اگر درباره‌ی این مسأله سکوت می‌کرد -لااقل برای خودش- بهتر بود ولی خوشبختانه بار دیگر نشان داد درون نظامی که صفت جمهوری دارد جز خودکامگی چیزی نهفته نیست.

 

مخالفت با نصّ قانون اساسی


مخالفت خامنه‌ای با رفراندم مصداقی و پیرامون این مسأله یا آن مسأله نبود، ‌مخالفت با اصل رفراندُم بود که مخالفت با صریح قانون اساسی است. اگر مسائل و مشکلات کشور قابل رفراندم نیست چرا از ابتدا در قانون برای آن راهکار پیش‌بینی شد و در معرض آرای همین مردم قرار داده شد؟ کسانی در چند روز، ‌هفته و ماه گذشته از قانونی‌بودن حجاب گفتند؛ یک قانون عادی تحت تأثیر دستور رهبر وقت مهمتر است یا اصلی از اصول قانون اساسی؟ چرا امروز کسی از دلباختگان رهبرنظام گریبان چاک نمی‌کند و واقانونا نمی‌گوید؟ 

 

اگر مجلس خبرگان به جای خدمت به رهبر بر او نظارت داشتند، همین اظهارنظر متبخترانه می‌توانست مخالفت عملی با قانون اساسی تلّقی شود -که اگر خامنه‌ای رهبر شده به مدد همین قانون اساسی شده- و زمینه‌ی استیضاح و حتّی عزل او فراهم می‌شد.

 

کجای دنیا؟

 

این هم یکی از ترجیع‌های تکراری سخنان توخالی او درباره‌ی مسائل داخلی و خارجی است. لابد می‌دانید که همه جای دنیا چنین می‌کنند. منظور از همه‌جا هم کشورهایی که رهبر خودخوانده به آنها علاقه دارد مانند چین و روسیه نیست بلکه کشورهایی است که مردمسالاری در آنها برقرار است. قانون اساسی کشورهای گوناگونی بارها اصلاح شده است که گذشته از خود ایران،‌ ترکیه و بسیاری کشورهای دیگر را شامل می‌شود. همه‌پرسی عضویّت یا عدم عضویّت در اتحادیّه‌ی اروپا،‌ استقلال یا عدم استقلال کشورهایی مانند اسکاتلند،‌ حتّی امور مورد مناقشه‌ای مانند حقّ سقط جنین یا ازدواج هم‌جنس‌گرایان و مانند آن به همه‌پرسی گذاشته شده است. 

 

در بهترین حالت اینگونه اظهارنظرهای سخیف رهبر نشان از بی‌اطّلاعی او دارد و در بدترین حالت دروغگویی. درست مانند انکار صریح دادن پهپاد به  اوکراین آن هم در حالی که حتّی اجزای آن پهپادها کاملاً شناسایی شده و اینکه هر کدام از کدام کشور می‌آیند و تعداد آنها هم بسی بیش از آن مقداری است که ایران مدّعی است پیش از جنگ به روسیه داده است. در این گونه موارد واقعاً مرزی بین عدم صداقت و بلاهت باقی نمانده است.

 

مردم و و تحلیل مسأله

 

مگر همه‌ی مردم امکان تحلیل مسأله [و رأی دادن به نفع من] را دارند؟ معلوم است که نه! در شبه‌انتخاباتی که در ایران برگزار می‌شود، با قلع‌وقمع همه‌ی گزینه‌ها می‌توان ادّعای برگزاری انتخابات را داشت و مثلاً بین رئیسی و همّتی یکی را انتخاب کرد ولی در رفراندم چنین امکانی نیست و پاسخ‌ها بین بله و خیر است. این مردم دیگر همان مردمی نیستد که در راهپیمایی‌های حکومتی یا تشییع سلیمانی «مردم» نامیده می‌شوند؛‌ اینها همان مردم واقعی‌اند که رهبر جرأت ندارد خودش و انتخابهایش را در معرض گزینش آنان قرار دهد. با شنیدن یا خواندن این سخنان به آن «مردم»‌ گزینشی برنمی‌خورد؟ اینکه کسی آنان را فاقد تحلیل بخواند برایشان گران تمام نمی‌شود؟ برای انتخاب اصل نظام،‌ رئیس‌جمهور،‌ مجلس شورا، ‌مجلس خبرگان توان تحلیل داریم ولی مثلاً برای لغو نظارت استصوابی و برگزاری انتخابات آزاد بدون ردّصلاحیّت قدرت تحلیل نداریم!

 

خود رهبر با هزار زبان گفته و می‌گوید که تن به هیچ‌گونه اصلاحی نمی‌دهد؛ با چنین کس و نظامش واقعاً چکار باید کرد؟ آن قانون اساسی که مشتی مردم فاقد تحلیل آن را انتخاب کرده‌اند دیگر اعتباری ندارد و اگر داشت هم مخالفت خامنه‌ای با آن اعتبارش را زیر سؤال برده است. حالا دیگر پرسش درباره‌ی بله و خیر گفتن به این قانون اساسی نیست چون دیگر اعتباری برایش نمانده، بلکه پرسش از چگونگی و کم و کیف قانون اساسی آینده در میان است.

اسلام سنّتی و اسلام سیاسی

                                                                                                               شنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۲

  


رهبرنظام با به‌کاربردن واژه‌ی بی‌معنای «حرام سیاسی» بار دیگر درآمیختگی ناسالم سیاست و مذهب را به رخ همه کشید؛ مایه‌گذاشتن از دین برای توجیه اغراض سیاسی. اگر قرار باشد کسانی به این اختلاط سقیم اعتراض کنند، ‌در درجه‌ی اوّل و پیش از سیاسیّون عرفی، متوّلیان اسلام سنّتی اند. در این چند روزه دو اظهار نظر در همین راستا درخور توجّه‌اند.

   

اوّلین آنها بیانیّه‌ی آیت‌الله ناظم‌زاده درباره‌ی مسئله‌ی حجاب است که روش حکومت را در این بار به چالش می‌کشد. بحث درباره‌ی برداشت ایشان از آیه و روایات به کنار، ایشان آیه و روایات در بحث حجاب را مانند دیگر تکالیف مختص زنان مؤمن می‌داند و کسانی را که به هر دلیل اعتقادی به انجام تکالیف ندارند جزو آنها نمی‌داند و لاجرم نمی‌توان بر چنین افرادی رعایت آن را اجبار کرد. ایشان در ادامه بین حجاب و عفاف فرق می‌گذارد و بی‌عفّت خواندن زنان بی‌حجاب را نادرست می‌داند. از دید ایشان از آنجا که ردّ امانت حتّی به کافر نیز واجب است هیچ بانکی نمی‌تواند از ارائه‌ی خدمات به زنان بی‌حجاب خودداری کند. در پایان نیز علاوه بر طرح مسائل دیگر به نمایش زنان بی‌حجاب در راهپیمایی‌های حکومتی کنایه‌ای هم می‌زند.


دوّمین مورد شیخ حسین انصاریان خطیب معروف است که روش‌های قوّه‌ی قضا در برخورد با متّهمان را هدف انتقاد قرار می‌دهد؛ از توهین و ارعاب تا اعدام‌های صوری. او بستن اماکن تجاری کسانی را که از دید حکومت مرتکب خلافی در حدّ ارائه‌ی خدمات به زنان بی‌حجاب شده‌اند نیز تقبیح می‌کند. این سخنان در شبهای قدر بیان شده و نشان می‌دهد که پس‌لرزه‌های اتّفاقات نیمه‌ی دوّم پارسال گرچه خیلی دیر ولی به روحانیّت سنّتی هم رسیده است. گویی بالاخره فهمیده‌اند که نباید سرنوشت خود را به این حکومت گره بزنند. وقتی انصاریان می‌گوید: «آنها که صندلی دارند اگر غیر این عمل کنند، ضدّ قرآن هستند»، نیازی نیست بگوییم که مخاطب این جملات در درجه‌ی اوّل چه کسی می‌تواند باشد.

  

برعکس اعتراضات گذشته که با فروکش کردن وجه خیابانی آنها، آتش اعتراضات تا حدودی رو به خاموشی می‌رفت،‌ حالا و با سرپیچی مدنی زنان خیزش سیاسی به اعتراض اجتماعی تبدیل شده است. چیزی در ادامه‌ی راهپیمایی سکوت جنبش سبز و مشابه کاغذهای سفید معترضان چینی. مقابله با وجه خیابانی اعتراضات روش و دستورالعمل مشخّصی داشت ولی این سرپیچی خودانگیخته حتماً مشکلات زیادی را برای نظام به همراه خواهد داشت. مولوی عبدالحمید چه خوب گفته که چطور می‌توان از دوربین‌های شهری برای رصد تک‌تک زنان استفاده کرد ولی نمی‌توان از آن برای شناسایی حمله‌کنندگان به مدارس بهره برد؟ نمایش مهوّع حمله به مدارس هم در حد به حاشیه بردن خبر ائتلاف مخالفان در خارج کاربرد داشت و با چالش روزمرّه‌ی زنان نمی‌تواند کاری کند. داستان تازه شروع شده است.

تحذیر علوی

                                                                                                             چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۲

                  

احْذَروا على دِينِكُمْ ثَلاثةً: ··· و رَجُلاً آتاهُ اللّه ُ عزّوجلّ سُلطانا فَزَعَمَ أنَّ طاعَتَهُ طاعةُ اللّه ِ و مَعْصيتَهُ مَعْصيةُ اللّه ِ و كَذَبَ  لِأَنـهُ لا طاعةَ لِمَخْلوقٍ في مَعْصيةِ الخالِقِ. إنّما الطّاعةُ للّه ِ و لِرَسولِهِ و لِوُلاةِ الأمْرِ و إنّما أَمَرَ اللّه ُ عزّوجلّ بطاعةِ الرَّسولِ لأنَّهُ مَعْصومٌ .

 

امام على عليه السلام: نسبت به دين خود از سه كس برحذر باشيد : ···و مردى كه خداوند عزّوجلّ به او قدرت (حكومت) داده است و او بگويد كه اطاعت از او اطاعت از خداست و نافرمانى از او نافرمانى از خداست. او دروغ مى‌گويد؛ زيرا از فرمان هيچ آفريده‌اى كه بر خلاف فرمان آفريدگار باشد نبايد اطاعت كرد· فقط بايد از خدا و پيامبرش و اولواالامر اطاعت كرد و خداوند عزّوجلّ به اطاعت از پيامبر فرمان داده چون او معصوم است.

   

بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۳۳۷

 

مرتبط: امیر در ادب پارسی

تورّم اجباری

                                                                                                              شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۲


نامگذاری‌ امسال رهبرنظام تا حدودی موجب شگفتی من شد. نامگذاری‌های قبل عناوینی کلّی بود که نتایج آن لااقل برای عامّه‌ی مردم قابل لمس نبود و در پایان سال هم با عباراتی مانند «خوب بود،‌ پیشرفتهایی حاصل شد ولی کافی نبود» قال قضیّه کنده می‌شد. امسال امّا تورّم لجام‌گسیخته‌ی ایران و مهار آن هدفگذاری شد که با توجّه به هوش و زیرکی خامنه‌ای در دم به تله ندادن کمی عجیب بود. تورّم ۵۰درصدی چیزی نیست که حتّی با آمار جعلی بتوان آن را لاپوشانی یا انکار کرد. نکته اینجاست که چه معجزه‌ای قرار است رخ بدهد تا تورّم مهار شود؟

 

سؤال بالا را جور دیگر هم می‌توان طرح کرد و آن هم اینکه تا چه حد نرخ تورّم -و در مقیاسی گسترده‌تر بهبود شاخص‌های اقتصادی- با اساس ایدئولوژیک نظام فعلی همبسته است و آیا این دو قابل تفکیک‌اند؟ چگونه وقتی تحریم‌های بانکی اجازه‌ی نقل و انتقال عادی پول را بین کشورها و ایران نمی‌دهد قرار است وضع اقتصاد عوض شود؟ چطور وقتی تحریمهای ریزودرشت نفتی و غیرنفتی باعث ناتوانی از صادرات عادی شده، نفت با تخفیف‌های حیرت‌آور به چین فروخته می‌شود و پول آن هم به سادگی امکان بازگشت ندارد، دست دولت در اصلاح ساختار اقتصادی باز می‌شود؟ هیچ‌یک از بخشهای صنعت ایران نمی‌تواند به سادگی با جهان دادوستد کند و به همین دلیل در خود ایران هم در صورت نبودن قوانین سخت‌گیرانه‌ی وارداتی قافیه را به اجناس خارجی می‌بازد. صنعت گردشگری می‌توانست باعث رونق اقتصادی ایران شود ولی اوضاع نابسامان اجتماعی و سیاسی و گروگانگیری هر از چند وقت یکبار مسافران خارجی سبب کساد مطلق این صنعت شده است. چطور با برقراری نظام فعلی با این قانون اساسی و این مجریان می‌توان اساساً به بهبود اقتصاد ایران امیدوار بود؟

   

خود خامنه‌ای و بسیاری از سردمداران حکومت دست‌کم در خفا می‌گویند که اعتراضات اخیر گرچه وجهه‌ی فرهنگی و سیاسی داشت امّا ریشه در اوضاع نابهنجار اقتصادی دارد و با بهبود اوضاع معیشت اعتراضات هم کمرنگ‌تر خواهد شد. فرض کنیم این حرف درست باشد ولی پوشش اجباری پرچم هویّت نظامی است که با اتم‌بازی و محور مقاومت‌بازی خود را در مهلکه‌ی تحریمهای ریزودرشت انداخته و بیشتر اقشار ملّت را زیر خط فقر برده است؛ پس همه‌ی مسائل فوق به هم ربط دارند.

 

ستاد امربه‌معروف گفته است که شش ماهه مسئله‌ی حجاب را کنترل خواهد کرد. احتمالاً منظور وضع مجازاتهایی است که مردم را بترساند. اوّلاً که برخورد زوری اسمش کنترل نیست؛ یک جور آتش‌بس موقّت است و اصل مسئله باقی خواهد ماند. ثانیاً آن ریشه‌های اقتصادی،‌ اجتماعی و فرهنگی را که باعث اعتراض به حجاب اجباری شد چه می‌کنید؟ جوانان فعلی و والدین آنها پرورده‌ی مدارس همین نظامند که چهار دهه از آن می‌گذرد،‌ چطور شش‌ماهه تغییری حاصل خواهد شد؟ نه تنها اقتصاد که فرهنگ،‌ محیط زیست و دیگر وجوه اجتماعی ایران گروگان تفکّری بسته است که حاضر به اصلاح خویش و به‌روزشدن نیست. بهشت اجباری نظام خود را به شکل یک بسته‌ی کامل عرضه کرده و اجازه‌ی دست‌چین کردن نمیدهد. طبیعی است که تعداد کالاهای نخواستنی این بسته‌ی اجباری وقتی به حدّی برسد که نداشتنش از داشتنش به‌صرفه‌تر باشد، اکثریّت جامعه قید همه‌ی آن را خواهند زد.

سین هفتم - سیزده‌به‌در نظام با شمس

                                                                                                         یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۴۰۲

 

دشمن‌هراسی رهبرنظام

تا توانی در خصم به مهر خوش در نگر،‌ چو به مهر در کسی در روی او را خوش آید اگر چه دشمن باشد؛ زیرا که او را توقّع کینه و خشم باشد از تو، چو مهر بیند خوشش آید.

 

مقدّسات را خرج حکومت کردن

کسی پادشاهی را بیابد، ‌گوید: بایست. از تواضع عنان بکشد و گوید: ‌چه می‌خواهی؟ گوید: یک دو پیاز که در دیگ کنیم! من می‌گویم که دو عالم بیش ارزی و عزیزی و مکرّمی. او می‌گوید، نه من دو پول ارزم، بهای من دو پول است.

 

حساب‌رسی از سران نظام

کشتیبانان چون کشتی گران شود، بنگرند زفت‌تر کیست،‌ کتف زنند در دریا اندازند. بانگ برآید که این لمس چیست؟ گویند:‌ هیچ، به باد لتی در دریا افتاد.

 

اتّهام ویرانی‌طلبی به مخالفان نظام

این زمین را یکی می‌شکافد. یکی آمده است که این زمین سلامت را چرا خراب می‌کنی؟ او خود عمارت از خراب نمی‌داند. اگر خراب نکردی، زمین خراب شدی. نه در آن خرابی عمارتهاست؟

 

عدم رضایت رهبرنظام به برخورد با منتقد

می‌گوید که من نخواهم که پشه‌ای از من کوفته شود و بیازارد؛ ‌و خدا و بنده‌ی خدا را می‌آزارد و هیچ پای نمی‌دارد.


اصلاح نظام یا تغییر؟

یکی مزیّنی را گفت که تارهای موی سپید از محاسنم برچین. مزیّن نظر کرد موی سپید بسیار دید. ریشش ببرید به یک‌بار به مقراض و به دست او داد. گفت: تو بگزین که من کار دارم.


حکایت قوّه‌ی قضا 

«عنایت» قاضی به از دو گواه عدل.


نوشتن قانون اساسی آینده

تمنّای هر چیز مژدگانی است از حق به حصول آن چیز.

 

 برخورد نظام با منتقدان

هر که را سعادت باشد،‌ نصیحت او را صیقل باشد بر روی آینه. و هر که را سعادت نباشد، سخن نصیحت او را تاریک کند و آینه‌ی او را زنگ افزاید.

 

آخرین نصیحت

تا جان داری بکوش پیش از آن که منادی اجل برآید. این منادی می‌شنوی چه می‌گوید بر سر مناره؟ می‌گوید: ‌یکی را از شهر بیرون می‌کنند، ‌بیایید تا زودتر بیرون برند که اگر بیرون نبرند، ‌همه خانه رها کنند از گند او بگریزند.



مقالات شمس تبریزی، ‌تصحیح و تنقیح: محمّدعلی موحّد

Real Time Web Analytics